English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 192 (9 milliseconds)
English Persian
green belts کمربند سبز
Other Matches
belts بندچرمی شلاق زدن
belts بستن محاصره ردن
belts نوار
belts فانوسقه
belts منطقه
belts ضربه محکم
belts تسمه
belts کمربند
belts نوارفشنگ تسمه
belts باشدت حرکت یا عمل کردن
conveyor belts تسمه نقاله
safety belts کمربند رکاب
fan belts تسمه پروانه موتور
fan belts تسمه
fan belts تسمه پروانه
safety belts کمربند ایمنی
safety belts کمربند اطمینان
conveyor belts بند رونده
conveyor belts نوار نقاله
safety belts کمربند نجات
black belts کمربند سیاه استاد جودو
seat-belts کمربند صندلی هواپیما
van allen belts کمربندهای وان الن
green سبزیجات
green سبزشدن
green سبز کردن
green سبزه چمن
green معتدل
green PC رایانه زیست بوم دوستانه
green <idiom>
green PC رایانه سبز
green چمن صاف و نرم و کوتاه اطراف سوراخ اسبی که هنوزدر مسابقه ازموده نشده میدان تیراندازی صحرایی
green رنگ سبز
green بی تجربه
through the green منطقه قابل استفاده در بازی گلف
green ترو تازه نارس
green سبز
green خرم
green تازه
mead green سبز چمنی
green card کارت سبز
olive green رنگ سبز زیتونی روشن
pace of the green سرعت گوی
pea green زرد مایل بسبز
Green Berets سبز کلاهان
village green میدان دهکده
to incline to green یا مایل بودن
to incline to green بسیبزی زدن
pea green سبز نخودی
pomona green رنگ سبزو زردامیخته بهم که زردی ان بیشترنمایان باشد
sap green رنگ زرد مایل به سبز سیر
sea green رنگ سبز مایل بابی
malachite green سبز مالاشیت
long green دلار کاغذی پشت سبز
long green اسکناس پشت سبز
green tea چای سبز
green tea چایی سبز
green thumb استعداد و قدرت فوق العاده درپروراندن گیاهان
green thumbed کسیکه در پرورش گیاهان شانس و استعدادخوبی دارد
green turtle لاک پشت دریایی که تخمها وگوشت ان خوراکی است
green vegetable سبزی خوراکی
green vitriol زاج سبز
green wood چوب تر
in the green tree سرسبز
in the green tree خوشبخت
in the green tree بخت سبز
jade green رنگ سبز یشمی
jade green رنک سبزمایل به ابی
kendal green پارچه پشمی سبزرنگ
green stuff سبزیجات
green cards کارت سبز
green pepper فلفل سبز
By the green grass . کنار چمن های سبز وخرم
green thumb <idiom>
green with envy <idiom>
green with envy از حسادت ترکیدن
as green as grass <idiom> کم تجربه و ناشی
deep green رنگ سبز تند و تیره
prophet's green رنگ سبز نبی [این رنگ از ترکیب رنگ نیل یا همان رنگ آبی با رنگینه های زرد بدست آمده از گیاهان بوجود می آید و آنرا به رنگ اولین پرچم اسلام و یا گنبد حضرت خاتم الانبیا نسبت می دهند.]
