English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
goods traffic [British E] رفت و آمد بار
goods traffic [British E] حمل و نقل بار
Other Matches
goods امتعه
available goods کالاهای موجود
goods کالاها
goods اجناس
goods جنس
goods کالا
d. of goods تحویل کالا یا اجناس
get the goods on someone <idiom> فهمیدن اطلاعات بد درمورد کسی
through traffic ترافیک ترانزیتی
traffic اصط لاحی که تمام پیام ها و سیگنالهای پردازش شده سیستم را در ارتباطی شامل شود
traffic تعداد پیام ها و داده ارسالی روی شبکه یا سیستم در یک دوره زمانی
one-way traffic عبوریکطرفه
through traffic عبور یکسره
through traffic شد امد ترانزیتی
through traffic امد و رفت ترانزیتی
two-way traffic محلعبوردوطرفه
traffic شد وامد
traffic تجمع مدافعان
traffic تجارت غیرقانونی
traffic رفت و امد وسایل نقلیه
traffic امد و شد
traffic ترافیک
traffic رفت و امد
traffic امد و رفت
traffic تردد کردن
traffic امد وشدکردن
traffic مخابره
traffic کالا
traffic داد وستدارتباط کسب
traffic عبو ومرور وسائط نقلیه
traffic امد وشد رفت وامد
traffic عبور و مرور
traffic تجارت
traffic مبادله کالا
traffic داده پیام دریافتی
traffic امد و شد حمل و نقل
traffic نرخ پیام هایی که وارد صف می شوند در برابر آنهایی خارج می شوند در یک زمان مشخص
traffic تجارت هدایت شده
traffic نقل
traffic انتقال دریانوردی
traffic گذشتن
traffic حرکت سیر
traffic مط العه زمان , نوع و کیفیت پیام ها و سیگنالهای پردازش شده در یک سیستم
mixed goods کالاهای مختلط
substandard goods اجناس بنجل
merit goods کالاهای ایده ال
merit goods کالاهای مطلوب
marketable goods کالاهای قابل عرضه به بازار
producer goods کالاهای تولیدی
piece goods کالاهایی که بصورت دانهای بفروش میرسد
order for goods سفارش کالا
on receipt of the goods برسیدن کالا
perishable goods perishables
on receipt of the goods بوصول کالا
nonessential goods کالاهای غیر اساسی
overdue goods کالاهای تحویل نشده
perishable goods کالاهای فاسد شدنی
perishable goods کالاهای خراب شدنی کالاهای فاسد شدنی
narrow goods نوار قیطان
narrow goods کاذی باریک
nondurable goods کالاهای بی دوام
lien on goods حق حبس کالا
hazardous goods کالاهای خطرناک
hard goods اجسام سخت
hard goods اجسام پایدار ومقاوم
handling of goods جابجایی امتعه
handling of goods جابجایی کالا
goods on consignment کالاهای امانی
goods on approval تحویل کالا به شرط قبولی کالاهای مشروط
goods receiving کالاهای درحال تحویل
goods receiving کالاهای دریافتی
goods inwards کالاهای درحال تحویل
hazardous goods امتعه خطرناک
heavy goods کالاهای سنگین
knit goods کالای کش بافت
knit goods کش بافت
inwards goods کالاهای وارداتی
investment goods کالاهای سرمایهای
intermediate goods کالاهای واسطه
intermediate goods کالاهای واسطهای
household goods her by girl married anewly to given parents جهیزیه
rationed goods کالاهای جیره بندی شده
heavy goods ماشین الات سنگین
heavy goods محصول صنایع سنگین
goods inwards کالاهای دریافتی
producer goods کالاهای سرمایهای
valuable goods اشیاء بهادار
goods station ایستگاهکالاهایتجارتی
supporting goods موادی که در کالا بکاربرده نمیشودولی جهت تولید کالا لازم میباشد
supporting goods کالاهای حمایتی
substitute goods کالاهای جانشین
stolen goods کالای مسروقه
stolen goods مال مسروقه
stolen goods مال دزدی کالای دزدیده شده
stolen goods اموال مسروقه
yard goods اجناس ذرعی
the goods are on order کالا را سفارش داده ایم
valuable goods اشیاء باارزش
to t. a cusomer for goods کالای نسیه به مشتری دادن توگلایاردوی اعتباعجنس به مشتری دادن
to discharge goods کالا را تخلیه کردن
to countermand goods سفارش کالا را پس گرفتن
to boycott goods تحریم کردن کالا
we ran out of these goods این کالای ما تمام شد
