English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 99 (1 milliseconds)
English Persian
glide bomb بمب یا موشک لغزنده در هوا بمب لغزنده
Other Matches
glide خزیدن
glide حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
glide سرخوردن
glide پرواز کردن بدون نیروی موتور
glide سبک پریدن
glide نرم رفتن
glide سریدن اسان رفتن
glide خرامش
glide سر خوردن
glide slope زاویه فرود ازاد هواپیما یاموشک
glide ratio نسبت مسافت طی شده به هرپای فرود با هواپیمای بی موتور
glide ratio نسبت سریدن
glide plane سطح لغزش
glide path مسیر پرواز در حال سرخوردن
glide path مسیر حرکت ازاد یا پرواز ازاد هواپیما یاموشک
glide path مسیر فرود ازاد
glide mode روش پرواز با مسیر باد
glide mode روش پرواز ازاد
A-bomb بمب اتمی
H-bomb بمب هیدروژنی
A-bomb بمباران اتمی کردن
A-bomb با بمب اتمی حمله کردن
bomb out شروع شیرجه از هواپیما
bomb بن بست
bomb خرابی غیر عادی کامپیوتر crash
bomb غیر رسمی از بین رفتن
bomb بخشی از کد که توابع نامط لوب مثل آسیب در سیستم ایجاد میکند در صورتی که چنیدین وضعیت درست باشند
bomb بمب
bomb نارنجک
bomb بمباران کردن
bomb زیر اب ناپدید شدن موج سوار
bomb شوت دور محکم زدن گوی لاکراس پاس بلند که منجر به لمس گردد
bomb تابعی در برنامه برای ایجاد خرابی و از بین بردن داده در یک زمان مشخص
bomb مخزن
bomb شکست فاحش
bomb یک برنامه زمانی دچار این حالت میشود که خروجیهای ان نادرست بوده و یا به علت اشتباهات منطقی وگرامری قابل اجرا شدن نباشد
fire bomb بمب اتش زا
time bomb بمب ساعتی
fission bomb بمب اتمی
fission bomb بمب هستهای
fission bomb بمب شکافت
fusion bomb بمب فوزیونی
fusion bomb بمب ذوب کننده
gas bomb بمب گازی
hung bomb بمبی که پس از پرتاب خود به خود به هواپیما اویزان بماند
petrol bomb نوعیبمببنزینی
parcel bomb بمبیکهدرونبستهایجاسازیشدهوبهمحضبازشدندربستهمنفجرمیشود
car bomb بمبیکهداخلیا زیر ماشینجاسازیکردهباشند
bomb scare اطلاعتلفنیازوجودبمبدرمکانیتوسط شخصی
bomb factory مکانغیرقانونیساختبمب
plastic bomb بمب خمیری
plastic bomb بمب پلاستیکی
neutron bomb بمب نوترونی
letter-bomb بمب نامهای
wooden bomb بمب سالم و بادوام
para bomb بمب قابل پرتاب به وسیله چتر نجات
para bomb بمب چتردار
leaflet bomb بمب حاوی اعلامیه یا اوراق تبلیغاتی
incendiary bomb بمب اتش زا
roadside bomb بمب دست ساز
depth bomb بمب عمل کننده در زیر اب
bomb disposal از کار انداختن بمب
cluster bomb لوستر چندشاخه شمش
cluster bomb قالب
cluster bomb کامپیوتر مرکزی که ارتباطات بین دو وسیله خوشه ورا شده یا محلی از حافظه را کنترل میکند
cluster bomb یک یا چند شیار روی دیسک سخت برای ذخیره سازی یک فایل یا بخشی از یک فایل
cluster bomb تعداد ترمینال یاوسایل یا ایستگاهها یا مکانهای حافظهای که در یک محل جمع شده اند و کنترل می شوند
cluster bomb کلاستر
cluster bomb مین خوشهای
cluster bomb خوشه مین خوشهای
bomb disposal تخریب بمب
cluster bomb خوشه
cluster bomb دسته
cluster bomb سنبله دسته کردن
cluster bomb جمع کردن خوشه کردن
cluster bomb اویز چند شاخه
depth bomb بمب زیرابی
cluster bomb گروه
bomb reconnaissance شناسایی محل بمبهای عمل نکرده شناسایی محل بمب
bomb proof پناهگاه یاساختمانی که در مقابل بمب مقاوم باشد
bomb proof ضد بمب
fire bomb بمب اتش افروزبنزینی
bomb cemetery محل تجمع بمبهای فاسد
bomb cemetery محل تخریب بمبهای عمل نکرده
atom bomb بمب اتمی
hydrogen bomb بمب هیدروژنی
hydrogen bomb بمب ترکیبی اتمی
an incendiary bomb بمب اتش زا یا اتش انگیز
bomb alarm system سیستم اعلام خطر بمباران اتمی
bomb damage assessment تعیین میزان خسارت ناشی ازبمب
To burst ( exploded) a bomb. بمب ترکاندن
bomb sighting system سیستم نشانه روی بمب سیستم هدف گیری بمب
bomb release line خط فرضی دور هدف که هواپیما بمب خود را داخل ان رها میکند
bomb release point نقطه رهایی بمب
bomb release line خط رهایی بمب
smoke bomb discharger تخلیهبمبدوددار
bomb impact plot بردن محل اصابت بمب روی نقشه
final bomb release line اخرین خط رهایی بمب اخرین خط پرتاب بمب
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com