English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
group atmosphere جو گروهی
Other Matches
atmosphere پناد
atmosphere اتمسفر استاندارد جو
atmosphere هواسپهر
atmosphere واحد فشار هوا
atmosphere کرهء هوا
atmosphere جو
atmosphere واحدفشار هوا
atmosphere فضای اطراف هرجسمی
atmosphere فشار جو
atmosphere اتمسفر
standard atmosphere اتمسفر استاندارد
standard atmosphere اتمسفر
controlled atmosphere گاز محافظ
humidity of the atmosphere رطوبت جو
furnace atmosphere اتمسفر کوره
isothermal atmosphere اتمسفر همدما
brazing atmosphere گاز محافظ جوش
free atmosphere اتمسفر ازاد
controlled atmosphere اتمسفر کنترل شده
controlled atmosphere جو واپاده
controlled atmosphere هواسپهر واپاده
pressure above the atmosphere فشار بالای جو
neutral atmosphere چوبی اثر
reducing atmosphere جو کاهنده
The pressure of the atmosphere فشار جو ؟( اتمسفر )
international standard atmosphere اتمسفر استاندارد بین المللی
atmosphere related syndrome [ARS] حساسیت به تغییرات هوا [پزشکی]
out group برون گروه
we group گروه خودی
in group گروه خودی
t group گروه T
group دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
group ناوگروه
group گروه رزمی
group جمع شدن
group دسته دسته کردن
t group گروه حساسیت اموزی
group جمعیت گروه بندی کردن
group انجمن
group گروه
group دسته
group جمع اوری چندین چیز با هم
group کد مشخص کردن شروع و خاتمه گروهی از رگوردهای مربوط به هم یا داده ها
group نشانهای که پنجرهای را نشان میدهد که حاوی مجموعهای نشانههای فایل یا برنامه هاست
group مجموعهای از کاربران که با یک نام معرف شده اند
group جمع کردن چندین وسیله با هم
group مجموعهای از نشانه ها یا فایل ها یا برنامه ها که در یک پنجره نشان داده می شوند
group کلمه شش حرف در ارتباط تلگرافی
group مجموعهای از رکوردهای کامپیوری حاوی اطلاعات مربوط به هم
group شیعه
group حزب
group طبقه بندی بین اتومبیلها تعداد شیرجههای انجام شده از یک نقطه با یک روش تیرهای به هدف خورده کمانگیر
group دسته بندی کردن
minority group گروه اقلیت
group identification همانند سازی گروهی
infinite group گروه نامتناهی
group index شاخص گروه
group theory نظریه گروهی
norm group گروه هنجار
marginal group گروه حاشیهای
landing group گروه پیاده شونده به ساحل گروه پیاده شدن
leaving group گروه ترک کننده
natural group گروه طبیعی
local group گروه محلی
hydrogxyl group گروه هیدروکسیل
group rendezvous نقطه الحاق گروهی یا قسمتی
group printing چاپ گروهی
group mark نشان گروه
group pressure فشار گروهی
group of targets گروه هدفها
group of targets گروه اماجها
group norms هنجارهای گروهی
group membership عضویت گروهی
group selector سلکتور گروهی
group interview مصاحبه گروهی
group separator جداساز گروه
group structure ساخت گروهی
group index اندیس گروه
group velocity سرعت گروهی
group theory نظریه گروهها
group test ازمون گروهی
group teaming ریخته گری گروهی
membership group گروه عضویت
group mark علامت گروه
business group شرکت سهامی [شرکت]
splinter group گروهجداییطلب
noun group گروهکلمات
interest group علایقگروهی
group practice گروهپزشکی
ginger group افرادیکهکنارهمبایکدیگرکارمیکنند
adverbial group گروه قیدی
within group variance پراکنش درون گروهی
user group گروه کاربران
sporadic group گروه نامنظم [ریاضی]
Group theory نظریه گروه ها [ریاضی]
management group ائتلاف تجاری
management group ائتلاف چند شرکت
extra-group ناهمراه گروه [پرنده شناسی]
finite group گروه متناهی [ریاضی]
cyclic group گروه دوری [ریاضی]
user group گروه استفاده کننده
