English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English Persian
hand glass ایینه
hand glass کوچک دسته دار
hand glass ذره بین
hand glass ساعت شنی
Other Matches
pass from hand to hand ترتب ایادی
to shuffle from hand to hand دست بدست کردن
Hand to hand fighting جنگ تن به تن
glass دستگاه ارتفاع سنج دوربین
glass لیوان یخ
glass عدسی
glass دستگاه بارومتر
glass زجاج
looking glass self خود ایینهای
glass شیشه
glass عینک دار کردن شیشهای کردن
glass شیشه گرفتن
glass عینک
glass الت شیشهای
glass شیشه الات
glass شیشه ذره بین عدسی
glass استکان
glass صیقلی کردن
glass لیوان
glass ابگینه
looking glass اینه
looking glass ایینه
to f. glass شیشه گری کردن
glass گیلاس جام
looking-glass ائینه
glass ایینه شیشه دوربین
port glass جام شرابقرمزوشیرینپرتقالی
liqueur glass جام لیکور
glass wool تودهای ازرشتههای شیشهای که بعنوان عایق گرما یا درتصفیه هوا بکار میر ود
hock glass جام پایهبلند
glass sphere گویشیشهای
glass fibre فایبرگلاس
soluble glass سدیم سیلیکات
a glass of water یک لیوان آب
glass wool پشم شیشه
granulated glass شیشه اج دار
granulated glass شیشه دان دان
ground glass نوعی شیشه نورافشان که دارای سطحی تراشیده است
glass rule خط کش شیشهای
There is a glass missing. یک لیوان کم است.
glass slide اسلایدشیشهای
glass bulb حباب شیشهای
glass eye عینک
glass electrode الکترود شیشهای
glass dust خرده شیشه
glass cutter شیشه بر
glass cutter الماس شیشه بری
glass cloth شیشه پاک کن
glass cloth کهنه شیشه پاک کن
glass blowing شیشه گری
glass blower شیشه گر
gauge glass درجه اب
frosted glass شیشه مات
frosted glass شیشه کدر
crown glass شیشه پنجره [در قرن نوزدهم انگلیس]
focusing glass ذره بین جیبی
flint glass فرف بلور
glass eye چشم شیشهای
glass eye چشم مصنوعی
glass wool پشم یا براده شیشه پشم شیشه
glass ware فروف شیشه
glass vessels فروف شیشهای
glass tube لوله شیشهای
glass snake نوعی سوسمارمخصوص امریکای جنوبی
glass separator میان گیر شیشهای باتری
glass rod میله شیشهای
glass paper کاغذ گلاسه
glass kiln کوره شیشه گری
glass jaw بوکسوراسیب پذیر
glass jaw ارواره شیشهای
glass house گلخانه
glass frit شیشه متخلخل
glass fibers الیاف شیشه
glass eyed بی حالت
glass eyed کور
flint glass بلور
glass roof سقفشیشهای
sight glass شیشه مرئی
stined glass شیشه رنگی
rain glass میزان الهوا
rain glass میزان سنج
race glass دوربین ویژه برای تماشای مسابقه
tempered glass شیشه ابداده
pier glass ایینه قدی
ornamental glass شیشه تزئینی
opera glass دوربین مخصوص اپرا
opaque glass شیشه کدر
obscured glass شیشه مات
obscured glass شیشه تار
objective glass عدسی شیئی
object glass عدسی دوربین یاریزبین که نزدیک تراست بچیزی که میخواهندببند
spy glass تلسکپ یادوربین کوچک
rolled glass شیشه نورد خورده
sheet glass شیشه ورقی
sheet glass شیشه جام
security glass شیشه نشکن
security glass شیشه ایمنی
soluble glass شیشه مایع
spun glass شیشه تاب خورده
safety glass شیشه اطمینان
safety glass شیشه نشکن
safety glass شیشه بی خطراتومبیل
safety glass شیشه ایمنی
safety glass عینک ایمنی
spun glass شیشه مذاب الیاف مانند
spun glass شیشه ریسیده
