English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 17 (3 milliseconds)
English Persian
halted ایست
halted مکث
halted درنگ
halted سکته ایست کردن
halted مکث کردن لنگیدن
halted توقف
halted متوقف
halted راحت باش کردن
halted دستور برنامه از کاربر یا خطایی که باعث توقف برناه بدون ترمیم میشود
halted دستوری در برنامه که در حین اجرا
halted فرآیند را متوقف میکند.
halted دستور برنامهای که باعث توقف CPU میشود. تا وقتی که مجددا تنظیم شود
halted وضعیتی که CPU به دستور غلط برسد یا به دستور نیمه برسد که در برنامه اجرا میشود
halted دستور برنامه که باعث توقف اجرای دستوات CPU میشود تا مجددا تنظیم شود و یا تا وقتی که شروع مجدد شود
halted معمولا با روشهای خارجی
halted متوقف کردن
halted متوقف شدن
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com