Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 236 (11 milliseconds)
English
Persian
high tension
فشار قوی
high tension
فشارقوی
Search result with all words
high-tension
تانسیون
high-tension
فشار قوی
d.c. high tension power transmission
انتقال فشار قوی دی . سی .
high tension capacitor
خازن فشار قوی
high tension test
ازمایش فشار قوی
high tension line
خط فشار قوی
high tension apparatus
دستگاه فشار قوی
high tension battery
باطری فشار قوی
high tension breaker
کلید فشار قوی
high tension switch
کلید فشار قوی
high tension bridge equipment
دستگاه ازمایش فشار قوی
high tension cable
کابل فشار قوی
high tension diode
دیود فشار قوی
high tension distributor
مقسم فشار قوی
high tension electrolytic capacitor
خازن الکترولیت فشار قوی
high tension engineering
مهندسی فشار قوی الکتریکی
high tension fuse
فیوز فشار قوی
high tension generation
تولید فشار قوی
high tension generator
مولد فشار قوی
high tension indicator
مقره فشار قوی
high tension magneto
مگنت پر فشار
high tension maine
شبکه فشار قوی
high tension measurement bridge
پل اندازه گیری فشار قوی
high tension porcelaine
چینی فشار قوی
high tension power plant
نیروگاه فشار قوی
high tension protection
حفافت فشار قوی
high tension system
سیستم فشار قوی
high tension test bridge
پل ازمایش فشار قوی
high tension transmission line
خط انتقال فشار قوی
high tension transmission tower
دکل انتقال فشار قوی
high tension winding
سیم پیچی فشار قوی
impluse high tension generator
مولد فشار قوی ضربهای
high tension connector
رابطارتفاعکشش
high-tension electricity transmission
امتدادبلندناقلالکتریسیته
Other Matches
tension
سفتی
tension
کشش
tension
قوه انبساط
tension
فشار
tension
بحران تحت فشار قرار دادن
tension
امتداد
tension
تنش کشمکش
tension
قوره کشش زور
tension
تنش
tension
تمدد
tension
قدرت
tension adjuster
حافظ کشش طناب
surface tension
کشش سطحی
tension disc
صفحهکشش
tension load
بار کششی
warp tension
کشش نخ های تار
[میزان کشیدگی نخ های چله در دار که یکنواختی آن در بوجود آمدن فرشی یکنواخت و صاف امری ضروری است.]
tension screw
پیچکشش
ring tension
کشش حلقوی
moisture tension
کشش نم
tension adjustment
میزان فشار
tension block
کششقرقره
tension dial
درجهریزودرشتبافت
interfacial tension
کشش سطحی
load tension
ولتاژ بار
low tension
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
low tension
فشار ضعیف
tension rod
میلهفشار
tension spring
کششنخ
tension field
میدان کششی
electric tension
فشار الکتریکی
tension test
ازمایش کشش
track tension
تنظیم شنی تانک
tension relaxation
تنش- ارمش
tension member
قطعه کششی
tension member
میله کششی عضو کششی
track tension
کششی شنی
electric tension
ولتاژ
tension flange
عضو کششی
tension head
بار کشش
abrasive belt tension
کشش تسمه
tension test diagram
نمودار ازمایش کشش
tension pulley wheel
محلکشیدگیدندهای
low tension battery
باتری فشار ضعیف رادیو
low tension magneto
مگنت کم فشار
abrasive belt tension
کشش تسمه سنگ سمباده
yarn tension unit
قسمتکششنخبافندگی
low tension winding
سیم پیچ فشار ضعیف
medium tension distribution line
خطسیرپخشفشارمتوسط
fault tension protective switch
کلید محافظ ولتاژ عیب
low-tension distribution line
خطسیرپخشفشارضعیف
cable rigging tension chart
جدولی که ارتباط بین تنش کابل کنترل و درجه حرارت رانشان میدهد
high (1 9 to 36)
بلند
high
بزرگ
about as high
تقریبا` همان اندازه بلند
very high
ارتفاع خیلی بالا
on high
در بالا
on high
در اسمان
on high
به اسمان
high value
قیمتی
high value
گران قیمت
you were then that high
ان وقت قد شما اینقدر بود انوقت به این قد بودید
high
رقمی با بزرگترین وزن در یک عدد
high
ضربه نزدیک به میله اول بولینگ
high-up
فردیباقدرتونفوذفراوان
high
برنامه ضروری و مهم که بیش از سایرین پردازش میشود
high
زیاد
high
سخت گران
high
بالا
high