white goods پارچه سفید نخی
the goods in question کالای موردبحث
white goods حوله سفید ملافه
staple goods کالای بسیار ضروری
spot goods کالاهای اماده تحویل
public goods کالاهای عمومی
proprietary goods کالاهای اختصاصی
proprietary goods کالاهایی که دارای علامتی خاص میباشند
prohibited goods کالاهای منع شده
prohibited goods اشیاء ممنوع
prohibited goods کالاهای ممنوعه
producer's goods هرچیزی که تولید کننده یا صاحب کارخانه در جهت تولید جنس دیگری ازان استفاده کند
producer's goods مواد تولیدی
producer's goods کالاهای مولد
Goods to declare همراه داشتن کالاهای گمرکی
deliver the goods <idiom> موفق درانجام کاری که خوب انتظار میرود
spot goods کالاهای موجود
soft goods کالاهای مصرف شدنی
soft goods کالاهای بی دوام
smuggled goods کالای قاچاق
secondhand goods کالاهای دست دوم
goods wagon واگنحملکالا
manufactured goods کالایکارخانهساز
Contraband goods. کالای قا چاق
producer's goods کالاهای سرمایهای کالاهای تولیدی
goods intake کالاهای درحال تحویل
luxury goods کالاهای تشریفاتی
consumption goods کالاهای مصرفی
acceptance of goods قبول کردن کالا
consolidate goods کالاها را ادغام کردن
complementary goods کالاهای مکمل
competitive goods کالاهای مورد رقابت
consumer goods کالای مصرفی
luxury goods کالاهای تجملی
d. in second hand goods دست فروش
d. in second hand goods سمسار
consumer goods اشیاء مصرفی
custody of goods حفافت یا نگهداری کالا
consumer goods کالاهای مصرفی
contrabanded goods اموال و اشیا قاچاق
collective goods کالاهای قابل استفاده جمعی کالاهای عمومی که استفاده یک فرد ازانها موجب محرومیت دیگران از استفاده ان کالاها نمیشود
common goods کالای مورد نیاز عموم
collective goods پارک و غیره
collective goods مانند جاده
attractive goods کالاهای جذاب
capital goods کالاهای سرمایهای
business goods کالای تولیدی
bill of goods صورت کالا
bill of goods فهرست تجارتی
bonded goods کالاهایی که در انبار گمرک میباشد
branded goods کالاهای دارای علامت تجاری کالاهای مارکدار
capital goods دارایی ثابت
appropriation of goods ضبط مال التجاره
acceptance of goods پذیرفتن کالا
collective goods کالاهای جمعی
transport of goods حمل و نقل بار
collection of goods دریافت کالا
checking of goods بررسی امتعه
carriage of goods حمل و نقل کالا
transport of goods رفت و آمد بار
bonded goods کالاهایی که تحت کنترل گمرک نگهداری میشود
goods intake کالاهای دریافتی
goods and chattels اموال و دارائیهای منقول
fancy goods کالاهای تجملی
fate of goods وضعیت کالا
final goods کالای نهائی
final goods کالا برای مصرف نهائی
finished goods کالاهای ساخته شده
finished goods کالاهای اماده فروش
futures goods کالاهایی که در معامله سلف خرید و فروش می گردد کالاهای مورد معامله سلف
goods afloat کالای در راه
goods and services کالاها و خدمات
goods in pledge کالای گروی
goods in transit کالاهای عبوری
dutiable goods کالایی که حقوق گمرکی یاعوارض دیگربدان تعلق می گیرد
durable goods کالاهای بادوام
dress goods قماشهای زنانه
consumer's goods کالای مصرفی
goods trains قطار حمل کالا
dry goods خشکبار
discount of goods تخفیف روی کالا
dry goods اجناس خشک
goods train قطار باربری
goods train قطار حمل کالا
goods trains قطار باربری
durable goods کالای بادوام یا فاسد نشدنی کالاهای دیرپای
traffic volume بار شد و امد
traffic post پست کنترل و عبور مرور پاسگاه کنترل عبور و مرور
traffic peak تیزه شد امد
traffic peak حداکثر عبور و مرور
traffic stream جریان امد و شد
traffic sign علامت عبور و مرور
traffic paint خط کشی راه
traffic lane خط شد امد
traffic stream جریان رفت و امد
traffic circle دایرهی یک طرفه
traffic stud سنگ راه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com