Total search result: 201 (9 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
graphics input hardware |
سخت افزار ورودی گرافیکی |
|
|
Other Matches |
|
hardware |
دستگاههای اصلی |
hardware |
دیسکها و مکانیزم هایی که یک کامپیوتر و وسایل جانبی آنرا می سازد |
hardware |
مدارهای مجتمع |
hardware |
قط عات |
hardware |
واحدهای فیزیکی |
hardware |
ابزار |
hardware |
اهن الات |
hardware |
سخت افزار |
hardware |
سخت ابزار |
hardware |
اهن الات ابزارالات |
hardware specialist |
متخصص سخت افزار |
hardware reset |
باز راه اندازی سخت افزاری |
common hardware |
قطعات عمومی |
common hardware |
ابزار و الات عمومی سخت ابزارهای عمومی |
hardware check |
مقابله سخت افزاری |
hardware configuration |
پیکربندی سخت افزار |
hardware dependent |
وابستگی سخت افزاری |
hardware key |
کلید سخت افزاری |
hardware monitor |
مبصر سخت افزاری |
hardware platform |
پایگاه سخت افزار |
hardware resources |
منابع سخت افزاری |
joiner's hardware |
ابزار نجاری |
pseudo hardware |
شبه سخت افزار |
hardware description language |
زبان تشریع سخت افزاری |
graphics |
استاندارد برای دستورات نرم افزاری و توابع شرح ورودی /خروجی گرافیکی برای تامین تابع یکسان روی هر نوع سخت افزار |
graphics |
نگاره سازی |
graphics |
وسیله سطح که به کاربر امکان وارد کردن اطلاعات گرافیکی در کامپیوتر با رسم روی سطح آن میدهد |
graphics |
پردازنده جانبی که سرعت نمایش را افزایش میدهد. محل پیکس ها را محاسبه میکند که خط c شکل را می سازند و آنها را نمایش میدهد |
graphics |
کارت اضافی برای PC یا Macintosh که متن ها ایجاد شده یا تصاویر را با یک منبع ویدیویی خارجی ترکیب میکند |
graphics |
تعداد توابع ذخیره شده در فایل کتابخانهای که به هر برنامه کاربر اضافه میشود برای ساده کردن عمل نوشتن برنامههای گرافیکی |
graphics |
روشی که داده شرح تصویر ذخیره میشود |
graphics |
فایل که حاوی داده شرح تصویر است |
graphics |
شکل برنامه ریزی شده که روی صفحه غیرگرافیکی بجای حرف قابل نمایش است که در سیستمهای ویدیویی برای نمایش تصاویر ساده به کار می رود |
graphics |
فن استعمال نمودار |
graphics |
در کامپیوتر که دستورات نرم افزاری را به سگنالهای الکتریکی تبدیل می کنند که گرافیک را روی صفحه تصور متصل نشان میدهد |
graphics |
وسیله الکترونیکی |
graphics |
کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند |
graphics |
قلم نوری با دقت بالا برای رسم روی صفحه نمایش گرافیکی |
graphics |
UDV مصخصو که تصاویر گرافیکی رنگی و با resolution را به خوبی متن نشان میدهد |
graphics |
تصاویر یا خط وطی که قابل رسم روی کاغذ یا صفحه نمایش باشد برای نمایش اطلاعات |
graphics |
گرافیک |
graphics |
ترمینال ویدیو متن که حروف نمایش داده شده آن از محدود حروف گرافیکی و نه متن هستند |
graphics |
ترمینال مخصوص با نمایش گرافیکی با resoleetion بالا و صفحه گرافیکی و سایر وسایل ورودی |
graphics |
پیش نویس توابعی که دستورات گرافیکی استاندارد ایجاد میکنند مثل رسم خط و... که از طریق برنامه قابل صدا کردن هستند تا نوشتن برنامه را ساده کنند |
graphics |
که برای ایجاد شکلهای ندیگر به کار می رود |
graphics |
شکل ابتدایی |
graphics |
چاپگری که قادر به چاپ تصاویر map-bit است |
graphics |
رسم |
analytical graphics |
گرافیک تحلیلی |
turtle graphics |
گرافیک لاک پشتی |
graphics terminal |
ترمینال گرافیکی |
graphics digitizer |
دیجیتالی کننده گرافیکی |
vector graphics |
نگاره سازی برداری |
graphics display |
نمایش گرافیکی |
computer graphics |
نگاره سازی کامپیوتری گرافیک کامپیوتری |
computer graphics |
نگاره سازی کامپیوتری |
block graphics |
نگاره سازی بلوک |
bar graphics |
