English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
group flashing light چشمک زن دستهای
Other Matches
flashing light نور چشمک زن
flashing light چراغ چشمک زن
quick flashing light چشمک زن تند
interrupted flashing light چراغ چشمک زن منقطع
interrupted quick flashing light چشمک زن تند مقطع
group occulating light چراغ ناپیوسته گروهی
flashing کاهش حوزه مغناطیسی
flashing درز پوش
flashing over جهش جرقه
stepped flashing درزپوش پلکانی
chimney flashing درزبندی دودکش
eaves flashing اب بندی لب بند
group جمع اوری چندین چیز با هم
group حزب
group شیعه
group کد مشخص کردن شروع و خاتمه گروهی از رگوردهای مربوط به هم یا داده ها
group نشانهای که پنجرهای را نشان میدهد که حاوی مجموعهای نشانههای فایل یا برنامه هاست
group مجموعهای از کاربران که با یک نام معرف شده اند
group جمع کردن چندین وسیله با هم
group مجموعهای از نشانه ها یا فایل ها یا برنامه ها که در یک پنجره نشان داده می شوند
group کلمه شش حرف در ارتباط تلگرافی
group مجموعهای از رکوردهای کامپیوری حاوی اطلاعات مربوط به هم
t group گروه T
we group گروه خودی
in group گروه خودی
group طبقه بندی بین اتومبیلها تعداد شیرجههای انجام شده از یک نقطه با یک روش تیرهای به هدف خورده کمانگیر
out group برون گروه
t group گروه حساسیت اموزی
group انجمن
group دسته
group جمعیت گروه بندی کردن
group دسته دسته کردن
group جمع شدن
group گروه رزمی
group ناوگروه
group دسته بندی کردن
group گروه
group دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
user group گروه کاربران
deactivating group گروه کم کننده فعالیت
user group گروه استفاده کننده
hydrogxyl group گروه هیدروکسیل
commutative group گروه جابجاپذیر
control group گروه گواه
diastereotopic group گروه هدایت کننده به موقعیتهای ارتو پارا
detail group دسته ماموربیگاری
infinite group گروه نامتناهی
dead group زاویه بیروح
dead group زمین بیروح
tractor group گروه ناوچههای اب خاکی مخصوص پیاده کردن نفرات و خودروهای شنی دار اب خاکی
detail group قسمت بیگاری
criterion group گروه ملاک
command group گروه فرماندهی
beach group گروه خدمات بارانداز ساحلی گروه پیشرو یا یورتچی دریایی
beach group گروه خدمات ساحلی
battle group گروه نبرد
battle group واحد ارتشی مرکب از پنج گروهان
landing group گروه پیاده شونده به ساحل گروه پیاده شدن
attack group گروه تک به ساحل
attack group گروه تک
artillery group گروه توپخانه
leaving group گروه ترک کننده
army group گروه ارتش
armor group گروه زره تانک
between group variance پراکنش میان گروهی
splinter group گروهجداییطلب
adverbial group گروه قیدی
coacting group گروه همکار
closed group گروه بسته
ginger group افرادیکهکنارهمبایکدیگرکارمیکنند
carboxylic group کروه کربوکسیلی
carbonyl group گروه کربونیل
interest group علایقگروهی
bridging group گروه پل شده
bridged group گروه پل شده
noun group گروهکلمات
boat group ناو گروه قایقها در عملیات اب خاکی
armor group گروه زرهی
group index شاخص گروه
group atmosphere جو گروهی
group analysis تحلیل گروه
group acceptance پذیرش گروهی
gas group گروه گاز
group interview مصاحبه گروهی
functional group گروه عاملی
formal group گروه رسمی
group mark نشان گروه
group captain سرهنگ هوایی
group casting ریخته گری
group casting ریخته گری گروهی
group identification همانند سازی گروهی
group frequency بسامد گروهی
group factors عاملهای گروهی
group dynamics پویش گروهی
group dynamics مطالعه عوامل و نیروهای موثر در یک گروه بشری
group drive محرکه گروهی
group discussion بحث گروهی
group contracts قراردادهای کلی قراردادهایی که دران کالاهای مختلف موردمعامله قرار میگیرد
group contagion سرایت گروهی
group consciousness اگاهی گروهی
group mark علامت گروه