tractor group گروه ناوچههای اب خاکی مخصوص پیاده کردن نفرات و خودروهای شنی دار اب خاکی
salvage group تیم نجات پرسنل و افراد غرق شده گروه مخصوص جمع اوری اقلام بازیافتی
salvage group گروه بازیابی وسایل
repeating group الگوی داده مکرردریک رشته بیتی
reference group گروه مرجع
product group کالاهی مشابه
primary group گروه نخستین
point group گروه نقطهای
pile group دسته شمعهائی که سر انها رادال بتنی می پوشاند
phosphoryl group گروه فسفریل
selected group گروه گزیده
shot group گروه گلوله هایی که نزدیک هم به هدف خورده باشند
side group گروه جانبی
thiocarbonyl group گروه تیوکربونیل
task group گروه ماموریت زمینی
task group ناو گروه مامور اجرای عملیات
tail group مجموعه دم که بعنوان یک واحد یا جزئی از هواپیمامسوب میشود
symmetry group گروه تقارن
substituent group گروه استخلافی
strength group گروه عمده قوای دریایی درعملیات اب خاکی
standardization group گروه معیاریابی
spelling group حرف رمزی که نماینده یک گروه رمز یا کلمات رمز است
open group گروه باز
criterion group گروه ملاک
armor group گروه زرهی
between group variance پراکنش میان گروهی
beach group گروه خدمات بارانداز ساحلی گروه پیشرو یا یورتچی دریایی
beach group گروه خدمات ساحلی
battle group گروه نبرد
battle group واحد ارتشی مرکب از پنج گروهان
attack group گروه تک به ساحل
attack group گروه تک
boat group ناو گروه قایقها در عملیات اب خاکی
bridged group گروه پل شده
bridging group گروه پل شده
coordinated group گروه کوئوردینانسی
control group گروه گواه
commutative group گروه جابجاپذیر
command group گروه فرماندهی
coacting group گروه همکار
closed group گروه بسته
carboxylic group کروه کربوکسیلی
carbonyl group گروه کربونیل
artillery group گروه توپخانه
army group گروه ارتش
armor group گروه زره تانک
acid group گروه اسید
abelian group گروه ابلی
group therapy گروه درمانی
peer group گروه همسالان
blood group گروه خون
blood group تعیین کردن
blood group گروه خونی
age group گروه سالخور
acid group گروه اسیدی
acidic group گروه اسید
acidic group گروه اسیدی
amino group گروه امینی
alkyl group گروه الکیلی
alkyl group گروه الکیل
air group گروه هوایی یک ناو
air group گروه هوایی
aiming group دستگاه مثلث گیری
aiming group عوامل مثلث گیری
pressure group گروه فشار
age group گروه سنی
group casting ریخته گری گروهی
entering group گروه وارد شونده
entry group واجدین شرایط تخصصی شغلی
entry group گروه واجد شرایط
experimental group گروه ازمایشی
feeding group گروه تغذیه کننده
feeding group قسمت خوراک دهنده
group contracts قراردادهای کلی قراردادهایی که دران کالاهای مختلف موردمعامله قرار میگیرد
group contagion سرایت گروهی
group consciousness اگاهی گروهی
functional group گروه عاملی
gas group گروه گاز
group acceptance پذیرش گروهی
group analysis تحلیل گروه
group captain سرهنگ هوایی
group casting ریخته گری
formal group گروه رسمی
detail group قسمت بیگاری
group dynamics پویش گروهی
deactivating group گروه کم کننده فعالیت
group factors عاملهای گروهی
dead group زمین بیروح
group dynamics مطالعه عوامل و نیروهای موثر در یک گروه بشری
group drive محرکه گروهی
dead group زاویه بیروح
group discussion بحث گروهی
detail group دسته ماموربیگاری
diastereotopic group گروه هدایت کننده به موقعیتهای ارتو پارا
encounter group گروه رویارویی
end group گروه انتهایی
group frequency بسامد گروهی
group occulating light چراغ ناپیوسته گروهی
group of battery plates دسته صفحات باتری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com