English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 48 (2 milliseconds)
English Persian
hanging gale اجاره پس افتاده
hanging gale پس افت
Other Matches
gale تند باد
gale تندباد
gale گیل
gale باد قوی
gale باد و بوران
gale باد تند و سریع که درارتفاعات بالاتر از 02 متری سطح زمین میوزد
gale طوفان
gale باد
fresh gale بادی که با سرعت ساعتی 93تا 64 میل بوزد
hanging به دارکشیدن
hanging معلق شدن
hanging [فرش کردن، کاغذ دیواری یا هر تزئینی برای اتاق]
hanging دار زدن
hanging عمل اویختن
hanging اعدام
hanging بدار زدن چیز اویخته شده
hanging اویز
hanging معلق
hanging اویزان درحال تعلیق
hanging محزون مستحق اعدام
hanging-post [تیرک عمودی که در یا دروازه به آن آویزان می شود.]
wall hanging تزئینات دیواری
hanging cupboard قفسهیآویزانکننده
hanging glacier تودهیخغلتانآویزانشده
hanging pendant چراغآویزان
hanging sleeve آستینآویزان
hanging stile شیارپنجره
To leave something hanging. چیزی رابلاتکلیف گذاشتن
hanging step پله معلق
hanging-buttress [پشت بند نگهدارنده] [معماری]
hanging valley فراز دره
hanging test ازمایش کشش
hanging arrow تیر اویزان شده به هدف
hanging committee انجمنی که عهده دارچسباندن یا اویختن عکس هایی درنمایش باشند
hanging indent تورفتگی معلق
hanging ladder چوب بست دستی
hanging ladder چوب بست متحرک
hanging ladder گاه بست
hanging pawns پیادههای اویزان شطرنج
hanging prevention ممانعت از تعلیق
hanging rod میله رخت اویز
hanging scaffold چوب بست اویزان
hanging scaffold گاهبست
leave hanging (in the air) <idiom> بدون تصمیم قبلی
Our life is hanging by a thread . زندگی مابه تار مویی بند است
There's a question mark [hanging] over the day-care clinic's future. [A big question mark hangs over the day-care clinic's future.] آینده درمانگاه مراقبت روزانه [کاملا] نامشخص است.
Recent search history
Search history is off. Activate
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com