English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (7 milliseconds)
English Persian
head shell حافظسر
Other Matches
head to head polymer بسپار سر به سر
shell پوکه فشنگ
shell پوکه
shell جعبه حاوی باروت
shell ساچمه وچاشنی
shell زرهی پوشش
shell صدف
shell نرم افزار واسط بین کاربر و سیستم عامل , معمولاگ برای اینکه سیستم عامل دوستانه تر وساده تر شود
shell برنامه واسطه
shell برنامه خروج موقت
shell سبوس گیری کردن
shell out هزینه چیزی را قبول کردن
shell قایق دراز و باریک مخصوص مسابقه با پارو ژاکت سبک ضد باران
shell گلوله توپ
shell بدنه ساختمان
shell کالبد
shell پوست فندق وغیره
shell جلد
shell عامل محافظ حفاظ
shell قشر زمین
shell قشر
shell پوست
shell فشنگ
shell بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
shell پوسته
shell توده
shell لایه
shell صدف حلزون کاسه یا لاک محافظ جانور
shell پوست کندن از مغز میوه را دراوردن
to shell off ورقه ورقه شدن ورامدن
shell out خارج شدن به سیستم عامل وقتی که برنامه اصلی هنوز در حافظه است , پس کاربر به برنامه برمی گردد
in one's shell <idiom> صرف نظر کردن،بی صدا
shell پوست تخم مرغ
shell off گلوله باران کردن
out of one's shell <idiom> گفتگو دوستانه
shell off با نارنجک مورد حمله قراردادن
shell out پرداختن
cooling shell پوسته سردکننده
cooling shell قشر سرد کننده
The shell does not always contain a pearl. <proverb> همیشه در صدف گوهر نباشد .
energy shell لایه انرژی
energy shell پوسته انرژی
illuminating shell گلوله روشن کننده
cupola shell پوسته کوپل
downstream shell پشته پایاب
downstream shell توده پایاب خاکریز پایاب
downstream shell خاک پایین دست
inner shell electron الکترون درونی
ear shell گوشک ماهی
egg shell پوست تخم
egg shell مانندپوست تخم مرغ
egg shell نازک
lower shell قشرتحتانی
electron shell پوسته الکترون
illuminating shell گلوله منور
cockle shell یکجورصدف
To come out of oness shell. از جلد ( لاک ) خود در آمدن
band shell جایگاه دستهء موزیک که عقب ان بشکل صدف مقعر بزرگی است
gas shell گلوله دودانگیز
pearl shell صدف
the shell of a mollusk صدف
magnetic shell زرورق مغناطیسی
furnace shell جدارکوره
furnace shell قشر یا پوسته کوره
piercing shell گلوله ثاقب
outer shell لایه والانس
hard shell سخت پوست
hard shell کاسه دار
cockle shell کرجی کوچک
shell membrane پوستغشا
shell-shocked موجی- مبتلا بهاختلالاتناشیازجنگ
shell suit نوعیکتوشلوارغیرمعمولی-شلوولباجنسدرخشندهوبراقوسبک
cartridge shell بدنه پوکه
cartridge shell بدنه پوکه فشنگ
fixed shell گلوله متصل
hard shell متعصب
hard shell سخت
upper shell قشررویه
shell room انبار گلوله
shell jacket بالاتنه کوتاه دکمه دار نظامی
shell game قمار با گردو
shell game گردو بازی
ventus's shell کس گربه
shell wave صدای زوزه گلوله
valence shell پوسته والانس
shell fragments قطعات گلوله
shell fragments بسک گلوله
shell formwork قالب بندی غلافی
shell fish جانور صدف
shell lime سنگ اهک صدفی
shell limestone اهک صدفدار
shell sort الگوریتم ذخیره داده که داده ها در هر عمل مرتب سازی بیشتر از یک جابجایی می توانند داشته باشند
shell structure ساختار لایهای
shell room انبار مهمات ناو
shell roof بام پوستهای
shell proof ضد نفوذ گلوله
shell proof مقاوم در مقابل گلوله
shell proof ضد گلوله
shell pink رنگ قرمز مایل به زرد
shell structure ساختارپوستهای
