Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
high pressure blower
دمنده فشار قوی
Other Matches
high pressure
قوی
high pressure
فشار زیاد
high pressure
دارای وزن وفشار زیاد پرفشار
high pressure stage
طبقه فشار قوی
high pressure lubrication
روغنکاری فشار قوی
high pressure line
خط فشار قوی
high pressure cylinder
کپسول فشار قوی
high pressure compressor
منراکم کننده فشار قوی
high pressure burner
مشعل فشار قوی
high pressure area
واچرخه
high pressure steam
بخار فشار قوی
high pressure sterilizer
استرلیزه کننده فشار قوی
to work at a high pressure
با فشار یا فعالیت زیاد کارکردن
high pressure turbin
توربین فشار قوی
high pressure area
منطقه پر فشار
high pressure valve
سوپاپ فشار قوی
high pressure pump
پمپ فشار قوی
high pressure tunnel
تونل فشار قوی
high pressure tube
لوله فشار قوی
xenon high pressure lamp
لامپ فشار زیاد گزنون
To bring pressure to bear . To exert pressure .
فشار خون دارد
To bring pressure to bear . To exert pressure .
اعمال فشار کردن
blower
فن
blower
کسی یا چیزی که بدمد یابوزد
blower
پنکه
blower
دمنده
[دستگاه بادزن]
blower
دمنده
blower
وزنده
blower
ماشین مخصوص دمیدن
blower
دستگاه دمنده
blower
پنکه
blower
دم
blower
هواکش
blower
دمنده وزنده
blower
ونتیلاتور
blower
ذوب کننده
blower
نوعی کمپرسور گریز از مرکز
power blower
دمنده برقی
blower engine
ماشین دمنده
shoot blower
دوده پاک کن دودکش ناو
shoot blower
دمنده دوده کشتی
blower motor
موتورخنککننده
fan blower
بادزن مکانیکی یاماشینی
heating blower
دمنده ی حرارتی
cabin blower
در بعضی هواپیماهاکوپروسوری برای حفظ فشارکابین بالاتر از فشار محیط
evaporator blower
وزندهبخار
cooling blower
دمنده هوای سرد
glass blower
شیشه گر
forage blower
دستگاهمکندهعلوفه
gas blower
دمنده گاز
gas engine blower
دمنده موتور گازی
blower tupe supercharger
سوپر شارژر
blower tupe supercharger
دمنده
snow blower
[rotary snowplough]
برف خور
pressure
سنگین
pressure
بار
pressure
فشار هوا
pressure
فشار
pressure
بار سنگین مصائب وسختیها
pressure
مشقت
pressure
فشردن مضیقه
f.pressure
فشارمایع
pressure from outside
فشار از بیرون
[خارج]
pressure above the atmosphere
فشار بالای جو
contact pressure
فشار تماسی
contact pressure
فشار تماس
group pressure
فشار گروهی
critical pressure
فشار بحرانی
gauge pressure
فشار در عمق معین برحسب فشارسنج
deflationary pressure
فشار انقباضی
deflationary pressure
فشار ضدتورمی
gage pressure
فشار مانومتری
constant pressure
فشار ثابت
compression pressure
فشار گیج در سیلندرموتورهای پیستونی دروضعیت نقطه مرگ بالا
collapse pressure
حگاکثر فشار وارد به یک لایه تا ان لایه ریزش نکند
blast pressure
فشار کوره بلند
boost pressure
فشار گاز بالاتراز اتمسفر که از سوپرشارژ کردن موتورناشی میشود
head pressure
ارتفاع فشاری
pore pressure
فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
pore pressure
فشار درونی
pressure weld
جوش دادن فشاری
brake pressure
نیروی ترمز
brush pressure
فشار زغال
cabin pressure
فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
center of pressure
مرکز فشار
centre of pressure
مرکز فشار
gage pressure
فشار گیج
diastolic pressure
فشار خون انبساطی
flow pressure
فشار روان ابی
earth pressure
رانش خاک
earth pressure
فشار خاک
economic pressure
فشار اقتصادی
direct pressure
فشار مستقیم
piston pressure
فشار پیستون
external pressure
فشار برونی
external pressure
فشار خارجی
edge pressure
فشار لبه
effective pressure
فشار موثر
equilibrium pressure
فشار تعادلی
seepage pressure
فشار روان ابی
earth pressure
فشار حاصل از خاک
diastolic pressure
فشار دیاستولی
differential pressure
