English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 10 (1 milliseconds)
English Persian
gathered گرد امدن
gathered جمع شدن
gathered بزرگ شدن
gathered جمع کردن
gathered گرد کردن گرداوری کردن
gathered نتیجه گرفتن استباط کردن
gathered نوشتن یک گروه از رکوردهای جداگانه به صورت بلاک داده
gathered دریافت داده از منابع مختلف
gathered و مرتب کردن و وارد کردن آن به روش درست در پایگاه داده
Other Matches
A big crowd gathered. جمعیت انبوهی جمع شد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com