shell mould قالب گرفتن پوستهای
shell transformer مبدل جوشن دار
shell fish ماهی صدف
shell casting ریخته گری پوستهای
valence shell لایه والانس
outer shell پوسته والانس
inner door shell پوستداخلیدر
soft shell حلزون دارای صدف نرم
soft shell نرم پوسته
star shell گلوله نورافشان
star shell گلوله منور
the shell of an egg پوست تخم مرغ
shell shock اختلال روحی در اثر صدای افنجار نارنجک وامثال ان وحشت واضطراب حاصله ازصدای انفجار
shell shock روان رنجوری جنگ
shell-shock اختلال روحی در اثر صدای افنجار نارنجک وامثال ان وحشت واضطراب حاصله ازصدای انفجار
shell-shock روان رنجوری جنگ
shell bit مته قاشقی
soft shell دارای عقیده معتدل
shell back دریانوردی که از خط استواگذشته باشد
shell bit مته گلویی
shell bean دانه مغذی لوبیا
shrapnel shell گلوله انفجاری
tortoise shell پوست ابرهای لاک پشت دریایی
tracer shell گلوله رسام
soft shell دارای پوسته ترد وشکننده
shell bean لوبیایی که مغز ان خوراکی است
soft shell clam صدفپوستنازک
hard shell clam پوستسختصدف
high explosive shell گلوله محترقه شدید
half shell mold قالب نیم پوسته
outer shell electron الکترون بیرونی
outer shell electron الکترون رسانایی
outer shell electron الکترون لایه بیرونی
shell moulded casting قطعه ریختگی قالب گیری پوستهای
double shell constraction ساختمان دو جداره ساختمان دو غلافی
shell molding machine دستگاه قالب گیری پوستهای
shell molding process فرایند قالب گیری پوستهای
shell molding type foundry ریخته گری نوع قالب گیری پوستهای
R/W head وسیله
head way بجلو
to keep one's head ارام یاخون سردبودن
head up بردن قسمت جلوی قایق بسمت باد
get it through one's head <idiom> فهمیدن ،باورداشتن
go to one's head <idiom> مغرور شدن
to get anything into ones head چیزیراحالی شدن یافهمیدن متقاعدشدن
keep one's head دست پاچه نشدن
keep one's head خونسردبودن
head off <idiom> به عقب برگشتن
head off <idiom> مانع شدن از ،جلوگیری کردن
head way پیشرفت
head way بلندی طاق سرعت
head way پیشروی
one way head سریکجهته
head to head رقابت شانه به شانه
with head on سربه پیش سر به جلو
well head سر چشمه
per head متوسطمیانگین
from head to f. ازسرتاپا
R/W head HEAD WRITE/READ
go head پیش بروید
go head ادامه بدهید بفرماید
go to head of مست کردن
head well چاه پیشکار
head well مادر چاه
head off دور کردن قسمت جلوی قایق از باد
head down دور کردن قسمت جلوی قایق از باد
to go off one's head دیوانه شدن
head-on شاخ بشاخ
head ارتفاع فشاری
head افت
head ارتفاع ریزش سر رولور سر
head دهنه ابزار
head رهبری کردن مقاومت کردن
head موضوع در راس چیزی واقع شدن
head عنوان مبحث
head نوک پیکان
head دستشویی قایق بالای بادبان
head طول سر اسب بعنوان مقیاس فاصله برنده از نفر بعد
head انتهای میز بیلیارد
head دماغه
head بخش بالایی وسیله
head on نوک به نوک
head on روبرو
head on از طرف سر
head on از سر
head on شاخ بشاخ
head اولین عنصر داده در لیست بودن
head بعد بالایی کتاب یا بدنه
head دادهای که نشان داده آدرس شروع لیست دادههای ذخیره شده در حافظه است
head دیسک مخصوص برای تمیز کردن نوک خواندن / نوشتن دیسک
head وسیله ارتباطی بین آنتن و شبکه کابل تلویزیونی
head شبکه یا بدنه
head هد
head ضربه با سر
head اصلی
head سردرخت
head سرستون
head فرق سرصفحه
head خط سر
head منتها درجه موی سر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com