Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
hardware check
مقابله سخت افزاری
Other Matches
hardware
دستگاههای اصلی
hardware
ابزار
hardware
سخت ابزار
hardware
دیسکها و مکانیزم هایی که یک کامپیوتر و وسایل جانبی آنرا می سازد
hardware
سخت افزار
hardware
واحدهای فیزیکی
hardware
اهن الات
hardware
قط عات
hardware
مدارهای مجتمع
hardware
اهن الات ابزارالات
hardware specialist
متخصص سخت افزار
pseudo hardware
شبه سخت افزار
joiner's hardware
ابزار نجاری
hardware configuration
پیکربندی سخت افزار
hardware dependent
وابستگی سخت افزاری
common hardware
ابزار و الات عمومی سخت ابزارهای عمومی
common hardware
قطعات عمومی
hardware monitor
مبصر سخت افزاری
hardware platform
پایگاه سخت افزار
hardware reset
باز راه اندازی سخت افزاری
hardware resources
منابع سخت افزاری
hardware key
کلید سخت افزاری
graphics input hardware
سخت افزار ورودی گرافیکی
hardware description language
زبان تشریع سخت افزاری
check-up
کنترل کردن
check-up
بازبینی کردن
check-up
کنترل
check-up
بازبینی
check
عیار گرفتن
to check out something
چیزی را بررسی یا امتحان کردن
Please check the ...
لطفا ... را کنترل کنید.
in check
<idiom>
غیرقابل کنترل
check up
رسیدگی کامل کردن ازمایش کردن
to check off
رسیدگی کردن ودرصورت درستی باخط نشان گذاردن
second check
بررسی نهایی
second check
بررسی دوباره
check off
تغییرروش بازی درتجمع
to check up
درست رسیدگی یاحساب کردن
check out
تصفیه حساب کردن
check out
بازدیدعمل و خصلت جنگ افزار
check up
معاینه کردن
to check in
نام نویسی کردن
[هتل]
check
محک زدن
check
دریچه تنظیم
check
بررسی اینکه آیا چیزی به درستی کار میکند یا خیر
check
بازرسی شد
check
تطبیق
check
مقابله
check
منع
check
چک
check
بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
check
دستگاهی که روی تاسیسات ابی جهت تنظیم سطح اب ساخته میشود
check
امتحان کردن بازرسی
check
امتحان
check
جلوگیری کردن از
check
ممانعت کردن
check
سرزنش کردن رسیدگی کردن
check
کیش
check
و شدن بوی شکار
check
مقابله کردن مقابله
check
چک بانک
check
کم یا متوقف کردن سرعت بدن
check
وارسی
check
نشان گذاردن
check
تطبیق کردن
check
بررسی کردن
check
بررسی
check
بازرسی کردن
check
چاپ گرفتند وضعیت داده و برنامه در یک نقط ه بررسی
check
خطا در خواندن داده ناشی از خطایی در رسانه مغناطیسی
check
تجزیه کردن
check
مقابله کردن بررسی
check
خطا یا توقف کوچک در فرآیند
check
اطمینان از صحت چیزی
check
سنجیدن
check in
وارد شدن
check in
نام نویسی کردن مراسم ورود
check-in
وارد شدن
check-in
نام نویسی کردن مراسم ورود
check
ارزیابی کردن
check
تحقیق کردن
check
بررسی کردن
check
مطالعه کردن
check
او نتیجه چاپ و صورتحساب ها را بررسی کند تا ببیند آیا مشابه هم هستند یا خیر
check
اجرای خشک یک برنامه
check
حرف اضافی در متن ارسالی که بررسی میکند آیا خطایی در متن رخ داده یا یه و مقدار آن به متن بستگی دارد
check
رقم اضافی در متن ارسالی برای نشان دادن و تصحیح خطاها
check
جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
check
یک بیت از کلمه دودویی که برای بررسی هر بیتی به کار می رود
check
سخت افزار یا نرم افزاری که نشانی میدهد متن ارسالی نادرست است و خطا ردی داده است
check
مجموعه حروف مشتق شده از یک متن برای بررسی و تصحیح خطاها
check
نشانهای که انتخاب جعبه بررسی را نشان میدهد واغلب یک ضربدر در آن است
check
محلی در برنامه که داده و وضعیتهای داده قابل ضبط ونمایش هستند
check
حافظه موقت برای داده دریافت شده پی از بررسی آن در برابر داده دریافت شده از طریق مسیر یا راه دیگر
check
بررسی اینکه یک پروتکل کد حرف و فرمت آن صحیح هستند
modulo n check
مقابله به پیمانه
odd even check
مقابله فرد و زوج
marginal check
مقابله مرزی
machine check
برسی ماشین
parity check
مقابله کردن توازن
overflow check
مقابله سرریز
overflow check
بررسی سرریز
parity check
بررسی توازن
parity check
مقابله توازن
parity check
مقابله ایستایی
pay check
چک حقوق
overflow check
بررسی سرریزی
odd even check
بررسی فرد و زوج
limit check
بررسی حدی
frequency check
کنترل فرکانس
fore check
جلوگیری از مدافع در منطقه دفاعش جلوی تور
family check
کیش همگانی
even parity check
بررسی توازن زوج
echo check
بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
echo check
بکمک طنین
echo check
مقابله
duplication check
بررسی ای که لازمه اش یکسان بودن نتایج دو اجرای مستقل یک عملیات میباشد
duplication check
مقابله از راه تکرار
identity check
بازرسی شناسنامه
identity check
بررسی هویت
limit check
مقابله حدود
indian check
سد کردن راه حریف با بالابردن چوب بالای سر او برای ضربه زدن به چوب او
houndstooth check
طرح خانه خانه مورب پارچه
hook check
سد کردن راه چوب حریف ازعقب
rain check
نوید یا قول دعوت بعدی
hip check
سد کردن راه حریف با کمر وباسن
check gate
دریچه تنظیم
dynamic check
مقابله پویا
marginal check
برسی مرزی
dump check
مقابله حین روبرداری
Please check the battery.