اختلاف فشار بین دو سیستم یادو حجم
pitot pressure
فشار برخورد هوا که به منظور اندازه گیری سرعت هوا بکار میرود
direct pressure
تعاقب کردن مستقیم دشمن
pitot pressure
فشار وارد به انتن فشارسنج هواپیما یا ناو فشار انتن فشارسنج
discharge pressure
فشار تخلیه
pressure cookers
دیگ زودپز
dynamic pressure
فشار دینامیکی
dynamic pressure
فشار محرکه درونی
dynamic pressure
فشار پویا
soil pressure
رانش خاک
excess pressure
فشار اضافی
pressure adjustment
تنظیم فشار
pressure lamp
چراغ تلمبهای
pressure welding
جوش فشاری
pressure welding
جوشکاری فشاری
pulse pressure
فشار نبض
radiation pressure
فشار تشعشع
reacted pressure
فشار واکنش شده
reduced pressure
فشار کاهیده
reservoir pressure
فشار مخزن
social pressure
فشار اجتماعی
sound pressure
فشار صوت
starting pressure
فشار استارت
static pressure
فشار ثابت هوا
static pressure
فشار ایستایی
swelling pressure
فشار در اثر ازدیاد حجم
systolic pressure
فشارخون انقباضی
pressure weldable
قابل جوشکاری فشاری
pressure hull
بدنه ضد فشار
pressure wave
موج فشار
pressure lubrication
دستگاه روغنکاری فشاری
pressure of speech
فشار تکلم
pressure points
نقطههای گیرنده فشار
pressure regulator
شیر تنظیم
pressure regulator
شیر فشار شکن
pressure sense
حس فشار
sense of pressure
حس فشار
pressure suit
لباس مخصوص پرواز درارتفاعات زیاد
pressure surface
سطح فشار
pressure surface
سطح پیزومتریک
pressure sweeping
روبیدن فشاری
pressure taping
انشعاب فشار سنجی
pressure tendency
گرایش فشار
pressure transducer
مبدل فشار
tire pressure
فشار هوای لاستیک
pressure head
ارتفاع فشار
to bear pressure upon
فشار اوردن بر
pressure gaverner
ناطم فشار
pressure drop
افت فشار
pressure device
عامل فشاری مین
pressure device
ماسوره فشاری
pressure curve
خم فشار
pressure curve
منحنی فشار
pressure cook
تحت فشار پختن
pressure cook
دردیگ زودپزپختن
pressure cook
دیگ زودپز
pressure casting
قطعه ریخته گری فشاری
pressure cabin
بخشی از هواپیما که افراد وخدمه در ان قرار دارند وهمیشه فشار در ان برابر یابیشتر از حد تعیین شده است
pressure cabin
هواپیمای دارای دستگاه تهویه مقاوم با فشار هوا
pressure breathing
تنفس مصنوعی دادن با تولیداختلاف فشار هوا دستگاه تنفس یدکی اکسیژن برای خلبان
pressure balance
فشارسنج
pressure face
سمت فشار
pressure fraction
کسر فشاری
pressure front
جبهه موج ضربتی ترکش گلوله اتمی میدان موج ضربتی
pressure gaverner
تنظیم کننده فشار
total pressure
فشار کل
uplift pressure
فشار بالابرنده
vapor pressure
فشار مولکولهای بخار روی دیواره فرف یا محفظه برابر فشارهای جزئی یا سهمی
vapor pressure
فشار بخار
vapour pressure
فشار بخار اب
pressure gauge
فشارسنج
water pressure
فشار اب
wave pressure
فشار حاصل از موج
wheel pressure
فشار چرخ
wind pressure
فشار باد
pressure gauge
فشار سنج ابگونه وموادمنفجره
pressure altitude
ارتفاع از روی دستگاه فشارسنج هواپیما ارتفاع فشارسنجی
absolute pressure
فشار مطلق
blood pressure
فشارخون
blood pressure
فشار خون
osmotic pressure
فشار اسمزی
oil pressure
دستگاه اندازه گیری فشار روغن
oil pressure
فشارسنج روغن
pressure group
گروه فشار
The pressure of the atmosphere
فشار جو ؟( اتمسفر )
He always works best under pressure .
اگر تحت فشار قرار گیرد ؟خوب کارمی کند
molding pressure
فشار پرس
molding pressure
فشار قالب
partial pressure
فشار جرئی یا سهمی
water under pressure
آبتحتفشار
partial pressure
فشار جزیی
pressure groups
گروه فشار
pressure bar
قسمتفشار
pressure change
تغییراتفشار
pressure control
کنترلفشار
pressure dial
درجهفشار
partial pressure
فشار جزئی
pressure screw
پیچفشرده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com