English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 54 (4 milliseconds)
English Persian
hanging pawns پیادههای اویزان شطرنج
Other Matches
pawns گروگان وثیقه
pawns پیاده شطرنج
pawns گرو
pawns رهن دادن
pawns گروگذاشتن
pawns وثیقه
pawns رهن
pawns گرو گذاشتن رهن دادن
doubled pawns پیادههای دوبله
doubled pawns پیادهای مضاعف شطرنج
two pawns game بازی دو پیاده در سیستم روسی در دفاع گرونفلد
united pawns پیادههای متصل شطرنج
centre pawns پیادههای مرکزی شطرنج
connected passes pawns پیادههای رونده متصل
united pressed pawns پیادههای رونده متصل شطرنج
hanging [فرش کردن، کاغذ دیواری یا هر تزئینی برای اتاق]
hanging اویزان درحال تعلیق
hanging عمل اویختن
hanging اعدام
hanging بدار زدن چیز اویخته شده
hanging اویز
hanging معلق
hanging محزون مستحق اعدام
hanging معلق شدن
hanging دار زدن
hanging به دارکشیدن
hanging step پله معلق
wall hanging تزئینات دیواری
hanging cupboard قفسهیآویزانکننده
hanging glacier تودهیخغلتانآویزانشده
hanging pendant چراغآویزان
hanging sleeve آستینآویزان
hanging stile شیارپنجره
hanging-buttress [پشت بند نگهدارنده] [معماری]
hanging-post [تیرک عمودی که در یا دروازه به آن آویزان می شود.]
To leave something hanging. چیزی رابلاتکلیف گذاشتن
hanging valley فراز دره
hanging committee انجمنی که عهده دارچسباندن یا اویختن عکس هایی درنمایش باشند
hanging gale اجاره پس افتاده
hanging gale پس افت
hanging indent تورفتگی معلق
hanging ladder چوب بست دستی
hanging ladder چوب بست متحرک
hanging ladder گاه بست
hanging test ازمایش کشش
hanging scaffold گاهبست
hanging scaffold چوب بست اویزان
hanging arrow تیر اویزان شده به هدف
hanging rod میله رخت اویز
hanging prevention ممانعت از تعلیق
leave hanging (in the air) <idiom> بدون تصمیم قبلی
Our life is hanging by a thread . زندگی مابه تار مویی بند است
There's a question mark [hanging] over the day-care clinic's future. [A big question mark hangs over the day-care clinic's future.] آینده درمانگاه مراقبت روزانه [کاملا] نامشخص است.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com