object glass عدسی شیئی
night glass دوربین شب
water glass لیوان اب
water glass شیشه مایع
weather glass هواسنج میزان الهوا
wire glass شیشه دارای شبکه سیمی در متن ان
wired glass شیشه دارای شبکه سیمی در متن ان
beer glass لیوانآبجو
bordeaux glass گیلاسمخصوصشرابفرانسوی
brandy glass گیلاسکنیاک
burgundy glass لیوان
burgundy glass بورگندی
champagne glass گیلاسگردشامپاین
cocktail glass لیوانمخصوصمشروب
glass cover پوشششیشهای
water glass اب شیشه
water glass شیشه محلول
muscovy glass شیشه معدنی
muscovy glass سنگ طلقی
mirror glass شیشه اینه
minute glass ساعت ریگی دقیقهای
measuring glass درجه دار
measuring glass پیمانه
liquid glass شیشه مایع
lime glass شیشه اهکی
lead glass شیشه سربی
hour glass ساعت ریگی
he is blowing glass شیشه را با فوت درست کردن
hard glass شیشه سخت
watch glass شیشه ساعت
glass dome برآمدگیشیشهای
stained glass شیشه بندی منقوش
cupping glass شاخ حجامت
crystal glass بلور
crown glass شیشه گردیاچرخی
colored glass شیشه رنگی
cast glass شیشه ریخته گی
cast glass شیشه جام ریختگی
burning glass عینک جوشکاری
burning glass عدسی محدب یاایینه مقعر
burning glass ذره بین
bell glass مردنگی
magnifying glass ذره بین
cut glass بلور کریستال
stained glass شیشه کاری منقوش
drinking glass فنجان
plate glass شیشه سنگ شیشه تختهای
eye glass شیشهای که برای کمک بینایی بکارمیبرند
field glass دوربین صحرایی
drinking glass گیلاس
plate glass شیشه لوحی
eye glass عینک دستی
field glass عدسی درونی دوربین یاذره بین
glass rebate دوراهه شیشه
finger glass فرف انگشت شوئی
The glass is full of water. لیوان پر از آب است
Empty this glass of water. این لیوان آب راخالی کن
black glass bottle بطری
black glass bottle بطلی
to temper [metal or glass] آب دادن [سخت کردن] [آبدیده کردن] [بازپخت کردن] [فلز یا شیشه]
He emptied the glass to the last drop . لیوان را تا آخرین قطره خالی کرد
glass type tube لامپ الکترونی شیشهای
glass-lined tank مخزنکوچکشیشهای
glass membrance electrode الکترود شیشه غشایی
rough cast glass شیشه خام
glass transition temperature دمای تبدیل شیشهای
white wine glass جام مشروبسفید
octal glass type tube لامپ الکترونی هشت پایهای
glass-fronted display cabinet بوفه
people who live in glass houses should not throw stones <idiom> هرچه را برای خود میپسندی برای دیگران هم ب"سند
in hand در دست اقدام
in hand در جریان
to hand down بارث گذاشتن
in hand گذاشتن گوی بیلیارد در نقطه دلخواه محدوده
to take in hand بعهده گرفتن
hand-to-hand نزدیک
under hand درنهان به پنهانی
hand to hand دست بدست یکدیگر مجاور
to take in hand دردست گرفتن
hand to hand رزم نزدیک رزم تن به تن
hand to hand دست به یقه
to hand out از پنجره اویزان کردن
to hand دردسترس
to hand over تحویل دادن
hand to hand دردسترس
to hand over واگذارکردن
to hand down بدوره بعدانتقال دادن
hand to hand دسته و پنجه نرم کردن
hand over تسلیم کردن
under the hand of به امضای
under the hand of hand به امضای .....
hand saw اره دستی
on the one hand <adv.> یکی انکه
on the other hand <adv.> به ترتیب دیگر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com