Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English
Persian
high voltage plant
نیروگاه فشار قوی
Other Matches
low voltage plant
تاسیسات فشار ضعیف
impluse voltage testing plant
ازمایشگاه فشار ضربهای تاسیسات ازمایش فشارضربهای
high head plant
تاسیسات فشار قوی
high tension power plant
نیروگاه فشار قوی
high voltage
ولتاژ بالا
high voltage network
شبکه ی فشار قوی
high voltage transformer
ترانسفورماتور فشار قوی مبدل فشار قوی
high voltage capacitor
خازن فشار قوی
high voltage cable
کابل فشار قوی
high voltage winding
سیم پیچی فشار قوی
high voltage battery
باطری فشار قوی
high voltage fuse
فیوز فشار قوی
high-voltage tester
تسترفشارالکتریکیبالا
high voltage switch
کلید فشار قوی
high frequency voltage
ولتاژ فرکانس بالا
high voltage line
خط فشار قوی
high direct voltage
فشار قوی جریان دائم
high inverse voltage rectifier
یکسوکننده با برگشت قوی
intermediate high voltage line
خط فشار متوسط
high voltage transmission line
خط انتقال فشار قوی
plant
وسایل
plant
ذخیره نتیجه در حافظه برای استفاده بعدا
plant
واحد صنعتی
plant
تاسیسات
plant out
نشا کردن
plant out
در فواصل معین کاشتن
plant
دستگاه
plant
گیاه
plant
کشت و زرع کردن نهال زدن
plant
در زمین قراردادن
plant
محل کارخانه یا کارگاه
plant
تجهیزات کارگاه
plant
کارگاه
plant
کارخانه
plant
ماشین
plant
ماشین الات کارخانه
plant
نبات کارخانه
plant
غرس کردن
plant
رستنی
plant
گیاه نهال
plant
مستقر کردن
plant
کاشتن
f. plant
گیاه برگی یابرگ دار
to plant out
از گلدان در اوردن ودرزمین کاشتن
in plant
رویان
to plant out
درفاصلههای معین کاشتن
in plant
درحال رویش درحال رشد
ordnance plant
کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
to lose plant
پژمرده شدن
ordnance plant
کارخانجات اردنانس
to miss plant
سبز نشدن
energy plant
کارخانه تولید نیرو
to lose plant
مردن
indigo plant
بوته نیل
plant ecology
بوم شناسی گیاهی
power plant
دستگاه تولیدنیروی
power plant
کارخانه برق نیروی محرکه هواپیماواتومبیل
power plant
نیروگاه برق
plant food
غذای گیاهی
plant construction
ساختمان کارخانه
pilot plant
واحد ازمایش صنعتی
electric plant
کارخانه برق
energy plant
نیروگاه
pilot plant
کارگاه نمونه
plant food
غذای گیاه
to plant oneself
جابگیر شدن
xerophylus plant
گیاه خشک دوست
vinegar plant
بچه سرکه
granulating plant
تاسیسات یا واحد گرانولاسیون
plant geography
جغرافیای گیاهی
generating plant
پست نیرو
generating plant
نیروگاه
generating plant
کارخانه برق
gas plant
fraxinella=
galvanizing plant
واحد اب روی کاری
to pull up a plant
گیاهی را ازریشه دراوردن
foliage plant
گیاهی که برای برگش پرورش دادن شود
to plant oneself
مستقرشدن
building plant
وسایل ساختمان
to plant down ther
اینه کردن
to plant down ther
پول نقد دادن
to plant down ther
اخ کردن
pilot plant
کارخانه نمونه
power plant
مرکز تولید نیرو
sensitive plant
گیاه حساس
sintering plant
تاسیسات زینتر
concreting plant
کارخانه بتن سازی
smelting plant
کارخانه ذوب
concrete plant
کارخانه بتن سازی
coking plant
کارخانه ذغال سازی
cement plant
کارخانه سیمان
desalination plant
واحد ملح گیری
desalination plant
واحدی جهت گرفتن املاح
refining plant
پالایشگاه
seed plant
گیاه تخم دار
cotton plant
بوته پنبه
cotton plant
درخت پنبه
cooling plant
تاسیسات سردکننده
cooling plant
سردخانه
contractors plant
ماشینهای ساختمانی
contractor plant
کارخانه پیمان کار
sensitive plant
حساسه
seed plant
بذر گیاه
egg plant
بادنجان
plant records
امار تجهیزات کارگاه
batching plant
مرکز اندازه گیری
