Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
group separator
جداساز گروه
Other Matches
separator
جداکن
separator
جدا ساز
separator
نشانه جدا کردن بخشهای خط دستور در برنامه مثل دستور وآرگومان
separator
جداگر
separator
جداساز
separator
فارق
separator
جداکننده
separator
میان گیر باتری
separator
تفکیک کننده
separator
دستگاه تجزیه
separator
الت خامه گیری
argument separator
جداکننده شناسه
field separator
جدا ساز میدان
impluse separator
جداکننده ایمپولز
wood separator
میانگیر چوبی
water separator
جداگرآب
synchronizing separator
جداکننده همزمان سازی
rubber separator
میان گیر لاستیکی
record separator
جداکننده رکوردها
celluloid separator
میان گیر سلولئیدی
cream separator
خامه گیر
glass separator
میان گیر شیشهای باتری
oil/gas separator
دستگاهتجزیهروغن
liquid/gas separator
دستگاهتجزیهایگاز
liquid/gas separator
مایع
thread rubber separator
میانگیر نخدار
in group
گروه خودی
we group
گروه خودی
t group
گروه حساسیت اموزی
t group
گروه T
group
ناوگروه
out group
برون گروه
group
مجموعهای از رکوردهای کامپیوری حاوی اطلاعات مربوط به هم
group
نشانهای که پنجرهای را نشان میدهد که حاوی مجموعهای نشانههای فایل یا برنامه هاست
group
جمعیت گروه بندی کردن
group
کد مشخص کردن شروع و خاتمه گروهی از رگوردهای مربوط به هم یا داده ها
group
شیعه
group
دسته دسته کردن
group
حزب
group
جمع شدن
group
گروه رزمی
group
طبقه بندی بین اتومبیلها تعداد شیرجههای انجام شده از یک نقطه با یک روش تیرهای به هدف خورده کمانگیر
group
دسته بندی کردن
group
دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
group
مجموعهای از کاربران که با یک نام معرف شده اند
group
جمع کردن چندین وسیله با هم
group
مجموعهای از نشانه ها یا فایل ها یا برنامه ها که در یک پنجره نشان داده می شوند
group
جمع اوری چندین چیز با هم
group
دسته
group
گروه
group
کلمه شش حرف در ارتباط تلگرافی
group
انجمن
group velocity
سرعت گروهی
natural group
گروه طبیعی
norm group
گروه هنجار
minority group
گروه اقلیت
primary group
گروه نخستین
point group
گروه نقطهای
pile group
دسته شمعهائی که سر انها رادال بتنی می پوشاند
group mark
نشان گروه
phosphoryl group
گروه فسفریل
open group
گروه باز
membership group
گروه عضویت
group theory
نظریه گروهها
group test
ازمون گروهی
group teaming
ریخته گری گروهی
group structure
ساخت گروهی
group rendezvous
نقطه الحاق گروهی یا قسمتی
group printing
چاپ گروهی
group pressure
فشار گروهی
group mark
علامت گروه
group of targets
گروه اماجها
group theory
نظریه گروهی
group membership
عضویت گروهی
marginal group
گروه حاشیهای
local group
گروه محلی
leaving group
گروه ترک کننده
group selector
سلکتور گروهی
landing group
گروه پیاده شونده به ساحل گروه پیاده شدن
infinite group
گروه نامتناهی
group of targets
گروه هدفها
hydrogxyl group
گروه هیدروکسیل
group norms
هنجارهای گروهی
product group
کالاهی مشابه
reference group
گروه مرجع
business group
شرکت سهامی
[شرکت]
splinter group
گروهجداییطلب
noun group
گروهکلمات
interest group
علایقگروهی
group practice
گروهپزشکی
ginger group
افرادیکهکنارهمبایکدیگرکارمیکنند
adverbial group
گروه قیدی
sporadic group
گروه نامنظم
[ریاضی]
management group
ائتلاف تجاری
management group
ائتلاف چند شرکت
extra-group
ناهمراه گروه
[پرنده شناسی]
finite group
گروه متناهی
[ریاضی]
cyclic group
گروه دوری
[ریاضی]
within group variance
پراکنش درون گروهی
user group
گروه کاربران
spelling group
حرف رمزی که نماینده یک گروه رمز یا کلمات رمز است
