English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 139 (2 milliseconds)
English Persian
gold mining استخراج طلا
Other Matches
mining معدنکاری
mining معدنکاوی
mining کان کنی
mining مین گذاری
mining معدن کاری
mining استخراج معدن
mining مین گذاری کردن
coal mining معدن ذغال سنگ [کان کنی]
axial mining مین گذاری محوری
surface mining استخراج معدن روباز
mining effect اثر انفجاری مین
mining effect اثر مینی شکل ترکش مینی شکل
quartz mining رگه زنی زیرکنی
ice mining مین گذاری یخها
under ground mining استخراج زیرزمینی
coal mining کان ذغال سنگ [کان کنی]
ice mining انفجار یخ رودخانه یا دریاچه ها به وسیله مین
axial mining مین گذاری طولی
strip mining [American E] استخراج معدن روباز
opencast mining [British E] استخراج معدن روباز
Open-pit mining استخراج معدن روباز
best gold تیری که نزدیک به نشان اصابت کرده تیری که نزدیک به مرکزهدف اصابت کرده باشد
Gold <adv.> <noun> رنگ طلائی
gold جامه زری
gold چشم گاومیش
gold سکه زر
gold ثروت رنگ زرد طلایی
gold اندود زرد نخ زری
gold طلا
gold زر
gold Au :symb
gold دایره مرکزی هدف
gold پول
gold standard پایه طلا
ingot gold شمش طلا
ingot of gold شمش طلا
inlaid with gold زرنشان
gold thread گلابتون زر
gold standards حالتی که پشتوانه اسکناس یا پول کشوری طلا باشد
gold refining تصفیه طلا
gold pool صندوق مشترک طلا
gold refinery واحد تصفیه طلا
gold reserve اندوخته طلا
gold solder لحیم طلا
gold standard واحد طلا
gold standard نظام پولی طلا
gold standard نظام پایه طلا
gold standards سیستم پشتوانه طلا
inlaid with gold زرکوب
inlaid with gold طلا کوب
as good as gold <idiom> مثل یک تکه جواهر
to dig gold زرکندن
All is not gold that glitters. <proverb> هر آنچه میدرخشد طلا نیست(هر گردى گردو نیست).
All that glitters is not gold . <proverb> هر چیزى که مى درخشد طلا نیست.
heart of gold <idiom> شخصیت بخشنده داشتن
gold-rimmed آنچهلبهوقالبطلاداشتهباشد
gold-plated آبطلا دادهشده - طلااندودشده
gold dust خاک طلادار
gold dust گرد طلا
white gold الیاژی از طلا شبیه به پلاتین که از ترکیب نیکل یا سایرفلزات و طلا بدست می اید
to prospect for gold جستجوی زردر محلی کردن برای جستجوی زر در جایی پی کردن
to dig gold زردراوردن
the name of the unit of gold دینار
red gold پول
red gold زر
paper gold منظور حق برداشت مخصوص است
paper gold طلای کاغذی
gold washing شستن طلائی [نوعی سفیدگری مرسوم در افغانستان که با رنگزدائی فرش های قرمز، آنرا بصورت ترکیبی اتفاقی از رنگ های زرد و نارنجی در می آورد. این نوع زمینه رنگی، مورد علاقه بعضی از خریداران اروپایی می باشد.]
gold parting تصفیه طلا
gold fish ماهی طلایی
gold beater زرورق ساز
gold beating زرورق سازی
gold beetle سوسک طلایی
gold bug سوسک طلایی
gold cloth زربفت
gold cloth زری
gold contacts اتصالات الکتریکی
gold contacts که با طلا پوشیده شده اند تا مقاومت الکتریکی را افزایش دهند
gold crisis بحران طلا
gold beating زرکوبی
gold bar شمش طلا
gold amalgam جیوه امیخته بازر
gold carats f. زرهیجده عیار
gold fish ماهی قرمز
gold medal مدال طلا
gold medals مدال طلا
fool's gold پیریت
fool's gold سولفور اهن
dutch gold زرورق بدل
gold tisane زر بافت
gold tisane زربفت
gold washer خاکشو
gold washer کسیکه خاک زرداررابرای زرجویی میشوید لاوک خاکشویی
gold digger جوینده طلا
gold digger زنی که با افسونهای زنانه مردان را تیغ میزند
gold foil زرورق کلفت
gold foil ورقه زر
gold flow انتقال طلا
gold flow جریان طلا
gold filled دارای روکش طلا
gold field ناحیه زرخیز
gold leaf ورقه طلای نازک
gold leaf زرورق نازک
gold market بازار طلا
gold embroidery زردوزی
gold palm نشان شرکت در جنگهای ازادی امریکا
gold parity برابری طلا
gold palm نوعی نشان جنگی
gold fever اتش حرص که درجویندگان زرافروخته میشود
gold or silver گلابتون
gold fever حرص زرجویی
gold lace [braids] گلابتون [نخ های تزئینی از طلا یا نقره برای جلوه های ویژه در زمینه قالیچه]
gold and silver plant حشیشه القمر
gold import point نقطه ورود طلا
gold leaf electroscope الکتروسکپ با برگههای طلا
gold worked steel فولاد اصلاح شده
gold import point حالتی است که کشور خریداری کننده کالابه جای ارز یا پول
gold import point طلای خالص به فروشنده میدهد
gold oak leaf برگ خرما
gold backing system نظام پشتوانه طلا
the streets are paved with gold <idiom> از در و دیوار شهر پول می بارد
gold currency system نظام پولی طلا
gold exchange standard پایه ارز طلا
to alloy gold with copper بارزدن
to alloy gold with copper امیختن
gold export point قیمت کالای خارجی با ارزخریداری شده خودداری میکند
international gold standard پایه طلای بین المللی
to alloy gold with copper عیارزدن
gold bullion standard پایه طلای غیر مسکوک
gold bullion standard پایه شمش طلا
The gold market is booming . بازار طلااینروزها گرم است
My gold ring is in pawn. انگشتر طلایم درگرو است
silver inwrought with gold سیمینهای که زردر ان کارکرده باشند
rolled gold bracelet دست بند طلایی [غلتیده ]
gold backing system نظام پایه طلا
the morning hour has gold in its mouth <proverb> سحرخیز باش تا کامروا باشی
full bodied gold coin سکه طلای تمام عیار
Anyone can count the seeds in an apple, but only Gold can count the number of apples in a seed. هر کسی نمی تواند تعداد دانه های داخل یک سیب را بشمارد اما فقط خدا می تواند تعداد سیب های نهفته در یک دانه را بشمارد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com