English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
group rendezvous نقطه الحاق گروهی یا قسمتی
Other Matches
rendezvous امدگاه
rendezvous وعده گاه
rendezvous پاتوق میعاد
rendezvous قرار ملاقات گذاشتن
rendezvous area منطقه تجمع موقت
force rendezvous نقطه الحاق هواپیماها یاکشتیها برای اجرای عملیات
rendezvous area نقطه الحاق یکانها
rendezvous area وعده گاه
rendezvous area منطقه تجمع
rendezvous area موضع انتظار
boat rendezvous area منطقه الحاق قایقهای ناو گروه
boat rendezvous area منطقه تجمع قایقها
group مجموعهای از نشانه ها یا فایل ها یا برنامه ها که در یک پنجره نشان داده می شوند
group جمع کردن چندین وسیله با هم
group مجموعهای از کاربران که با یک نام معرف شده اند
group کلمه شش حرف در ارتباط تلگرافی
group مجموعهای از رکوردهای کامپیوری حاوی اطلاعات مربوط به هم
out group برون گروه
we group گروه خودی
group جمع اوری چندین چیز با هم
t group گروه حساسیت اموزی
t group گروه T
in group گروه خودی
group نشانهای که پنجرهای را نشان میدهد که حاوی مجموعهای نشانههای فایل یا برنامه هاست
group دسته
group دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
group گروه رزمی
group ناوگروه
group جمع شدن
group گروه
group دسته دسته کردن
group جمعیت گروه بندی کردن
group انجمن
group دسته بندی کردن
group کد مشخص کردن شروع و خاتمه گروهی از رگوردهای مربوط به هم یا داده ها
group حزب
group شیعه
group طبقه بندی بین اتومبیلها تعداد شیرجههای انجام شده از یک نقطه با یک روش تیرهای به هدف خورده کمانگیر
marginal group گروه حاشیهای
group frequency بسامد گروهی
pile group دسته شمعهائی که سر انها رادال بتنی می پوشاند
infinite group گروه نامتناهی
landing group گروه پیاده شونده به ساحل گروه پیاده شدن
leaving group گروه ترک کننده
local group گروه محلی
phosphoryl group گروه فسفریل
group dynamics پویش گروهی
membership group گروه عضویت
open group گروه باز
natural group گروه طبیعی
norm group گروه هنجار
group factors عاملهای گروهی
minority group گروه اقلیت
hydrogxyl group گروه هیدروکسیل
group structure ساخت گروهی
group index شاخص گروه
group of targets گروه هدفها
group of targets گروه اماجها
group norms هنجارهای گروهی
group membership عضویت گروهی
group identification همانند سازی گروهی
group mark نشان گروه
group interview مصاحبه گروهی
group pressure فشار گروهی
group printing چاپ گروهی
group mark علامت گروه
group velocity سرعت گروهی
group theory نظریه گروهی
group theory نظریه گروهها
group teaming ریخته گری گروهی
group separator جداساز گروه
group selector سلکتور گروهی
group index اندیس گروه
business group شرکت سهامی [شرکت]
splinter group گروهجداییطلب
interest group علایقگروهی
group practice گروهپزشکی
ginger group افرادیکهکنارهمبایکدیگرکارمیکنند
adverbial group گروه قیدی
within group variance پراکنش درون گروهی
sporadic group گروه نامنظم [ریاضی]
cyclic group گروه دوری [ریاضی]
Group theory نظریه گروه ها [ریاضی]
management group ائتلاف تجاری
management group ائتلاف چند شرکت
extra-group ناهمراه گروه [پرنده شناسی]
finite group گروه متناهی [ریاضی]
user group گروه کاربران
user group گروه استفاده کننده
tractor group گروه ناوچههای اب خاکی مخصوص پیاده کردن نفرات و خودروهای شنی دار اب خاکی
selected group گروه گزیده
salvage group تیم نجات پرسنل و افراد غرق شده گروه مخصوص جمع اوری اقلام بازیافتی
salvage group گروه بازیابی وسایل
repeating group الگوی داده مکرردریک رشته بیتی
noun group گروهکلمات
reference group گروه مرجع
product group کالاهی مشابه
primary group گروه نخستین
shot group گروه گلوله هایی که نزدیک هم به هدف خورده باشند
side group گروه جانبی