واچرخه
high
عظیم
high
فضای حافظه بین کیلوبایت و مگابایت
high
وسیله گران یا با کارایی بالا
high
تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
high
ت
high
اولین کیلوبایت حافظه بالای مگابایت که توسط برنامه قابل استفاده است
high
خیلی بزرگ
high
دادن درجه دقت بالا یا داشتن مشخصات زیاد
high
عملی که در آن افزودن رقم نقل به جمع کننده باعث رقم نقلی خروجی شود
high
معادل وضعیت درست در منط ق یا 1
high
روش ذخیره سازی اطلاعات فایل که از DOS-MS FAT سریع تر و انعط اف پذیرتر است
high
اندکی فاسد
high
بوگرفته
high
فراز
high
مرتفع
high
عالی
high
جای مرتفع
high
بلند پایه
high
وسیله با کیفیت بالا و مشخصات خوب
high
بلند
high
متعال رشید
high
خشمگینانه
high
خشن متکبر
high
وافر گران گزاف
high
زبان سطح بالا
high
متکبرانه
high
تند زیاد باصدای زیر
high
باصدای بلند
high spirited
جسور
high light
تشکیل نکته روشن یاجالب دادن
high spin
پر اسپین
high spin
چرخش زیاد
high interest
بهره گران
high money
پول گران
high spin
پرچرخش
high temperature
دمای بالا
high land
زمین کوهستانی
high jumper
پرنده پرش ارتفاع
high jack
دزدی هواپیما وسایروسائط نقلیه ومسافران ان
high interest
بهره سنگین
high light
نکات برجسته یا جالب
high sticking
بالابردن چوب و ضربه زدن به حریف
high tender
مزایده
high tender
به مزایده گذاشتن
high strung
کوک
high strung
عصبانی
high lights
نکات مهم
high strung
بسیار حساس
high storage
انباره بالا
high sticking
خطا با ضربه چوب لاکراس
high stick
بالا بردن غیرمجاز چوب
high status
بلندپایه
high spirited
دارای روح خودسری وجسارت
high spirited
متکبر
high pressure
فشار زیاد
high precison
دقت زیاد
high ranking
عالی رتبه
high relief
نقوش برجسته
high relief
نقش تمام برجسته
high resistance
پر مقاومت
high resistance
پرمقاومت
high resolution
وضوح بالا
high road
شاهراه
high road
جاده عمده
high polymer
بسپار بزرگ
high polymer
بسپار سنگین
high run
حداکثر امتیاز در یک دوربیلیارد
high proof
برنده
high port
حالت دست فنگ
high precison
دقت بالا
high power
تفنگ شکاری بزرگ
high pressure
دارای وزن وفشار زیاد پرفشار
high pressure
قوی
high potential
فشار قوی
high port
حالت سخمه به جلو یا سخمه کوتاه
high priced
گران بها
high priced
پر قیمت
high priced
پر بها
high priest
کشیش اعظم
high priest
کاهن اعظم
high proof
سنگین
high sea
دریای ازاد دریای ازاد خارج از مرزکشور
high sea
دریای ازاد
high seas
ابهای برون مرزی
high minded
مغرور
high minded
بزرگ منش
high souled
با جرات
high souled
با همت
high speed
سریع السیر
high minded
بامناعت
high mind
با مناعت دارای احساسات بلند
high line
پل طنابی نقل مکان بین ناوها
high speed
دنده سریع
high line
پل رابط اصلی
high limit
حد نهایی
high lights
موضوعات مهم مطالب مهم
high moral
روحیه عالی
high seasoned
خوش طعم پرچاشنی
high seas
دریای ازاد
high pheasant
تیراندازی به هدفهای دوگانه از برج 09 متری در انگلستان
high pass
پاس بلند
high seas
ابهای بین المللی
high-powered
پر توان
high seas
دریاهای ازاد
high order
رتبه بالا
high octane
دارای اکتان زیاد مانند بنزین سوپر
high seas
دریاهای باز
high oblique
عکس هوایی موربی که ازارتفاع زیاد گرفته شده و افق فاهری عکس در ان مشاهده میشود
high moral
روحیه قوی
high seasoned
پرادویه
high proof
تند
high-class
درجه یک
high-rise
وابسته به ساختمان چند اشکوبه
high card
کارتبالا
high altar
مهمترینمحرابکلیسا
high and mighty
ازخودراضی - ازخودمتشکر
High Commission
کنسولگری - دفتریکهبهاعضایعالیرتبهخودجاومکانمیدهد
High Court
دادگاهویژهجرائممهم
high heels
کفشپاشنهبلند
high point
نقطهاوج
high season
فصلتوریست
high spot
جذابترین لذتبخشترین
high-rise
ساختمان بلند
high-rise
ساختمان چندین اشکوبه
high-powered
مرکب از اشخاص بلندپایه و قدرتمند
high-pitched
زیر
high-pitched
متعال
high-pitched
والا
high-pitched
ارجمند
high-pitched
شوریده
high-pitched
بسیار شیبدار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com