English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (14 milliseconds)
English Persian
high value قیمتی
high value گران قیمت
Search result with all words
high water مد
high water مد دریا
high water دریا درحال مد
high water طغیان اب
high water حداکثر ارتفاع اب مد دریا
high water فراز اب
high water mark بالاترین داغ اب
high-water mark بالاترین داغ اب
high-water marks بالاترین داغ اب
high فراز
high بلند
high مرتفع
high عالی
high جای مرتفع
high بلند پایه
high متعال رشید
high زیاد
high وافر گران گزاف
high خشمگینانه
high خشن متکبر
high متکبرانه
high تند زیاد باصدای زیر
high باصدای بلند
high بوگرفته
high اندکی فاسد
high بالا
high بزرگ
high سخت گران
high ضربه نزدیک به میله اول بولینگ
high عظیم
high واچرخه
high معادل وضعیت درست در منط ق یا 1
high عملی که در آن افزودن رقم نقل به جمع کننده باعث رقم نقلی خروجی شود
high دادن درجه دقت بالا یا داشتن مشخصات زیاد
high برنامه ضروری و مهم که بیش از سایرین پردازش میشود
high ت
high روش ذخیره سازی اطلاعات فایل که از DOS-MS FAT سریع تر و انعط اف پذیرتر است
high زبان سطح بالا
high رقمی با بزرگترین وزن در یک عدد
high فضای حافظه بین کیلوبایت و مگابایت
high وسیله گران یا با کارایی بالا
high تعداد زیادی از بیتها که در واحد مسافت در رسانه ذخیره سازی ذخیره شده است
high وسیله با کیفیت بالا و مشخصات خوب
high اولین کیلوبایت حافظه بالای مگابایت که توسط برنامه قابل استفاده است
high خیلی بزرگ
sky high منیع
sky high خیلی بالا در اسمان
sky high درارتفاع زیاد
sky-high منیع
sky-high خیلی بالا در اسمان
sky-high درارتفاع زیاد
High Church فرقهای که سخت پابند اداب ورسوم کلیسایی ومناجات وتسبیحات مرسوم درکلیساهستند
high tide حد اعلی
high tide حد اعلای مد دریا اوج
high tide روز سروروشادی
high tide روز جشن
high tide حداکثر مد دریا
high tide مد دریا
high tide مد
high tide مد یا برکشند
high tides حد اعلی
high tides حد اعلای مد دریا اوج
high tides روز سروروشادی
high tides روز جشن
high tides حداکثر مد دریا
high tides مد دریا
high tides مد
high tides مد یا برکشند
high level استاندارد ISO که حاوی پروتکل لایه اتصالی است و نحوه فرمت شدن داده پیش از ارسال روی شبکه سنکرون را بیان میکند
high level قطعه و برنامهای که فریمهای داده HLDLC را به درست ارسال و دریافت میکند
high-level استاندارد ISO که حاوی پروتکل لایه اتصالی است و نحوه فرمت شدن داده پیش از ارسال روی شبکه سنکرون را بیان میکند
high-level قطعه و برنامهای که فریمهای داده HLDLC را به درست ارسال و دریافت میکند
high-flying بلند پرواز
high-handed امرانه
high-handed تحکم امیز
high-handedness امرانه
high-handedness تحکم امیز
high-minded بلند همت
high-minded بزرگ منش
knee-high بلند تا سر زانو
High Mass عشاء ربانی توام با موسیقی وبخور
high noon عین فهر
high noon فهر فهر
high treason خیانت بزرگ
high jump پرش ارتفاع
high tea عصرانه مفصل
high school مدرسه متوسطه دبیرستان
high school دبیرستان
high schools مدرسه متوسطه دبیرستان
high schools دبیرستان
high fidelity ایجاد صدا با عالی ترین درجه وشباهت زیاد به اصل ومبداء ان
high fidelity دستگاه گیرنده عالی وخوش صدا
high sounding پر زرق وبرق وتوخالی
high sounding عوام فریب
high sounding پر سر وصدا
high-sounding پر زرق وبرق وتوخالی
high-sounding عوام فریب
high-sounding پر سر وصدا
high-spirited بطور شعف اور
high-spirited خندان
Other Matches
very high ارتفاع خیلی بالا
you were then that high ان وقت قد شما اینقدر بود انوقت به این قد بودید
on high به اسمان
on high در بالا
on high در اسمان
about as high تقریبا` همان اندازه بلند
high-up فردیباقدرتونفوذفراوان
high (1 9 to 36) بلند
high minded بزرگ منش
high horse پر افاده
high hurle مانع بلند
high impedance امپدانس بالا
high minded بامناعت
high mind با مناعت دارای احساسات بلند
high yield با بازده زیاد
high horse مغرور
to be in a high feather سرخلق بودن
high hat افاده کردن
to fly high بلندپروازی کردن
high grown بلند قد
high grown دارای سبزیکای یا درخت کاری بلند
high handed امرانه
high handed خودخواهانه
high handed مکارانه
high hurdles مسابقه کوتاه دو بامانع
high hat متکبر وپر افاده اشرافی ماب
high grown بلند بالا
high interest بهره گران
it is high time to go وقت رفتن رسیده است
high line پل طنابی نقل مکان بین ناوها
hole high توقف گوی در کنار سوراخ
high light نکات برجسته یا جالب
high light تشکیل نکته روشن یاجالب دادن
high lights نکات مهم
high line پل رابط اصلی
high lights موضوعات مهم مطالب مهم
knee high تا زانو
knee high بزانو رسیده
mast high پرچم افراشته
high interest بهره سنگین
high yield پربازده
high jack دزدی هواپیما وسایروسائط نقلیه ومسافران ان
high jumper پرنده پرش ارتفاع