Green architecture معماری سبز
Green architecture [ساختمان با محوطه هایی با مناظر بدیع]
green roof [سقف ساختمان تزئین شده با گیاهان]
green beans لوبیا سبز
to turn green سبز رنگ شدن
Dear Mr. Green . آقای گرین عزیز ( محترم )
Light green. رنگ سبز روشن
green salad سالادسبز
green peppers فلفل سبز
green ball توپسبز
green beam شعلهیسبز
green cabbage کلمسبز
green peas نخودفرنگی
green russula نوعیقارچسبز
green space فضایسبز
green walnut گردویتازه
practice green شروعبهسبزشدن
bottle green سبزپررنگ
Green Beret تکاور - کماندو
green fingers متبحردرپرورشگیاهانوسبزیجات
Green Paper برگهنظرخواهی
Green Party حزبسبز - حزبیکهبرایحفافتازمحیطزیستتلاشمیکند
green stool مدفوع سبز رنگ [پزشکی]
green light چراغ سمت راست
green bean لوبیای سبز
green bice رنگ سبزی که از لاجوردوزرنیخ زرد درست شده باشد
green blind نابینادربرابر رنگ سبز سبزکور
green bone نیزه ماهی
Green Book مشخصات رسمی استاندارد I-CD که توسط Philips منتشر شد
green concrete بتن تازه ریخته شده
green concrete بتن تازه
green concrete بتن تر
green corn ذرت هندی که نارس بکار طبخ میاید
green crop علف تازه
green crop علیق سبز
green dragon ارن
green dragon فیل گوش
green dragon لوف کبیر
green dragon درافیون
green alga جلبک سبز
grass green رنگ سبز چمنی
putting green چمن سبز نزدیک محل سوراخ گلف
putting green قسمت چمن نرم که در اخرهر بخش سوراخ در ان قراردارد
green revolution انقلاب سبز
green belt کمربند سبز
pea-green سبز نخودی
bowling green چمن مخصوص بازی با گوی چوبی
almond green رنگ مغز پستهای
bromocresol green سبز برموکرزول
dark green سبزسیر
drive the green با یک ضربه گوی را از نقطه اغاز به چمن نرم رساندن
emerald green زمردی
emerald green زمردین
emerald green سبززمردی
forest green سبز زیتونی
forest green رنگ سبز تیره مایل بزرد
green eye رشک
green eye حسد
green manure گیاهانی نظیر شبدرکه جهت تقویت زمین کشت میشوند
green meat سبزی
green meat گیاه خوراکی
green room انتظارگاه یاخلوتگاه بازیگران
green mold کفک سبز
green old wound زخم تازه
green old age پیری باتندرستی وزنده دلی
green old wound زخمی که گوشت نوبالانیاورده باشد
green run اولین گردش موتور نو یا تازه تعمیر
green onion پیازچه
green phosphor فسفری که برای پوشش صفحات تک رنگ بسیار استفاده میشود. که حروف سبز را روی پشت صفحه سیاه نشان میدهد
green pea نخود سبز
green peak دارکوب سبز
green meat گوشت کهنه
green pea نخود اتابکی
green stuff سبزی
green stick شکستگی استخوان درکودکان بدان گونه که یک سوی استخوان شکسته سو
green eyed حسود
green flag پرچم ازاد بودن مسیر مسابقه اتومبیلرانی
green gun لوله پرتاب سبز
green house گلخانه
green house گرمخانه
green jaundice یرقان سبز
green soap صابون ملایمی که ازروغنهای گیاهی تهیه میشود
green jaundice سبزی
green sand ماسه تر
moss green color رنگ سبز ماشی
crown green bowls بولینگ بین دو بازیگر در چمن وسیع
green sand mold قالب تر
give someone the green light چراغ سبز نشان دادن
green with a blue tint سبز مایل به ابی
moss green color سبز جلبکی
green sand molding قالب ریزی تر
all nature looked green همه جا سبز بود
all nature looked green طبیعت سراسر سبز بود
green mountain boy مرد بومی یا ساکن ورمونت
red green blindness رنگ کوری سبز- قرمز
to paint adoor green رنگ سبز بدری زدن
green barley for fodder قصیل
green barley for fodder خصیل
red, green, blue سیستم نمایش قوی که از سه سیگنال ورودی مجزا برای کنترل اشعههای قرمزوسبزوابی استفاده میکند
red, green, blue سه اشعه تصویردرتلویزیون رنگی
This painting has a green background. زمینه این تابلو سبز است
give someone the green light <idiom> اجازه ادامه به کار رادادن
Here ist my Green card. بفرمائید این کارت سبز من است.
yellow green alga جلبک دارای رنگدانه زرد تا سبز
to paint adoor green دری را رنگ سبز زدن
To turn green with envy. از حسد ترکیدن
fine green marble سنگ گندمی
A green leaf is the gift of a dervish . <proverb> برگ سبزى است تیفه درویش .
red green blue monitor مانیتور قرمز- سبز- ابی
the Green Dot® [recycling symbol] علامت نقطه سبز [بازچرخی در محیط زیست]
As sure as [God made] little green apples he'll be back. او [مرد] صد در صد دوباره می آید.
Green tea is esteemed for its health-giving properties. ارزش چای سبز در خواص سلامت بخش آن است.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com