لطفا باطری را کنترل کنید.
validity check
بررسی اعتبار
validity check
مقابله اعتبار
twin check
بررسی توام
twin check
مقابله توام
traveler's check
چک مسافرتی
transfer check
انتقال
transfer check
مقابله
system check
بررسی سیستم
visual check
مقابله دیداری
visual check
مقابله بصری
wraparound check
سد کردن چوب حریف گوی دارباچوب
Please check the oil.
لطفا روغن را کنترل کنید.
Please check the water.
لطفا آب را کنترل کنید.
What time should I check in?
چه وقت کارت سوار شدن به من میدهید؟
rain check
<idiom>
بلیط مجانی برای چیزی که به علت باران کنسل شده
rain check
<idiom>
رد کردن درخواستی برای یک تاریخ معین و موکول آن به زمان دیگر
double-check
<idiom>
دوباره چک کردن
security check
چکامنیتی
check-rail
ریلتنظیم
rain check
بلیط باران
rain check
بلیط مجانی یا مجدد
system check
مقابله سیستم
synchronization check
کنترل همزمانی
summation check
بررسی تشخیص خطا با جمع کردن حروف دریافتی و مقایسه با کل آن
redudancy check
بررسی افزونگی
reasonableness check
بررسی و کنترل معقولانه و مستدل
reasonableness check
بررسی معقول بودن
range check
بررسی محدوده
programmed check
بررسی برنامه ریزی شده
programmed check
مقابله برنامه ریزی شده
programmable check
مقابله برنامه ریزی شده
priority of check
تقدم کیش
poke check
فشار اوردن به گوی با چوب برای دور کردن ان از حریف
redundancy check
تستی متکی بر انتقال بیت ها وکاراکترهایی که بیش ازحداقل تعداد لازم برای بیان خود پیام هستند
redundancy check
بررسی افزونگی
residue check
بررسی تشخیص خطا که در آن داده دریافتی با یک مجموعه اعداد تقسیم میشود و باقی مانده بررسی میشود با باقی مانده مورد نظر
sum check
مقابله جمعی
stock check
کنترل موجودی
stick check
دور کردن گوی از گوی دار بااستفاده از چوب
spite check
کیش دفع الوقت
sight check
مقابله نظری
sight check
مقابله چشمی
sequence check
بررسی ترتیبی
sequence check
مقابله ترتیب
selection check
مقابله گزینش
sales check
صورت فروش
perpetual check
کیش دایم
check indicator
نماینده مقابله
certified check
چک گواهی شده
certified check
چک تضمین شده
cashier's check
چکی که بانک عهده خود بکشد
bulit in check
automaticcheck
bulit in check
تست تعبیه شده
built in check
بررسی توکار
built in check
مقابله توکار
body check
سد کردن بازیگر توپدار
board check
خطا
board check
تنه زدن
certified check
چک تضمینی
check bit
ذره مقابلهای
check bit
بیت مقابلهای
check flight
پروازی برای اشناشدن خدمه و یا ازمایش صلاحیت انها
check firing
عناصرتیر را بررسی کنید
check firing
فرمان اتش بس موقت برای بازرسی مانع اتش
check field
میدان مقابلهای
check digits
ارقام تست
check digit
رقم مقابلهای
check character
کاراکتر مقابلهای
check character
علامت مقابلهای
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com