وسیله نوری ای که داده را از بار کد می خواند |
bar graphics |
دادهای که به صورت مجموعهای از خطهای چاپی با پهنای مختلف نمایش داده شده است |
character graphics |
نگاره سازی دخشهای |
calligraphic graphics |
گرافیک خطاطی |
business graphics |
گرافیکهای تجاری |
color graphics |
گرافیک رنگی |
graphics mode |
حالت نگاره سازی |
graphics printer |
چاپگر گرافیکی |
interactive graphics |
نگاره سازی فعل و انفعالی گرافیک فعل و انفعالی گرافیک محاورهای |
management graphics |
مدیریت گرافیک |
passive graphics |
گرافیک منفعل |
presentation graphics |
گرافیک تجاری با کیفیت بالا که روی نکات مطرح شده بامدیریت در زمینه طرح ها وبودجه ها تکیه خاصی دارد نگاره سازی نمایشی |
hi res graphics |
graphics resolution high تصویر صاف و واقعی روی صفحه نمایش که به وسیله تعداد زیادی سلولهای تصویرتولید میشود |
harvard graphics |
هاروارد گرافیکس |
harvard graphics |
برنامه نگاره سازی هاروارد |
presentation graphics |
گرافیک برای نمایش اطلاعات تجاری یا داده |
graphics, business |
تجارت |
graphics, business |
گرافیک |
graphics tablet |
تخته نگاره سازی |
graphics tablet |
لوح گرافیکی |
graphics spreadsheet |
صفحه گسترده نگارهای |
graphics screen |
صفحه گرافیکی |
graphics scanner |
پویشگر نگارهای |
graphics resolation |
وضوح گرافیکی |
graphics program |
برنامه گرافیکی |
raster graphics |
روش مرتب کردن و نمایش داده بصورت سطرهای افقی از یک شبکه یکنواخت یاسلولهای تصویر |
analysis graphics |
نمودارهای تحلیلی |
apa graphics |
نگاره سازی APA |
analytical graphics |
نگاره سازی تحلیلی |
hercules graphics adapter |
استاندارد برای آداپتور تک گرافیک با renolation بالا ساخت Hercules Carporation |
hercules graphics adapter |
وفق دهنده نگاره سازی هولوکس |
computer graphics metafile |
فایل برتر نگاره سازی کامپیوتری |
video graphics array |
ارایه نگاره سازی بصری |
vector graphics display |
بردار نمایش گرافیکی |
graphics file format |
فرمت فایل نگارهای |
enhanced graphics display |
صفحه نمایش نگاره سازی پیشرفته |
bit mapped graphics |
گرافیک نگاشت ذره یی |
raster scan graphics |
نمایش بصری صفحه تصویربا خطوط افقی |
object oriented graphics |
نگاره سازی موضوعی |
color graphics adapter |
وفق دهنده نگاره سازی رنگی |
stand alone graphics system |
سیستم گرافیکی خودکفا |
enhanced graphics adaptor |
وفق دهنده نگاره سازی پیشرفته |
interactive graphics system |
سیستم گرافیکی محاورهای |
random scan graphics |
نگاره سازی با پوشش تصادفی |
low res graphics |
گرافیک با وضوح پایین |
all points addressable graphics |
نگاره سازی نشان دهی به همه نقاط |
low resolution graphics |
توانایی نمایش بلاکهای گرافیکی با اندازه حروف یا تنظیم مجدد شکل ها روی صحفه بجای استفاده از پیکسهای جداگانه |
multicolor graphics aray |
ارایه نگاره سازی چند رنگ |
national computer graphics association |
انجمن ملی گرافیک کامپیوتری |
input |
مصرفی |
input |
درونداد |
input |
توان اولیه |
input |
توان ورودی ورودی |
input |
سیگنال اولیه |
input |
ورودی |
input |
در رونده |
input |
پول بمیان نهاده |
input |
نیروی مصرف شده |
input |
توان ورودی |
input |
درون داد |
input |
داده ها اطلاعات ورودی |
input |
خرج |
input |
انرژی وارده به دستگاه قدرت ورودی |
input |
درون گذاشت |
input |
سیگنالهای الکتریکی که به مدارهای مربوطه اعمال می شوند تا عملیات را انجام دهند |
input |
وسیلهای مثل صفحه کلید یا خواننده بار کد که عملیات یا اطلاعات را به صورتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند و داده را به پردازنده ارسال میکند |
input |
