Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (11 milliseconds)
English
Persian
high field
میدان قوی
Search result with all words
high field emission arc
قوس میدانی
high field emmission arc
قوس نوری فشار قوی
high frequency field
میدان فرکانس بالا
high intensity magnetic field
میدان مغناطیسی شدت میدان بزرگ
high magnetic field
میدان مغناطیسی قوی
ultra high magnetic field
معمولا میدان مغناطیسی باشغت بیش از 001ک
Other Matches
To take field against somebody .
بر علیه کسی وارد شدن
field
بخشی از رکورد کاپیوتری که حاوی محل داده است
field
محل توزیع نیرو و انرژی مغناطیسی یا الکتریکی
field
بخشی از ستون کارت برای یک نوع داده یا رکورد
field
محصول آزمایش شده خارج شرکت یا آزمایشگاه تحقیقات در وضعیت واقعی
field
مهندسی که در یک شرکت کار نمیکند , و در بین مشتریان است و بهبود کامپیوتر آنها را بررسی میکند
field
خارج اداره یا کارخانه
field
فضای ذخیره سازی یا نمایش که توسط کاربر قابل تغییر نیست
field
کدی که نشان دهنده خاتمه یک موضوع و شروع بعدی است
field
تعداد حروف که در یک فیلد میتواند باشد
field
بخشی از دستور کامپیوتری که حاوی محل داده است
field
فیلد
field name
نام فیلد
to keep the field
درجای خودثابت ماندن
to take the field
جنگ اغازکردن
well field
حوزه تغذیه کننده چاه
right field
سمتراستزمین
to keep the field
جنگ یاعملیات جنگی را ادامه دادن
field
رشته
[دانشی]
zero field
میدان صفر
zero field
بی میدان
zero field
بی حوزه
field
شاخه
[دانشی]
field
بخشی از دستور کاپیوتری که حاوی محل داده است
field
نوشتن داده روی PROM
field
میدان
field
زمینه رزمی صحرایی
field
میدان دید
field
کارگاه
field
پایکار
field
بمیدان یا صحرا رفتن
field
رشته
field
دایره
field
دشت کشتزار
field
صحرا
field
زمین
field
میدان رزم صحرا
field
دشت
field
روش ساخت صفحه نمایش نازک و مسط ح برای کامپیوترهای متحرک به طوری که در هر پیکسل یک صفحه تصویر بسیار ریز CRT قرار دارد
field
حوزه
field
مشابه 4036
field
شکارچیان جزسرپرست و کمکهای اومنطقه محصور مسیر مسابقه دو
field
جای گرفتن توپگیران در زمین کریکت هر کدام از دایرههای هدف
field
مجموعه حروف برای مشخص کردن یک فیلد یا محل آن
field
میدانه
field
توپگیر کریکت تمام توپگیران کریکت
field
زمین بازی
field
فرودگاه
field expedient
روشهای اضطراری اخراجات در صحرا تدابیر صحرایی
field gun
توپ رزمی
field hokey
هاکی روی چمن
field house
ورزشگاه سرپوشیده
tension field
میدان کششی
field intensity
شدت میدان مغناطیسی
field intensity
شدت میدان
field gun
توپ صحرایی
field grade
افسر ارشد درجه افسر ارشدی
field flux
شاره میدان
field force
نیروی میدانی
field form
نمودار میدان
field frequency
بسامد میدان
field games
بازیهای میدانی
field glass
دوربین صحرایی
field glass
عدسی درونی دوربین یاذره بین
field goal
گل از راه دور
field goal
گل
field goal
رد کردن توپ از فراز دروازه با ضربه پا
field grade
افسر ارشد ارتش
field grade
رده رزمی
field judge
داور میدان
field mouse
موش صحرائی
field of force
میدان نیرو
field of action
میدان اثر
field of application
میدان کاربرد
field of attention
میدان توجه
field of battle
میدان جنگ
field of battle
میدان رزم
field of consciousness
میدان هشیاری
field of fire
میدان تیر
field of fire
میدان اتش
field mark
نشان میدان
field manual
ائین نامه صحرایی
field kitchen
اشپزخانه صحرایی
field laboratory
ازمایشگاه صحرایی
field length
درازای میدان
field line
خط میدان
field magnet
میدان مغناطیسی
field magnet
اهنربای مولد
field magnet
اهنربای میدان
field maintenance
نگهداری صحرایی
field maintenance
