English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 153 (7 milliseconds)
English Persian
hanger loop جایآویز
Other Matches
hanger اعلام کننده
hanger on مفت خور
hanger on موی دماغ
hanger on انگل
hanger on متکی بر
hanger-on انگل
hanger on وابسته
hanger اسکلت یاچهارچوبهای که از سقف اویتخه ودارای بلبرینگ برای حرکت دادن ماشین باشد
hanger چنگک لباس
hanger جارختی
hanger اویزان کننده معلق کننده
hanger-on مفت خور
coat hanger جالباسی
coat hanger جارختی
cliff-hanger چنگک باریک کوهنوردی
cliff hanger چنگک باریک کوهنوردی
cliff hanger مطلب یا داستان جالب
basket hanger بازیگری که برای گلهای مفت در زمین حریف میماند
basket hanger مفت خور
cliff-hanger مطلب یا داستان جالب
hobble hanger جایزینکردن
pot hanger قلاب دیگ
hanger bracket قلابمعلق
paper hanger کاغذ دیواری چسبان
gate hanger التی که دریچه سد را باز نگه میدارد
do while loop لوپ WHILE/DO
while loop دستورات برنامه شرطی که در صورت درست بودن یک شرط, یک قطعه را اجرا میکند
inner loop حلقهای درون حلقه دیگر
for next loop حلقه یا تابعی که تکرار میشود تا وقتی که شرط دیگر صدق نکند
inner loop حلقه درونی
inner loop حلقه داخلی
to be in the loop <idiom> در جریان بودن [موضوع ویژه ای] [اصطلاح روزمره]
loop گریز
to keep somebody in the loop <idiom> کسی را در جریان گذاشتن [موضوع ویژه ای] [اصطلاح روزمره]
to keep somebody in the loop <idiom> کسی را در جریان نگه داشتن [گذاشتن] [موضوع ویژه ای] [اصطلاح روزمره]
to be in the loop <idiom> آگاه بودن از [موضوع ویژه ای] [اصطلاح روزمره]
do while loop حلقه WHILE/DO
for/next loop حلقه NEXT/FOR
loop گره
loop مهاری
loop دریچه
loop سوراخ
loop ضربه بلند قوس دار
loop حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
loop چرخش نیمدایره و برگشت اسکیت
loop کمند
loop پیچ چرخ
loop حلقه طناب
loop خمیدگی
loop گره زدن
loop حلقه
loop پیچ خوردن حلقه زنی
loop حلقه دارکردن
loop درو در انتهای خرک
loop حلقه زدن
loop حلقه شدن
loop آزمایشی که سیگنال ارسالی را به وسیله فرستنده پس می فرستد پس از عبور آن از خط یا وسیله
loop برسی اینکه داده به درستی در خط منتقل شده با برگرداندن داده به ارسال کننده
loop ثباتی که حاوی تعداد دفعات تکرار حلقه است
loop ترتیب دستورات که تا وقوع یک شرط تکرار می شوند
loop برنامه کامپیوتری که مرتب تکرار شود
loop بخش اصلی دستور با حلقه که توابع اولیه را انجام میدهد به جای اینکه وارد حلقه شود یا حلقه را ترک کند یا تنظیم کند
loop تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loop ساخت یک قطعه سیم یا نوار به شکل دایره
loop حلقه درون حلقه دیگر
loop دستور با حلقه که دستورات دیگر یا داده را در برنامه تغییر میدهد
loop بخشی از برنامه که تکرار میشود تا عملی را متوقف کند بیشتر برای وقتی که منتظر پاسخ از صفحه کلید یا وسیله است به کار می رود
loop عمل کنترل کامپیوتر که داده از خروجی وسیله کنترلی به حلقه کنترل برمی گردد
loop حلقهای که انتها ندارد مگر اینکه برنامه متوقف شود
nested loop حلقه تو درتو
loop step پرش از لبه خارجی یک اسکیت و نیم چرخش و برگشت بافرود به لبه داخلی همان اسکیت
overhead loop گره حلقومی یا گره بالاتنه
loop test ازمایش با حلقه وارلی
loop structure ساختار حلقهای
open loop مدار باز
loop sling بند حلقهای
loop sling مهار حلقوی بار بند حلقوی
open loop حلقه باز
loop sling حلقه بند تفنگ
nested loop حلقه لانهای
nested loop حلقه اشیانهای
prusik loop گره پلکانی
subscriber's loop حلقه متعلق به مشترک
uncontrolled loop حلقه کنترل نشده
to stay in the loop <idiom> آگاه ماندن در [موضوع ویژه ای] [اصطلاح روزمره]
to stay in the loop <idiom> در جریان ماندن [موضوع ویژه ای] [اصطلاح روزمره]
gun-loop [دهانه بیضی شکل در دیوار برای تیر اندازی]
arrow-loop شکاف تهویه
peg loop میخحلقهطناب
loop pile پرزهای حلقوی [این نوع پرز توسط بافت های ماشینی مثل فرش ماشینی بوجود آمده و به هر دو صورت ترکی و فارسی بافته می شود. اگر حلقه ها پس از اتمام کار بریده نشوند به آن پرز حلقوی می گویند. همانند سطح حوله.]