plant louse
شته
power plant
تاسیسات جریان قوی
power plant
نیروگاه
electric plant
نیروگاه
power plant
پیش راننده
power plant
نیروگاه موتور مولدنیرو
power plant
موتوربرق
plant louse
شپشه
agglomerating plant
واحد یا تاسیسات زینتر
telephone plant
تشکیلات مراکز تلفن خودکار
the stem of a plant
ساقه گیاه
plant oneself
مستقر شدن
plant mixing
امیختن در کارخانه
plant mixing
اختلاط در کارخانه
plant mix
مواد سنگی اغشته شده درماشین اسفالت
air plant
گیاه هواخوریاهواروی
dressing plant
تاسیسات تهیه سنگ معدن
power plant
دستگاه مولد نیرو
bedding plant
گیاهیگلدار
lighting plant
تاسیسات روشنایی
mobile plant
دستگاه متحرک
rubber plant
درخت کائوچو
structure of a plant
ساختمانگیاه
treatment plant
طرزعملدستگاهماشین
power plant
محرکه وسیله نقلیه
pot plant
گیاهخانگی
plant pot
دیگپلاستیکی
manufactoring plant
کارخانه تولیدی
metallurgical plant
کارخانه ذوب اهن
plant cell
سلولگیاهی
humble plant
گل ناز
lubricants plant
گیاهروغنی
indigo plant
گیاهان نیل دار درخت نیل
plant-dyes
رنگینه های گیاهی
lemon plant
یکجور گل شاه پسند که بوی ابلیمو میدهد
ice plant
کارخانه یخ ساز
power generating plant
تاسیسات تولید نیرو
cast steel plant
کارخانه فولادریزی
copper smelting plant
کارخانه ذوب مس
acid recovery plant
کارگاه بازیابی اسید
aggregate batching plant
دستگاه تعیین وزن مصالح ریزدانه جهت ساختن بتن
air conditioning plant
تاسیسات تهویه مطبوع
blast furnace plant
تاسیسات کوره بلند
air exhausting plant
دستگاه خلاء
castor oil plant
گیاه کرچک
isolated electric plant
نیروگاه روستایی
low head plant
نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
castor oil plant
کرچک
central mixing plant
مرکز اختلاط بتن
coke oven plant
کوره پزخانه ذغالی
continous casting plant
تاسیسات ریخته گری دائمی
acid restoring plant
کارگاه بازیابی اسید
tidal power plant
کارگاهقدرتجزرومد
tin smelting plant
کارخانه ذوب قلع
pepper plant or vine
درخت فلفل
open hearth plant
تاسیسات کوره زیمنس مارتین
pavana wood plant
بیانجیر
nuclear power plant
تاسیسات انرژی هستهای
nuclear power plant
نیروگاه هسته ای
pavana wood plant
هندی
pavana wood plant
بیدانجیرختابی
catalytic reforming plant
تبدیلکاتالیزوریگیاه
gold and silver plant
حشیشه القمر
pavana wood plant
حب الملوک
pavana wood plant
کرچک هندی
waste water purification plant
تصفیه خانه فاضلاب
by product cock oven plant
محصولات فرعی کک سازی
atomic power station
[plant]
نیروگاه هسته ای
molding sand preparation plant
واحد تهیه ماسه قالب گیری
cross section of a power plant
قسمتعرضینیروگاه
voltage
نیروی الکتروحرکتی در واحد ولت
voltage
خیر زمانی دو وسیله که با هم تنظیم می شوند یا به علت اختلال در خط ایجاد میشود
voltage
وسیلهای که ولتاژ خروجی درست میکند در صورتی مقدار ورودی ها تغییر کند
useful voltage
ولتاژ موثر
voltage
فشار الکتریکی
voltage
ولتاژ
voltage
نیروی الکتریک برحسب ولت اختلاف سطح
y voltage
ولتاژ ستاره
voltage
ولتاژ تانسیون
transient voltage
ولتاژ لحظهای
transient voltage
ولتاژ ضربهای
voltage loss
تلف ولتاژ
voltage loss
اتلاف ولتاژ
voltage limiter
محدود کننده ولتاژ
transient voltage
ولتاژ گذرا
transient voltage
فشارالکتریکی ناپایدار
tube voltage
ولتاژ لامپ
voltage measuring
سنجش فشارالکتریکی
voltage level
سطح فشارالکتریکی
voltage level
سطح ولتاژ
voltage amplification
فزون سازی ولت
voltage loss
گمگشتگی فشارالکتریکی
voltage measuring
سنجش ولتاژ
ignition voltage
فشار الکتریکی احتراق
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com