English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 97 (6 milliseconds)
English Persian
he personated the king شبیه شاه رادراورد
he personated the king سهم شاه رابازی کرد
Other Matches
hisbrother personated him برادرش خودرابنام او قلمدادیامعرفی کرد
to king it شاهی کردن
king like شاه صفت
o king پادشاها
o king ای پادشاه
king like شاهوار
king like شاه منش
did he a the king ایاشاه رامخاطب ساخت روکردبه شاه
king سلطان
king ملک
king شهریار
king پادشاه
king شاه
king's evil مرض خنازیر
king's english انگلیسی اصیل
king's english اصطلاحات و لغات خاص انگلیسی علمی مصطلح درجنوب انگلیس
king's spear برواق
king's evidence گواهی واعتراف شریک گناه برضدهمدستان خودرادرامریکا.....گویند
king's counsel قاضی دادگاه پادشاه
king's blue رنگ ابی متوسط
king post ستون جرثقیل
king ship پادشاهی
king ship شاهی
king ship شهریاری
king ship سلطنت
king side جناح شاه شطرنج
king's wing جناح شاه شطرنج
king snake انواع مارهای جنس Lampropeltis
king's gambit گامبی شاه شطرنج
king's peg نوشابهای که از شامپانی وکنیاک درست شده باشد
King's side سمتشاه
worthy to become a king شایسته شاه شدن
vice king فرمانفرما
vice king نایب السلطنه
they crowed him king تاج پادشاهی برسرش گذاشتن
king-post شاه تیر
they attended the king ایشان درخدمت پادشاه بودند
the king in council شورای دولتی باحضوراعلیحضرت
sea king دزد دریایی اسکاندیناوی درقرنهای میانه
king's yellow مارهای صیادجوندگان امریکای مرکزی
king's wort سنبل ختایی
king's spear سوسن سفید
king's spear نرگس
was a king in yemen پادشاهی برد در یمن
king's spear بوته سریش
king's round مسابقه با کمانهای صلیبی با6 تیر
king-pendant [تیر عمودی در خرپای میانی]
king post قطر شاغولی میان خرپا
baring the king تنها کردن شاه شطرنج
king dom سلطنت
king dom پادشاهی
king craft سیاست پادشاهی
king craft سیاست
king craft کشورداری
king closer اجر کلاغ پر
king bolt شاه پیچ
king crab خرچنگی که ماننداست به نعل
king crab خرچنگ نعلی
king bird یکجورخرمگس
king bird یکجورمرغ بهشتی
bare king شاه تنها یا بی یاور شطرنج
grizzly king مگس ماهی گیری
fur king بازرگان بزرگ پوست
freshwater king متصدی اب شیرین کن
fit for a king لایق پادشاه
good king اسفناج صحرایی
king dom کشوری که پادشاه داشته باشد قلمرو یک پادشاه
king pile تیری که قبل از شروع حفاری به منزله شمع در وسط شیارمیکوبند
king of terrors مرگ
king of kings شاهنشاه
king pin زاویه کینگ پین
king of fruits شاه میوه
king size بزرگ
king post تیر بزرگ عمودی شیروانی شاه تیر
king of fruits شاه میوه ها
king of england پادشاه انگلستان
king of birds عقاب
king of birds پادشاه مرغان :دال
king of beasts پادشان جانوران :شیر
king of arms متصدی تشخیص وتعیین نشانهای خانوادگی
king hunt شاه شکار
king emperor امپراطورانگلستان وهند
king post عصا
king post truss خرپای ساده
king's indian attack حمله هندی شاه شطرنج
he gained access to the king بشاه تقرب جست
king's indian defence دفاع هندی شاه شطرنج
he gained access to the king نزدپادشاه باریافت
king's indian in reverse هندی شاه معکوس
king's gambit declined گامبی شاه پذیرفته نشده
king's bishop gambit گامبی فیل شاه در گامبی شاه شطرنج
king pin inclination انحراف کینگ پین
to call the shots [to be the king of the castle] <idiom> پاسخگو بودن
By trying to live like a king one ends by drawing . <proverb> آخر شاه منشى کاه کشى است .
Queen's English [King's English] <idiom> [انگلیسی استاندارد و صحیح از نظر گرامری که در بریتانیا خوانده و نوشته می شود.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com