loop stitches کوکطنابی
loop-hole روزنه
heel loop قوس پاشنه
elastic loop حلقهارتجاعی
button loop دکمهرکاب
belt loop حلقهکمربند
wait loop پردازندهای که یک حلقه برنامه را تکرار میکند تا عملی رخ دهد
loop-hole سوراخ دیدبانی
armature loop حلقه ارمیچر
feedback loop حلقه باز خوردی
ground loop تغییر ناگهانی جهت حرکت هواپیما با ارابه فرود
hysteresis loop حلقه پسماند
hysteresis loop منحنی هیسترزیس
induction loop حلقه القائی
inductive loop حلقه ی القائی
infinite loop حلقه نامحدود
infinite loop حلقه نامتناهی
local loop حلقه محلی
loop antenna انتن حلقوی
expansion loop خم انبساط
endless loop حلقه بی انتها
armature loop پیچک ارمیچر
closed loop حلقه بسته
closed loop حلقه مسدود
counting loop حلقه شمارش
current loop حلقه جاری
curtain loop بازوبندپرده
drill loop حلقه مخصوص چکه اب درسیم کشی
drip loop حلقه ریزش اب
endless loop حلقه بی پایان
loop antenna انتن حلقهای
loop body تنه حلقه
loop feeder سیم تغذیه حلقوی
loop drive ضربه باپیچش زیاد نزدیک تور حریف
loop hole روزنه
loop hole گریز
loop counter شمارنده حلقه
loop initializaion ارزش دهی اغازی در حلقه
loop control کنترل حلقه زنی
loop jump پرش و چرخش کامل و فرودروی همان لبه اسکیت
loop code کد حلقوی
loop checking مقابله حلقه
loop pass پاس قوسی
loop body بدنه حلقه
loop line دوراهی
loop mill rolling نوردکاری حلقوی
magnetic hysteresis loop حلقه هیسترزیس مغناطیسی
loop knot tie گره حلقوی
closed loop gain بهره تقویت درطبقه بسته
toe loop jump پرش از لبه عقبی یک اسکیت بکمک نوک انگشت پای دیگر وچرخش کامل در هوا وبازگشت روی همان لبه عقبی
warp-loop fringe ریشه حلقوی [در قالی همدان]
tap loop jump پرش از لبه عقبی یک اسکیت بکمک نوک انگشت پای دیگر وچرخش کامل در هوا وبازگشت روی همان لبه عقبی
input coupling loop حلقه پیوست ورودی
distributor service loop خطسرویسپخش
single loop armature ارمیچر تک پیچکی
perfection loop knot نوعی گره قرنیهای در انتهای نخ ماهیگیری
loop control structure ساختار کنترل حلقه
loop control variable متغییر کنترل کننده حلقه
sleeve strap loop بستنوارسرآستین
open loop gain بهره تقویت در حلقه باز
varley loop test ازمایش با حلقه وارلی
open loop system مکانیزم کمک کننده متشکل ازیک مسیر کنترل بدون اندازه گیری نتیجه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com