group membership عضویت گروهی
group teaming ریخته گری گروهی
experimental group گروه ازمایشی
entry group گروه واجد شرایط
entry group واجدین شرایط تخصصی شغلی
entering group گروه وارد شونده
end group گروه انتهایی
encounter group گروه رویارویی
group test ازمون گروهی
group theory نظریه گروهها
group theory نظریه گروهی
group structure ساخت گروهی
feeding group گروه تغذیه کننده
feeding group قسمت خوراک دهنده
group norms هنجارهای گروهی
group index اندیس گروه
within group variance پراکنش درون گروهی
group of targets گروه اماجها
group of targets گروه هدفها
group pressure فشار گروهی
group printing چاپ گروهی
group rendezvous نقطه الحاق گروهی یا قسمتی
group selector سلکتور گروهی
group separator جداساز گروه
group velocity سرعت گروهی
peer group گروه همسالان
standardization group گروه معیاریابی
strength group گروه عمده قوای دریایی درعملیات اب خاکی
group therapy گروه درمانی
substituent group گروه استخلافی
product group کالاهی مشابه
abelian group گروه ابلی
symmetry group گروه تقارن
acid group گروه اسید
acid group گروه اسیدی
acidic group گروه اسید
acidic group گروه اسیدی
primary group گروه نخستین
point group گروه نقطهای
coordinated group گروه کوئوردینانسی
pile group دسته شمعهائی که سر انها رادال بتنی می پوشاند
reference group گروه مرجع
repeating group الگوی داده مکرردریک رشته بیتی
blood group گروه خون
blood group تعیین کردن
blood group گروه خونی
finite group گروه متناهی [ریاضی]
cyclic group گروه دوری [ریاضی]
sporadic group گروه نامنظم [ریاضی]
side group گروه جانبی
business group شرکت سهامی [شرکت]
shot group گروه گلوله هایی که نزدیک هم به هدف خورده باشند
selected group گروه گزیده
salvage group تیم نجات پرسنل و افراد غرق شده گروه مخصوص جمع اوری اقلام بازیافتی
salvage group گروه بازیابی وسایل
spelling group حرف رمزی که نماینده یک گروه رمز یا کلمات رمز است
phosphoryl group گروه فسفریل
alkyl group گروه الکیلی
membership group گروه عضویت
management group ائتلاف تجاری
thiocarbonyl group گروه تیوکربونیل
age group گروه سالخور
amino group گروه امینی
age group گروه سنی
pressure group گروه فشار
alkyl group گروه الکیل
local group گروه محلی
extra-group ناهمراه گروه [پرنده شناسی]
management group ائتلاف چند شرکت
group practice گروهپزشکی
Group theory نظریه گروه ها [ریاضی]
marginal group گروه حاشیهای
open group گروه باز
aiming group عوامل مثلث گیری
aiming group دستگاه مثلث گیری
norm group گروه هنجار
natural group گروه طبیعی
tail group مجموعه دم که بعنوان یک واحد یا جزئی از هواپیمامسوب میشود
task group ناو گروه مامور اجرای عملیات
air group گروه هوایی
air group گروه هوایی یک ناو
minority group گروه اقلیت
task group گروه ماموریت زمینی
Abelian group [math.] گروه جابجایی [ریاضی]
commutative group [math.] گروه جابجایی [ریاضی]
group teaming plate صفحه ریخته گری گروهی
area coordination group گروه هماهنگ کننده عملیات منطقه
directive group therapy درمان رهنمودی گروهی
free amino group گروه امینی ازاد
opposition parliamentary group گروه مخالف در مجلس پارلمانی [سیاست]
fire support group ناو گروه پشتیبانی اتش دریایی
sensitivity training group گروه حساسیت اموزی
group of battery plates دسته صفحات باتری
local group of galaxies کهکشانهای گروه محلی
antisubmarine carrier group ناو گروه هواپیمابر ضدزیردریایی
computer users group گروه استفاده کننده کامپیوتر
activity group therapy درمان با فعالیت گروهی
activated methylene group گروه متیلن فعال شده
tac log group گروه رابط نیروهای پیاده شونده به ساحل در روی ناوهای اب خاکی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com