English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 119 (7 milliseconds)
English Persian
he was a skin and bones همه پوست واستخوان بود
Search result with all words
skin and bones <idiom> خیلی لاغر
Other Matches
bones عظم
d.'s bones طاس تخته نرد
bones خواستن درخواست کردن
bones استخوان بندی گرفتن یا برداشتن
bones استخوان
bones تقاضاکردن
make no bones about something <idiom> رک و پوست کنده گفتن
funny bones استخوان ارنج
funny bones شوخی
cross bones شکل استخوانهای ران که زیرشکل کاسه سرمیگذارندونشانه مرگ است
dry bones پوست واستخوان
make no bones about something <idiom> هیچ رازی نداشتن
funny bones خوش مزگی
dry bones ادم لاغر
not to make old bones جوانمرگ شدن
to be corrupt to the bones <idiom> تا مغز استخوان فاسد بودن [کسی که ذاتا فاسد است]
marrow bones زانو
marrow bones قاب زانو
to make old bones عمر دراز کردن
palatine bones استخوانهای کامی استخوانهای کام
marrow bones استخوان مغز دار
bones of contention مایه نفاق
chilled to the bones <idiom> نفوذ سوز سرما تا مغز استخوان [احساس یخ زدگی]
chilled to the bones <idiom> احساس یخ زدگی
I felt it it in my bones. I had a hunch. بدلم برات شده بود
raw head and bloody bones یک سرودو گوش
raw head and bloody bones سروسیاه ودندان سفید
skin پوسته
next to the skin روی تن
skin چرم
get under one's skin <idiom> آزاردادن
skin جلد
skin پوست
were i in his skin اگر بجای او بودم
skin پوست کندن با پوست پوشاندن
next to the skin زیر همه جامه ها
skin لخت کردن
with a whole skin پی گزند سالم
skin پوسته ریخته گی
skin پوست پوستی
skin-tight تنگ
skin-tight چسبیده
wing skin پوسته بال
soft skin پوسته نرم
skin game فریبکاری
skin graft پوست به بدن پیوند زدن پیوندپوست
skin paint نوعی علایم راداری روی صفحه رادار که از انعکاس امواج رادار تولید میشود
skin the cat اسکن د کت
skin the cat حالت گربهای
skin with mortar اندود کردن با ملات
skin with mortar رومالی کردن با ملات
smoothing the skin کاشیکاری
leather skin پوستچرمی
skin surface سطحپوست
skin tight <adj.> بدن نما
sheep skin پوست گوسفند
onion skin پوست پیاز [از این رنگینه طبیعی برای تهیه رنگ زرد نخودی استفاده می شود اگرچه ثبات رنگی خوبی ندارد.]
(by the) skin of one's teeth <idiom> فقط وفقط
(no) skin off one's nose <idiom> دلبستگی به چیزی ،دلواپسی
skin-deep <idiom> سطحی
skin alive <idiom> سرزنش کردن،کتک زدن
jump out of one's skin <idiom>
by the skin of one's teeth <idiom> بزور [با زحمت] کاری را با موفقیت انجام دادن
by the skin of one's teeth <idiom> باسود بسیار اندک
Everyone was thinknig of his own skin. هر کس به فکر جان خود بود
banana skin اشتباهتصادفیو سهوی
warty skin پوستزگیلدار
onion skin پوست پیاز
skin game تقلب درقمار
skin diver غواص
kid skin شورو
onion skin یکجور کاغذ نازک
lion skin دلیری بخود بسته
water skin مشک
kid skin پوست بزغاله
kid skin تیماج
goose skin ترکیدگی پوست ازسرمایابیم
corrugated skin پوسته موجدار
calf skin تیماج
calf skin پوست گوساله
skin-diving غواصی
skin diving غواصی
skin deep فاهری
skin deep فقط تا روی پوست رویی
skin deep سطحی
skin-divers غواص
skin-diver غواص
oxide skin قشر نازک اکسید
oxide skin پوسته اکسید
skin and bone لاغر
skin game قمار از روی تقلب
skin churn خیک
skin dive زیر ابی رفتن
skin dive غوص کردن
skin effect اثر سطحی
skin effect اثر پوست
skin eruption جوش
skin eruption دانه
skin eruption بثورات
skin friction مقاومت پوسته
skin and bone پوست واستخوان
scarf skin پوشش یاغلاف بیرونی
scarf skin پوست برونی
scarf skin بشره
scarf skin جلدرویی
scarf skin فوق الجلد
save one's neck/skin <idiom> نجات خوداز خطر ومشکل
To eat an apple with the skin. سیب را با پوست خوردن
He escaped by the skin of his teeth. بزحمت جانش رانجات داد
onion skin language زبان عملیات پایگاه داده ها که میتواند ساختار داده سلسله مراتبی را پردازش کند
Oily skin (food). پوست ( غذای ) چرب
onion skin architecture طراحی سیستم کامپیوتری به صورت لایهای طبق کارایی یا حق تقدم
magnetic skin effect جابجایی فوران مغناطیسی اثر پوستی مغناطیسی
galvanic skin response پاسخ برقی پوست
the sun had parched his skin افتاب پوست تنش را سوزانده بود
galvanic skin response جی اس ار
The skin ages intrinsically and extrinsically. سن پوست از درون و بیرون رشد می کند.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com