|
|||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||
Total search result: 17 (3 milliseconds) | |||||
English | Persian | ||||
---|---|---|---|---|---|
halted | ایست | ||||
halted | مکث | ||||
halted | درنگ | ||||
halted | سکته ایست کردن | ||||
halted | مکث کردن لنگیدن | ||||
halted | توقف | ||||
halted | متوقف | ||||
halted | راحت باش کردن | ||||
halted | دستور برنامه از کاربر یا خطایی که باعث توقف برناه بدون ترمیم میشود | ||||
halted | دستوری در برنامه که در حین اجرا | ||||
halted | فرآیند را متوقف میکند. | ||||
halted | دستور برنامهای که باعث توقف CPU میشود. تا وقتی که مجددا تنظیم شود | ||||
halted | وضعیتی که CPU به دستور غلط برسد یا به دستور نیمه برسد که در برنامه اجرا میشود | ||||
halted | دستور برنامه که باعث توقف اجرای دستوات CPU میشود تا مجددا تنظیم شود و یا تا وقتی که شروع مجدد شود | ||||
halted | معمولا با روشهای خارجی | ||||
halted | متوقف کردن | ||||
halted | متوقف شدن | ||||
Partial phrase not found. |
Recent search history | |
|