English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 173 (8 milliseconds)
English Persian
gate keeper دروازه بان
Other Matches
keeper نگهدار
keeper محافظ
keeper تورزیر اب حلقه چرمی وصل به تسمه تفنگ
keeper ریسمان کوچک وصل به بالای کمان ماهی بزرگ و مجاز برای سید
keeper دروازه بان
keeper بازرس
keeper حافظ
keeper نگهبان
keeper of a seal مهر دار
keeper of magnet حفاظ اهنربا
magnet keeper حفاظ اهنربا
range keeper محاسب توپ
range keeper محاسب مسافت توپ
wicket-keeper عقبدار
goal keeper دروازه بان
game keeper قرق چی میدان
game keeper قرق چی
bath keeper گرمابه دار
bath keeper حمامی
file keeper بایگان
door keeper دربان
book keeper دفتردار
cow keeper گاودار
score keeper منشی
shop keeper دکان دار
shop keeper صاحب دکان
time keeper متصدی اوقات کار
time keeper وقت نگه دار
bee-keeper متصدی نگهداری از زنبور عسل
bee-keeper زنبوردار
bee-keeper زنبور پرور
wicket-keeper دروازهبان
keeper ring حلقهنگهدارنده
meat keeper جاگوشتی
time keeper وقت نگهدار
time keeper متصدی اوقات
time keeper متصدی ثبت اوقات کار
changing the goal keeper تعویض دروازه بان
keeper [protector] [presever] نگاهدار [محافظ ]
aviation sotre keeper انبار دار قسمت هواپیمایی
penalty time keeper حساب نگهدار پنالتیهاو مدت اخراج بازیگران
goal keeper line خط دروازه بان
or gate دریچه یا
nor gate دریچه نایا
nor gate دریچه نقیض یا
Gate ورودی به باند
down gate راهگاه پایین دست
take out gate دریچه ابگیر ابیاری
not gate دریچه نا
not gate دریچه نقیض
not or gate دریچه نا- یا
or gate دریچه OR
saw gate چارچوب اره
not and gate دریچه نا- و
gate دروازهای که یک خروجی منط قی تولید میکند که بستگی به موقعیت ورودی ها دارد
gate مدخل
gate راه تغذیه لشعلث
gate گیت
and gate دریچه و
gate قسمت فنری قلاب کوهنوردی
gate دروازه شروع اسکی
gate محل سوار شدن مسافرین هواپیما در فرودگاه
and gate مدار AND
gate قط عات الکترونیکی که یک تابع منط قی را پیاده سازی می کنند
gate دروازهای که عمل AND منط قی را انجام میدهد
gate پیاده سازی الکترونیکی تابع EXNOR
gate پیاده سازی الکترونیکی تابع EXOR
gate پیاده سازی الکترونیکی تابع NAND
gate دروازه ورودی که خروجی آن معادل معکوس منط ق ورودی است
gate مدار الکترونیکی که تابع NOR را انجام میدهد
gate مدار الکترونیکی که تابع OR را انجام میدهد
gate یچ الکترونیکی منط قی که خروجی آن بستگی به وضعیت ورودی ها و نحوه پیاده سازی توابع منط قی دارد
gate سوزن اتصال به یک FET
gate زمانی که یک دروازه خروجی تولید میکند پس از دریافت داده ورودی
and gate دریچه و دریچه ضرب منطقی
gate دریچه
gate دروازه
gate در بزرگ
gate مدخل دریجه سد
gate تعداد دروازههای منط ق متصل بهم که در یک مدار مجتمع ایجاد شده تا یک تابع پیچیده را انجام دهد
gate وسایل ورود ورودیه
gate دریچه تنظیم اب در مخزن سد
gate فرمان پرواز هواپیما باحداکثر سرعت در درگیری هوایی
gate فرمان استفاده ازموشک و راکت در جنگ هوایی
tainter gate دریچه قطائی
pouring gate تغذیه قالب
spillway gate درخروجآبسطحسد
upper gate دروازهبالایی
pouring gate دریچه ریزش
wicket gate دهانهدریچه
gate money پولبلیطورودیه
crash the gate <idiom> بی دعوت رفتن ،پابرهنه وسط پریدن
xor gate دریچه یای ضمنی
waste gate مکانیزم کنترلی برای توربین گازهای خروجی موتورهای دارای توربوشارژر
He was approaching the gate. او [مرد] به دروازه نزدیک شد.
