English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (7 milliseconds)
English Persian
group test ازمون گروهی
Search result with all words
terman group test of mental ability آزمون گروهی توانایی ذهنی ترمن
Other Matches
t group گروه T
group دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
group طبقه بندی بین اتومبیلها تعداد شیرجههای انجام شده از یک نقطه با یک روش تیرهای به هدف خورده کمانگیر
group حزب
group کد مشخص کردن شروع و خاتمه گروهی از رگوردهای مربوط به هم یا داده ها
group نشانهای که پنجرهای را نشان میدهد که حاوی مجموعهای نشانههای فایل یا برنامه هاست
group مجموعهای از کاربران که با یک نام معرف شده اند
group جمع کردن چندین وسیله با هم
group مجموعهای از نشانه ها یا فایل ها یا برنامه ها که در یک پنجره نشان داده می شوند
group دسته بندی کردن
t group گروه حساسیت اموزی
group دسته
group گروه
group انجمن
group جمعیت گروه بندی کردن
group دسته دسته کردن
group جمع شدن
group گروه رزمی
group ناوگروه
group کلمه شش حرف در ارتباط تلگرافی
group مجموعهای از رکوردهای کامپیوری حاوی اطلاعات مربوط به هم
out group برون گروه
in group گروه خودی
group شیعه
we group گروه خودی
group جمع اوری چندین چیز با هم
group analysis تحلیل گروه
group casting ریخته گری
cyclic group گروه دوری [ریاضی]
group casting ریخته گری گروهی
group consciousness اگاهی گروهی
group contagion سرایت گروهی
group contracts قراردادهای کلی قراردادهایی که دران کالاهای مختلف موردمعامله قرار میگیرد
finite group گروه متناهی [ریاضی]
group discussion بحث گروهی
task group ناو گروه مامور اجرای عملیات
aiming group عوامل مثلث گیری
aiming group دستگاه مثلث گیری
amino group گروه امینی
business group شرکت سهامی [شرکت]
group atmosphere جو گروهی
sporadic group گروه نامنظم [ریاضی]
alkyl group گروه الکیلی
alkyl group گروه الکیل
group captain سرهنگ هوایی
air group گروه هوایی یک ناو
air group گروه هوایی
group acceptance پذیرش گروهی
closed group گروه بسته
deactivating group گروه کم کننده فعالیت
boat group ناو گروه قایقها در عملیات اب خاکی
detail group قسمت بیگاری
detail group دسته ماموربیگاری
diastereotopic group گروه هدایت کننده به موقعیتهای ارتو پارا
between group variance پراکنش میان گروهی
user group گروه استفاده کننده
user group گروه کاربران
encounter group گروه رویارویی
end group گروه انتهایی
entering group گروه وارد شونده
bridged group گروه پل شده
bridging group گروه پل شده
dead group زمین بیروح
coacting group گروه همکار
command group گروه فرماندهی
thiocarbonyl group گروه تیوکربونیل
commutative group گروه جابجاپذیر
carboxylic group کروه کربوکسیلی
carbonyl group گروه کربونیل
control group گروه گواه
coordinated group گروه کوئوردینانسی
tractor group گروه ناوچههای اب خاکی مخصوص پیاده کردن نفرات و خودروهای شنی دار اب خاکی
criterion group گروه ملاک
dead group زاویه بیروح
entry group واجدین شرایط تخصصی شغلی
experimental group گروه ازمایشی
attack group گروه تک به ساحل
attack group گروه تک
gas group گروه گاز
artillery group گروه توپخانه
ginger group افرادیکهکنارهمبایکدیگرکارمیکنند
army group گروه ارتش
group practice گروهپزشکی
interest group علایقگروهی
noun group گروهکلمات
armor group گروه زره تانک
armor group گروه زرهی
adverbial group گروه قیدی
functional group گروه عاملی
tail group مجموعه دم که بعنوان یک واحد یا جزئی از هواپیمامسوب میشود
entry group گروه واجد شرایط
feeding group گروه تغذیه کننده
feeding group قسمت خوراک دهنده
within group variance پراکنش درون گروهی
beach group گروه خدمات بارانداز ساحلی گروه پیشرو یا یورتچی دریایی
beach group گروه خدمات ساحلی
battle group گروه نبرد
battle group واحد ارتشی مرکب از پنج گروهان
formal group گروه رسمی
task group گروه ماموریت زمینی
splinter group گروهجداییطلب
Group theory نظریه گروه ها [ریاضی]
