Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 131 (6 milliseconds)
English
Persian
gate-leg
پایهدروازهایشکل
Other Matches
nor gate
دریچه نایا
and gate
دریچه و
gate
مدخل
gate
سوزن اتصال به یک FET
gate
یچ الکترونیکی منط قی که خروجی آن بستگی به وضعیت ورودی ها و نحوه پیاده سازی توابع منط قی دارد
gate
دروازهای که یک خروجی منط قی تولید میکند که بستگی به موقعیت ورودی ها دارد
gate
دروازهای که عمل AND منط قی را انجام میدهد
gate
پیاده سازی الکترونیکی تابع EXNOR
gate
پیاده سازی الکترونیکی تابع EXOR
gate
پیاده سازی الکترونیکی تابع NAND
and gate
مدار AND
and gate
دریچه و دریچه ضرب منطقی
Gate
ورودی به باند
saw gate
چارچوب اره
or gate
دریچه OR
or gate
دریچه یا
not or gate
دریچه نا- یا
take out gate
دریچه ابگیر ابیاری
not gate
دریچه نقیض
not gate
دریچه نا
not and gate
دریچه نا- و
down gate
راهگاه پایین دست
nor gate
دریچه نقیض یا
gate
دروازه ورودی که خروجی آن معادل معکوس منط ق ورودی است
gate
مدار الکترونیکی که تابع NOR را انجام میدهد
gate
فرمان استفاده ازموشک و راکت در جنگ هوایی
gate
فرمان پرواز هواپیما باحداکثر سرعت در درگیری هوایی
gate
دریچه تنظیم اب در مخزن سد
gate
وسایل ورود ورودیه
gate
مدخل دریجه سد
gate
در بزرگ
gate
دروازه
gate
دریچه
gate
محل سوار شدن مسافرین هواپیما در فرودگاه
gate
گیت
gate
راه تغذیه لشعلث
gate
قط عات الکترونیکی که یک تابع منط قی را پیاده سازی می کنند
gate
قسمت فنری قلاب کوهنوردی
gate
زمانی که یک دروازه خروجی تولید میکند پس از دریافت داده ورودی
gate
تعداد دروازههای منط ق متصل بهم که در یک مدار مجتمع ایجاد شده تا یک تابع پیچیده را انجام دهد
gate
دروازه شروع اسکی
gate
مدار الکترونیکی که تابع OR را انجام میدهد
pouring gate
دریچه ریزش
pouring gate
تغذیه قالب
proselte of the gate
کسی که به دین یهود درایدولی ختنه نکند
indicator gate
دریچه شاخص
lich gate
راهرو
lich gate
سرپوشیده گورستان کلیساکه مرده رادران می گذاشتندتاکشیش بیاید
logic gate
دروازه منطقی
nand gate
دریچه نقیض و
nand gate
دریچه ناو
nonequality gate
دریچه نابرابری
inclusive or gate
دریچه یای شامل
railroad gate
درب ورودی راه اهن
majority gate
دریجه اکثریت
roller gate
دریچه غلطان
ring gate
دهانهحلقوی
spillway gate
درخروجآبسطحسد
upper gate
دروازهبالایی
wicket gate
دهانهدریچه
gate money
پولبلیطورودیه
crash the gate
<idiom>
بی دعوت رفتن ،پابرهنه وسط پریدن
He was approaching the gate.
او
[مرد]
به دروازه نزدیک شد.
lower gate
دروازهپائینی
xor gate
دریچه یای ضمنی
sluice gate
ابگیره
sluice gate
اب بند
sluice gate
دریچه
starting gate
دروازه شروع
tainter gate
دریچه قطائی
tainter gate
دریچه لولادار
threshold gate
دریچه استانهای
waste gate
مکانیزم کنترلی برای توربین گازهای خروجی موتورهای دارای توربوشارژر
lich-gate
راهرو سرپوشیده
bifurcation gate
دریچهای که با دو مجراجریان را از خود عبور میدهد
equivalence gate
دریچه هم ارزی
equivalence gate
دریچه معادل
exclusive nor gate
دریچه نقیض یای انحصاری
exjunction gate
دریچه یای انحصاری
exclusive or gate
دریچه یای انحصاری
equality gate
برابر سازی
flap gate
دریچه یک طرفه
flood gate
ابگیره
flood gate
بندسیلگیر
equal gate
دریچه برابری
elementary gate
دریچه ابتدایی
blind gate
دروازههای مسیر که دیده نمیشوند
burst gate
لامپ پیام گذار
caterpillar gate
دریچه چرخ زنجیری
check gate
دریچه تنظیم
color gate
دریچه پیام رنگی
complement gate
دریچه متمم ساز
cow gate
چراگاه گاو
gate keeper
دروازه بان
discharge gate
دریچه تخلیه
elementary gate
دریچه مقدماتی
flood gate
سد دریچهای
gate valve
شیر کشویی
gate vessel
شناور درب حوض تعمیرات ناو
golden gate
پرتابی در بولینگ که میلههای 4 و 6 و 7 و 01 راباقی می گذارد
gate valve
شیر قطع جریان
gate tube
لامپ دریچهای
gate transition
شیر فلکه تبدیل
gate post
تیرچارچوب دروازه باهویابازوی در
head gate
دریچه فوقانی کانال
gate meeting
انجمنی که بادادن ورودیه بدان درایند
gate leaf
بدنه دریچه سد
head gate
دریچه بالادست سد
gate crasher
میهمان ناخوانده
gate hanger
التی که دریچه سد را باز نگه میدارد
gate electrode
الکترود دریچهای
The crowd was pressing against the gate .
جمعیت به درورودی فشار می دادند
mitre gate recess
دریچهتنفسشمار
jet flow gate
فشاراین دریچه زیاداست
jet flow gate
دریچه با سرلوله
gate chamber wall
جایگاه حرکت دریچه
master gate valve
مدخلدریچهاصلی
gate-leg table
میزپایهدروازهای
gate operating ring
حلقهورودیعملکننده
fixed wheel gate
دریچه قرقرهای با محورثابت
fixed roller gate
دریچه چرخ قرقرهای ثابت
gate operating platform
سکوی مانور دریچه ها
gate operating deck
سکوی مانور دریچه ها
bear tape shutter gate
دریچه شیروانی شکل
Fortune Knocks at least once at everymans gate.
<proverb>
خوشبختى بالاخره یکبار در خانه هر کس را مى زند.
A creaking gate hang long.
<proverb>
یک دروازه شکسته مدتها سرپا می ایستد.
maximum gate trigger current
جریان احتراق حداکثر
memory controller gate array
ارایه درگاه کنترل حافظه
maximum gate trigger voltage
ولتاژ احتراق حداکثر
insulated gate field effect transistor
ترانزیستور اف ای تی باگیت عایق
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com