مجموعه دستوراتی که وسیله ورودی /خروجی را کنترل میکند و داده دریافتی را به محل اصلی ذخیره سازی انتقال میدهد |
input |
فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود |
input |
داده یا اطلاعی که به کامپیوتر منتقل شده است |
input |
عمل وارد کردن اطلاعات |
input |
انتقال داده یا اطلاع از خارج کامپیوتر به حافظه اصلی اش |
input |
دادن ورودی |
input |
لیست دستورات که به صورت ورود انجام می شوند. |
input |
وسیله ورودی |
input |
دستور زبان برنامه نویسی که منتظر ورود داده می ماند از پورت یا صفحه کلید |
input |
سردستهای که وسیله ورودی را به کامپیوتر وصل میکند |
input |
مدار یا اتصالی که به کامپیوتر امکان دریافت داده از وسیله خارجی میدهد |
input |
بخشی از حافظه اصلی که داده ارسالی از حافظه پشتیبان را می گیرد تا پردازش شود یا در بخشهای دیگر توزیع شود |
input |
بلاک داده ارسالی به فضای ورودی |
input |
کامپیوتر یا وسیلهای که کندترین بخش آن ارسال داده است |
input |
فضای ذخیره سازی موقت داده از رسانه ورودی پیش از ارسال آن به حافظه یا پشتیبان |
input |
ای که خلی سریع نیست به علت محدودیت نرخ ورودی از رسانه جانبی کندتر |
input |
درداده |
input |
1-تابع ورودی . 2-فضای ورودی |
input |
کامپیوتری که داده دریافت میکند |
input spectrum |
بیناب یا طیف اولیه |
input stream |
جریان سیر ورودی |
input stage |
طبقه ورودی |
input socket |
ساکت ورودی |
input stage |
طبقه اولیه |
input spectrum |
طیف ورودی |
input tape |
نوار اولیه |
input stream |
مسیل ورودی |
input terminal |
ترمینال ورودی |
input unit |
واحد اولیه |
input terminal |
ترمینال اولیه |
input time |
زمان اولیه |
input transformer |
ترانسفورماتور اولیه |
input translator |
مترجم ورودی |
input unit |
واحد ورودی |
input voltage |
ولتاژ اولیه |
input signal |
سیگنال اولیه |
input parameter |
پارامتراولیه |
input power |
توان ورودی |
input power |
قدرت ورودی |
input preamplifier |
پری امپلی فایر ورودی تقویت کننده ورودی |
input programme |
برنامه ورودی |
input pulse |
ایمپولز ورودی |
input pulse |
پالس ورودی |
input queue |
صف ورودی |
input reactance |
مقاومت کور اولیه |
input reactance |
راکتانس اولیه |
input reactor |
پیچک ورودی |
input reactor |
سلف ورودی پیچک ماقبل |
input register |
ثبات ورودی |
input resistance |
مقاومت ورودی |
input resistance |
مقاومت موثر اولیه |
input signal |
سیگنال ورودی |
input parameter |
پارامتر ورودی |
input waveform |
شکل موج ورودی |
input/output |
ارسال و دریافت داده بین کامپیوتر و رسانه جانبی و نقاط دیگر خارج سیستم |
instrumental input |
داده سودمند |
input selector |
انتخابگرورودی |
input monitors |
صفحهنمایشداخلی |
input devices |
ابزارخروجی |
manual input |
ورودی دستی |
voice input |
ورودی صوتی |
noninverting input |
ورودی غیروارونگر |
variable input |
داده متغیر |
input translator |
مترجم اولیه |
variable input |
نهاده متغیر |
two input subtractor |
کاهشگر با دو ورودی |
three input adder |
افزایشگر با سه ورودی |
two input firm |
بنگاه تولیدی باد و عامل تولید |
two input adder |
افزایشگر با دو ورودی |
input/output |
دستور برنامه که داده را از حافظه به پورت ورودی /خروجی منتقل میکند |
input/output |
کلمهای که بیتهایش وضعیت رسانه جانبی را شرح میدهد. |
input winding |
سیم پیچی اولیه |
input/output |
سیگنال قضعه از رسانه جانبی یا برای بیان اینکه نیاز به یک عمل ورودی یا خروجی است |
input/output |
فضای ذخیره سازی موقت برای داده که ورودی یا خروجی باشد |
input/output |
اتصال بین پردازنده و وسیله جانبی که امکان ارسال داده را فراهم میکند |
input/output |
وسیله هوشمند که جریان داده را بین CPU و وسایل ورودی /خروجی |
input/output |
بررسی |