proselte of the gate کسی که به دین یهود درایدولی ختنه نکند
railroad gate درب ورودی راه اهن
starting gate دروازه شروع
sluice gate دریچه
sluice gate اب بند
sluice gate ابگیره
logic gate دروازه منطقی
tainter gate دریچه لولادار
lich-gate راهرو سرپوشیده
gate-leg پایهدروازهایشکل
lower gate دروازهپائینی
threshold gate دریچه استانهای
inclusive or gate دریچه یای شامل
ring gate دهانهحلقوی
roller gate دریچه غلطان
check gate دریچه تنظیم
equivalence gate دریچه معادل
exclusive nor gate دریچه نقیض یای انحصاری
exjunction gate دریچه یای انحصاری
flap gate دریچه یک طرفه
flood gate ابگیره
flood gate بندسیلگیر
flood gate سد دریچهای
gate crasher میهمان ناخوانده
gate electrode الکترود دریچهای
gate hanger التی که دریچه سد را باز نگه میدارد
equivalence gate دریچه هم ارزی
equality gate برابر سازی
equal gate دریچه برابری
color gate دریچه پیام رنگی
complement gate دریچه متمم ساز
cow gate چراگاه گاو
burst gate لامپ پیام گذار
caterpillar gate دریچه چرخ زنجیری
discharge gate دریچه تخلیه
blind gate دروازههای مسیر که دیده نمیشوند
bifurcation gate دریچهای که با دو مجراجریان را از خود عبور میدهد
elementary gate دریچه مقدماتی
elementary gate دریچه ابتدایی
gate leaf بدنه دریچه سد
gate meeting انجمنی که بادادن ورودیه بدان درایند
exclusive or gate دریچه یای انحصاری
head gate دریچه فوقانی کانال
indicator gate دریچه شاخص
lich gate راهرو
lich gate سرپوشیده گورستان کلیساکه مرده رادران می گذاشتندتاکشیش بیاید
head gate دریچه بالادست سد
majority gate دریجه اکثریت
nand gate دریچه نقیض و
nand gate دریچه ناو
nonequality gate دریچه نابرابری
golden gate پرتابی در بولینگ که میلههای 4 و 6 و 7 و 01 راباقی می گذارد
gate post تیرچارچوب دروازه باهویابازوی در
gate vessel شناور درب حوض تعمیرات ناو
gate transition شیر فلکه تبدیل
gate valve شیر کشویی
gate valve شیر قطع جریان
gate tube لامپ دریچهای
The crowd was pressing against the gate . جمعیت به درورودی فشار می دادند
gate chamber wall جایگاه حرکت دریچه
jet flow gate فشاراین دریچه زیاداست
jet flow gate دریچه با سرلوله
mitre gate recess دریچهتنفسشمار
master gate valve مدخلدریچهاصلی
gate operating platform سکوی مانور دریچه ها
gate-leg table میزپایهدروازهای
fixed wheel gate دریچه قرقرهای با محورثابت
gate operating ring حلقهورودیعملکننده
fixed roller gate دریچه چرخ قرقرهای ثابت
gate operating deck سکوی مانور دریچه ها
memory controller gate array ارایه درگاه کنترل حافظه
maximum gate trigger voltage ولتاژ احتراق حداکثر
Fortune Knocks at least once at everymans gate. <proverb> خوشبختى بالاخره یکبار در خانه هر کس را مى زند.
maximum gate trigger current جریان احتراق حداکثر
bear tape shutter gate دریچه شیروانی شکل
A creaking gate hang long. <proverb> یک دروازه شکسته مدتها سرپا می ایستد.
insulated gate field effect transistor ترانزیستور اف ای تی باگیت عایق
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com