side group
گروه جانبی
shot group
گروه گلوله هایی که نزدیک هم به هدف خورده باشند
symmetry group
گروه تقارن
selected group
گروه گزیده
salvage group
تیم نجات پرسنل و افراد غرق شده گروه مخصوص جمع اوری اقلام بازیافتی
salvage group
گروه بازیابی وسایل
repeating group
الگوی داده مکرردریک رشته بیتی
standardization group
گروه معیاریابی
strength group
گروه عمده قوای دریایی درعملیات اب خاکی
user group
گروه استفاده کننده
tractor group
گروه ناوچههای اب خاکی مخصوص پیاده کردن نفرات و خودروهای شنی دار اب خاکی
thiocarbonyl group
گروه تیوکربونیل
task group
گروه ماموریت زمینی
task group
ناو گروه مامور اجرای عملیات
tail group
مجموعه دم که بعنوان یک واحد یا جزئی از هواپیمامسوب میشود
substituent group
گروه استخلافی
Group theory
نظریه گروه ها
[ریاضی]
group interview
مصاحبه گروهی
dead group
زمین بیروح
bridging group
گروه پل شده
bridged group
گروه پل شده
boat group
ناو گروه قایقها در عملیات اب خاکی
between group variance
پراکنش میان گروهی
beach group
گروه خدمات بارانداز ساحلی گروه پیشرو یا یورتچی دریایی
beach group
گروه خدمات ساحلی
battle group
گروه نبرد
battle group
واحد ارتشی مرکب از پنج گروهان
attack group
گروه تک به ساحل
carbonyl group
گروه کربونیل
carboxylic group
کروه کربوکسیلی
dead group
زاویه بیروح
army group
گروه ارتش
criterion group
گروه ملاک
coordinated group
گروه کوئوردینانسی
control group
گروه گواه
commutative group
گروه جابجاپذیر
command group
گروه فرماندهی
coacting group
گروه همکار
closed group
گروه بسته
attack group
گروه تک
artillery group
گروه توپخانه
armor group
گروه زره تانک
acid group
گروه اسیدی
acid group
گروه اسید
abelian group
گروه ابلی
group therapy
گروه درمانی
peer group
گروه همسالان
blood group
گروه خون
blood group
تعیین کردن
blood group
گروه خونی
age group
گروه سالخور
acidic group
گروه اسید
acidic group
گروه اسیدی
armor group
گروه زرهی
amino group
گروه امینی
alkyl group
گروه الکیلی
alkyl group
گروه الکیل
air group
گروه هوایی یک ناو
air group
گروه هوایی
aiming group
دستگاه مثلث گیری
aiming group
عوامل مثلث گیری
pressure group
گروه فشار
age group
گروه سنی
group casting
ریخته گری
group captain
سرهنگ هوایی
group discussion
بحث گروهی
group atmosphere
جو گروهی
group analysis
تحلیل گروه
group acceptance
پذیرش گروهی
gas group
گروه گاز
functional group
گروه عاملی
formal group
گروه رسمی
group casting
ریخته گری گروهی
group consciousness
اگاهی گروهی
group contagion
سرایت گروهی
group index
اندیس گروه
group index
شاخص گروه
group identification
همانند سازی گروهی
group frequency
بسامد گروهی
group factors
عاملهای گروهی
group dynamics
پویش گروهی
group dynamics
مطالعه عوامل و نیروهای موثر در یک گروه بشری
group drive
محرکه گروهی
group contracts
قراردادهای کلی قراردادهایی که دران کالاهای مختلف موردمعامله قرار میگیرد
feeding group
قسمت خوراک دهنده
experimental group
گروه ازمایشی
end group
گروه انتهایی
entry group
گروه واجد شرایط
encounter group
گروه رویارویی
entry group
واجدین شرایط تخصصی شغلی
feeding group
گروه تغذیه کننده
diastereotopic group
گروه هدایت کننده به موقعیتهای ارتو پارا
detail group
دسته ماموربیگاری
detail group
قسمت بیگاری
deactivating group
گروه کم کننده فعالیت
entering group
گروه وارد شونده
Abelian group
[math.]
گروه آبلی
[ریاضی]
group occulating light
چراغ ناپیوسته گروهی
group of battery plates
دسته صفحات باتری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com