spelling group حرف رمزی که نماینده یک گروه رمز یا کلمات رمز است
thiocarbonyl group گروه تیوکربونیل
task group گروه ماموریت زمینی
task group ناو گروه مامور اجرای عملیات
tail group مجموعه دم که بعنوان یک واحد یا جزئی از هواپیمامسوب میشود
symmetry group گروه تقارن
substituent group گروه استخلافی
strength group گروه عمده قوای دریایی درعملیات اب خاکی
standardization group گروه معیاریابی
point group گروه نقطهای
group dynamics مطالعه عوامل و نیروهای موثر در یک گروه بشری
aiming group دستگاه مثلث گیری
battle group واحد ارتشی مرکب از پنج گروهان
battle group گروه نبرد
beach group گروه خدمات ساحلی
between group variance پراکنش میان گروهی
boat group ناو گروه قایقها در عملیات اب خاکی
bridged group گروه پل شده
bridging group گروه پل شده
carbonyl group گروه کربونیل
carboxylic group کروه کربوکسیلی
closed group گروه بسته
coacting group گروه همکار
command group گروه فرماندهی
commutative group گروه جابجاپذیر
beach group گروه خدمات بارانداز ساحلی گروه پیشرو یا یورتچی دریایی
control group گروه گواه
coordinated group گروه کوئوردینانسی
criterion group گروه ملاک
peer group گروه همسالان
group therapy گروه درمانی
attack group گروه تک به ساحل
air group گروه هوایی
air group گروه هوایی یک ناو
age group گروه سنی
alkyl group گروه الکیل
alkyl group گروه الکیلی
amino group گروه امینی
aiming group عوامل مثلث گیری
acidic group گروه اسیدی
acidic group گروه اسید
acid group گروه اسیدی
armor group گروه زرهی
armor group گروه زره تانک
army group گروه ارتش
artillery group گروه توپخانه
attack group گروه تک
acid group گروه اسید
abelian group گروه ابلی
group test ازمون گروهی
group drive محرکه گروهی
functional group گروه عاملی
blood group گروه خونی
blood group تعیین کردن
formal group گروه رسمی
blood group گروه خون
feeding group قسمت خوراک دهنده
feeding group گروه تغذیه کننده
experimental group گروه ازمایشی
gas group گروه گاز
group acceptance پذیرش گروهی
group analysis تحلیل گروه
group discussion بحث گروهی
age group گروه سالخور
group contracts قراردادهای کلی قراردادهایی که دران کالاهای مختلف موردمعامله قرار میگیرد
group consciousness اگاهی گروهی
group casting ریخته گری گروهی
group casting ریخته گری
group captain سرهنگ هوایی
group atmosphere جو گروهی
entry group گروه واجد شرایط
entry group واجدین شرایط تخصصی شغلی
detail group دسته ماموربیگاری
group contagion سرایت گروهی
detail group قسمت بیگاری
diastereotopic group گروه هدایت کننده به موقعیتهای ارتو پارا
dead group زمین بیروح
dead group زاویه بیروح
encounter group گروه رویارویی
deactivating group گروه کم کننده فعالیت
end group گروه انتهایی
entering group گروه وارد شونده
pressure group گروه فشار
activated methylene group گروه متیلن فعال شده
Abelian group [math.] گروه جابجایی [ریاضی]
commutative group [math.] گروه جابجایی [ریاضی]
commutative group [math.] گروه جابجایی پذیر [ریاضی]
Abelian group [math.] گروه جابجایی پذیر [ریاضی]
age group competition مسابقه برحسب گروه سنی
Why dont you join our group. ? چرا به جمع ما نمی آیی ؟
opposition parliamentary group گروه مخالف در مجلس پارلمانی [سیاست]
commutative group [math.] گروه آبلی [ریاضی]
Abelian group [math.] گروه آبلی [ریاضی]
activity group therapy درمان با فعالیت گروهی
air transport group گروه ترابری هوایی
close covering group ناو گروه پشتیبانی نزدیک
local group of galaxies کهکشانهای گروه محلی
date time group گروه ساعت و زمان
lattice point group گروه نقطهای شبکه
directive group therapy درمان رهنمودی گروهی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com