high land زمین کوهستانی
mean high water اب بالای میانگین
mean high water مد میانگین
mast high تمام افراشته
high limit حد نهایی
high and mighty ازخودراضی - ازخودمتشکر
high-pitched بسیار شیبدار
high-pitched شوریده
high-pitched ارجمند
high-pitched والا
high-pitched متعال
high-pitched زیر
high-class درجه یک
high-class مرغوب
high-class کهبد
high-pitched میان فراز
high-powered پر نیرو
high-powered پر زور
high altar مهمترینمحرابکلیسا
high hat کلاه بلند
high card کارتبالا
high-rise وابسته به ساختمان چند اشکوبه
high-rise ساختمان بلند
high-rise ساختمان چندین اشکوبه
high-powered مرکب از اشخاص بلندپایه و قدرتمند
high-powered توانمند
high-powered پر توان
high-class والا مقام
high-class از طبقات بالا
very high frequency فرکانس خیلی زیاد
high gear دنده قوی خودرو
high gloss پر جلاء
high grade درجه اعلی
high grade عالی
high grade مرغوب
high grade قوی
high grade خیلی پیشرفته پرقدرت
with a high hand امرانه
high jinks جشن و پایکوبی
high jinks جست و خیز
high-class بلندپایه
high wires سیم بندبازی
high wire سیم بندبازی
high sea دریای ازاد
high life نوعی رقص تند
high life زندگی پر ریخت و پاش
high life زندگی شیک و پر تجمل
high jinks جشن و بیا و برو
high jinks سروصدا و شادی
to fly high بلندهمت بودن
high proof سنگین
high road جاده عمده
high run حداکثر امتیاز در یک دوربیلیارد
high sea دریای ازاد دریای ازاد خارج از مرزکشور
high tender به مزایده گذاشتن
high seas ابهای برون مرزی
high seas دریای ازاد
high seas ابهای بین المللی
high seas دریاهای ازاد
high road شاهراه
high tension فشار قوی
high proof تند
high proof برنده
high ranking عالی رتبه
high relief نقوش برجسته
high relief نقش تمام برجسته
high resistance پر مقاومت
high resistance پرمقاومت
high tension فشارقوی
high resolution وضوح بالا
high seas دریاهای باز
high seasoned پرادویه
high spin چرخش زیاد
high storage انباره بالا
high spin پر اسپین
high spirited جسور
high spirited متکبر
high spirited دارای روح خودسری وجسارت
high status بلندپایه
high stick بالا بردن غیرمجاز چوب
high sticking بالابردن چوب و ضربه زدن به حریف
high spin پرچرخش
high strung بسیار حساس
high strung عصبانی
high seasoned خوش طعم پرچاشنی
high tender مزایده
high souled با جرات
high souled با همت
high speed سریع السیر
high speed با سرعت زیاد راندن با سرعت زیاد
high speed دنده سریع
high temperature دمای بالا
high strung کوک
high sticking خطا با ضربه چوب لاکراس
high priest کاهن اعظم
high minded مغرور
high watermark نشان بلندترین ترازاب
high pass پاس بلند
high watermark بالاترین نشان اب
high pheasant تیراندازی به هدفهای دوگانه از برج 09 متری در انگلستان
high polymer بسپار سنگین
high polymer بسپار بزرگ
high port حالت دست فنگ
high port حالت سخمه به جلو یا سخمه کوتاه
high potential فشار قوی
high wing بال بالا
high wrought پرکار
high wrought صنعتی
high money پول گران
high moral روحیه عالی
high moral روحیه قوی
high yield پر بازده
high wrought شدید
high oblique عکس هوایی موربی که ازارتفاع زیاد گرفته شده و افق فاهری عکس در ان مشاهده میشود
high octane دارای اکتان زیاد مانند بنزین سوپر
high wrought با استادی ساخته شده
high order رتبه بالا
high voltage ولتاژ بالا
high volatility تغییر پذیری بالا
high precison دقت زیاد
high precison دقت بالا
high pressure دارای وزن وفشار زیاد پرفشار
high pressure قوی
high pressure فشار زیاد
high test امتحان سختی را گذرانده دارای قوه فراره زیاد
high priced گران بها
high priced پر قیمت
high priced پر بها
high time اصل موقع وکمی هم گذشته ازموقع
high time هنگام خوشی وعیش ونوش
high toned دارای صدای زیر
high velocity سرعت دهانهای زیاد
high velocity سرعت اولیه زیاد
high power تفنگ شکاری بزرگ
high velocity با سرعت ابتدایی زیاد
high vacuum خلاء زیاد
high-pitched هیجان زده
high up in the air خیلی بالادر هوا
high toned باب روز
high toned زیر عالی
high priest کشیش اعظم
High Commissioner نماینده عالیرتبه کشوری درکشور دیگر
High Commissioner مامور عالیرتبه
High Commissioner نماینده عالیرتبه عضو عالیرتبه
High Commissioners نماینده عالیرتبه کشوری درکشور دیگر
High Commissioners مامور عالیرتبه
High Commissioners نماینده عالیرتبه عضو عالیرتبه
high chair صندلی پایه بلند غذا خوری بچه
high chairs صندلی پایه بلند غذا خوری بچه
high-tension تانسیون
high-tension فشار قوی
high tech پیشرفته بودن از نظر فناوری
high airburst ترکش هوایی در ارتفاع زیاد ترکش بالای افسر تیر
high altitude از ارتفاع زیاد
high altitude ارتفاع زیاد
high angle تیر قائم
high asia قسمت بلند و مرکزی امریکا
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com