shot group گروه گلوله هایی که نزدیک هم به هدف خورده باشند
side group گروه جانبی
hydrogxyl group گروه هیدروکسیل
standardization group گروه معیاریابی
strength group گروه عمده قوای دریایی درعملیات اب خاکی
substituent group گروه استخلافی
symmetry group گروه تقارن
group velocity سرعت گروهی
group theory نظریه گروهی
group theory نظریه گروهها
spelling group حرف رمزی که نماینده یک گروه رمز یا کلمات رمز است
management group ائتلاف تجاری
management group ائتلاف چند شرکت
group teaming ریخته گری گروهی
group structure ساخت گروهی
group separator جداساز گروه
abelian group گروه ابلی
infinite group گروه نامتناهی
selected group گروه گزیده
natural group گروه طبیعی
membership group گروه عضویت
norm group گروه هنجار
marginal group گروه حاشیهای
open group گروه باز
phosphoryl group گروه فسفریل
pile group دسته شمعهائی که سر انها رادال بتنی می پوشاند
point group گروه نقطهای
local group گروه محلی
primary group گروه نخستین
product group کالاهی مشابه
leaving group گروه ترک کننده
landing group گروه پیاده شونده به ساحل گروه پیاده شدن
reference group گروه مرجع
repeating group الگوی داده مکرردریک رشته بیتی
salvage group گروه بازیابی وسایل
salvage group تیم نجات پرسنل و افراد غرق شده گروه مخصوص جمع اوری اقلام بازیافتی
group selector سلکتور گروهی
acidic group گروه اسیدی
group therapy گروه درمانی
group interview مصاحبه گروهی
group mark نشان گروه
group mark علامت گروه
group membership عضویت گروهی
group norms هنجارهای گروهی
group index اندیس گروه
group index شاخص گروه
group identification همانند سازی گروهی
acidic group گروه اسید
acid group گروه اسیدی
acid group گروه اسید
group drive محرکه گروهی
group dynamics مطالعه عوامل و نیروهای موثر در یک گروه بشری
group dynamics پویش گروهی
group factors عاملهای گروهی
group frequency بسامد گروهی
peer group گروه همسالان
blood group گروه خون
age group گروه سنی
group of targets گروه اماجها
pressure group گروه فشار
extra-group ناهمراه گروه [پرنده شناسی]
age group گروه سالخور
blood group گروه خونی
blood group تعیین کردن
group of targets گروه هدفها
group pressure فشار گروهی
group printing چاپ گروهی
group rendezvous نقطه الحاق گروهی یا قسمتی
minority group گروه اقلیت
group flashing light چشمک زن دستهای
Abelian group [math.] گروه آبلی [ریاضی]
computer users group گروه استفاده کننده کامپیوتر
special interest group گروه
free amino group گروه امینی ازاد
local group of galaxies کهکشانهای گروه محلی
group of battery plates دسته صفحات باتری
encounter group therapy درمان با گروه رویارویی
special interest group که علاقمند به سخت افزار یا نرم افزار خاصی هستند
directive group therapy درمان رهنمودی گروهی
group teaming plate صفحه ریخته گری گروهی
fire support group ناو گروه پشتیبانی اتش دریایی
group occulating light چراغ ناپیوسته گروهی
sensitivity training group گروه حساسیت اموزی
lattice point group گروه نقطهای شبکه
tac log group گروه رابط نیروهای پیاده شونده به ساحل در روی ناوهای اب خاکی
date time group گروه ساعت و زمان
date time group گروه تاریخ و زمان
close covering group ناو گروه پشتیبانی نزدیک
transformer connecting group گروه اتصال ترانسفورماتور
activity group therapy درمان با فعالیت گروهی
carrier air group دو یا چند گردان هوایی که درروی یک ناو مستقر باشند گروه هوایی ناو هواپیمابر
commutative group [math.] گروه آبلی [ریاضی]
Abelian group [math.] گروه جابجایی پذیر [ریاضی]
air transport group گروه ترابری هوایی
Abelian group [math.] گروه جابجایی [ریاضی]
commutative group [math.] گروه جابجایی [ریاضی]
opposition parliamentary group گروه مخالف در مجلس پارلمانی [سیاست]
activated methylene group گروه متیلن فعال شده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com