نگهداری در صحرا
field manual
دستور رزمی
field of force
میدان نیروی مغناطیسی
field exercise
تمرین صحرایی
field army
ارتش
field colors
پرچم نظامی
field colors
پرچم رزمی پرچم یکانی
field colours
پرچم نظامی
field colours
پرچم کوچک
field commands
یکانهای رزمی
stray field
میدان هرز
field commands
قسمتهای رزمی
field configuration
ترکیب و شکل میدان
field constant
ثابت میدان
field control
نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
field coil
سیم پیچ میدان
field coil
پیچک مغناطیس گر
field captain
کاپیتان تیم
field arrow
تیرهای تیراندازی صحرایی
field artillery
توپخانه صحرائی
field atrillery
توپخانه صحرایی
field battery
اتشبارصحرائی
field bolt
پیچ و مهره
field book
دفترچه یادداشت نقشه بردار
field buying
خرید در صحرا
field buying
خرید کردن در صحرا خرید محلی
field buying
خریددر صحنه جنگ
field capacity
فرفیت نگهداری
field capacity
گنجایش زراعی
field control
کنترل میدان
field cornet
کلانتریا امین صلح درشهرستانهای colonyepac
field effect
اثر میدان
field emission
صدور میدانی
field emission
پخش شدن الکترونها از یک فلز یا نیمه هادی به درون یک خلاء تحت تاثیر میدان الکتریکی
field energy
انرژی میدان
field engineer
مهندس پایکار
field engineer
مهندس پای کار
field equation
معادله ی میدان
field equation
معادلات میدان
field exciation
تحریک میدان
field excitation
تحریک میدان
field exercise
تمرین رزمی
field effect
با تاثیر میدانی
field duty
ماموریت رزمی
field duty
خدمات رزمی
field current
جریان میدان
field day
روز نظافت عمومی
field definition
تعریف فیلد
field deformation
تغییر شکل میدان
field density
چگالی میدان
field dependence
وابستگی میدانی
field direction
جهت میدان
field displacement
جابجایی میدان
field distortion
انحراف میدان
field distribution
پخش میدان
field exercise
خدمات صحرایی
field strcture
ساخت میدانی
field type
از نوع جنگی
field type
نوع رزمی
field upgradable
سخت افزار قابل توسعه درمحل
field vector
بردار میدان
field voltage
ولتاژ میدان
field winding
سیم پیچ اهنربایی
field winding
سیم پیچی میدان
field wire
سیم صحرایی
field wire
سیم جنگی
field work
پژوهش میدانی
field work
کار در صحرا
field trip
گردش علمی
field trial
مسابقه تازیهای شکاری
field strength
شدت میدان
field study
بررسی میدانی
field survey
نقشه برداری زمینی
field template
الگوی فیلد
field template
قالب فیلد
field theory
نظریه میدانی
field theory
تئوری میدان ها
field theory
نظریه اساسی میدان
field work
استحکامات صحرایی استحکامات
field work
کار میدانهای
track and field
وابسته به مسابقات دوصحرایی یا میدانی
track and field
ه
track and field
چکش
track and field
دیسک و غیره
track and field
دو و میدانی
two phase field
میدان دو فاز
uniform field
میدان یکنواخت
unprotected field
میدان حفافت نشده
vector field
میدان برداری
field hospitals
بیمارستان صحرایی
field hospital
بیمارستان صحرایی
grounded field
سیم پیچ متصل به زمین
soccer field
زمین فوتبال
field work
کار صحرایی
field worker
پژوهشگر میدانی
fixed field
میدان ثابت
flying field
میدان فرودگاه
force field
میدان نیرو
free field
میدان عمل ازاد
free field
حوزه ازاد
gold field
ناحیه زرخیز
grain field
کشتزار
grain field
گندم زار
gravitational field
میدان گرانش
field notes
یادداشتهای صحرایی
field officer
افسر رزمی
field officer
افسر رسته رزمی
field operating
عمل کننده در صحرا
field operating
فعال درصحرا رده صحرایی
field order
دستورالعمل رزمی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com