English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
high-rise block بلوکهواقعدربلندی
Search result with all words
high rise block ساختمان بلند
Other Matches
high-rise ساختمان بلند
high-rise ساختمان چندین اشکوبه
high-rise وابسته به ساختمان چند اشکوبه
high-rise آسمان خراش
Our building (high-rise) is a 20-storey ,but my apartment is on the third floor. ساختمان ما 20 طبقه است ولی آپارتمان در طبقه سوم است
rise ارتفاع پله
rise بالاامدن
rise از خواب برخاستن طغیان کردن
rise بلندشدن
rise طالع شدن
rise ناشی شدن
rise خیز صعود
rise بلندی
rise شیب سرچشمه
rise بالارفتن
get a rise out of someone <idiom> سخنان نیش دارزدن
rise ترقی خیز
rise خاتمه یافتن
rise نمودارشدن
rise طلوع کردن
rise سربالا رفتن
rise ترقی
rise ترقی کردن سرچشمه گرفتن
rise ترقی کردن
rise خیز
rise پیشرفت ترقی
rise سربالایی
rise صعود طلوع
rise برخاست
rise قیام
rise سرزدن
rise بلند شدن
rise صعودکردن
rise ناشی شدن از
rise افزایش
rise برخاستن
to rise up against someone [something] به کسی [چیزی] یاغی شدن
to rise up against someone [something] شورش کردن بر خلاف
height of rise ارتفاع برجستگی
rise time زمان خیز
rise of a bridge خیز طاق پل
temperature rise افزایش دما
prices are on the rise است
rise in temperature افزایش دما
rise and shine فرمان برپا
rise and shine شروع بیداری
low-rise کم اشکوب
rise and fall تعیین پستی و بلندی نقاط نسبت به سطح مبنا
dead rise فاصله مرده
height of rise ارتفاع ابگیر
low-rise نه بسیار بلند
dead rise فاصله بین کیل تاانحنای خن ناو
low-rise کم بلندی
voltage rise افزایش ولتاژ
low-rise کم ارتفاع
continental rise صعوداقلیمی
early rise سخرخیز
to rise with the sun سحر خیزی کردن
to rise with the sun زود خیز بودن
to rise with the lark زودبرخاستن
to rise with the lark سحر خیزی کردن
to give rise to بوجوداوردن
to give rise to باعث شدن
early rise زودخیز
give rise to باعث شدن
give rise to موجب شدن
prices are on the rise قیمتهارو بافزایش
to rise in somebody's esteem افزایش اعتبار در برابر کسی
rise and shine! <idiom> بلند شو از تخت خواب !
lamasery-rise [خانقاه کشیشان بودایی در تبت]
give rise to <idiom> باعث کاری شدن
it will give rise to a quarrel باعث دعواخواهد شد
internal temperature rise افزایش درجه حرارت داخلی
it will give rise to a quarrel نزاعی تولید خواهد کرد
it will give rise to a quarrel مایه ستیزه خواهد شد
Better to go to bed supperless than to rise in debt. <proverb> گرسنه خوابیدن بهتر است تا در قرض بیدار شدن.
rate of rise of water level تندی بالا امدن اب
When the water rise above ones head ,one fathom is. <proverb> آب که از سر گذشت چه یک نیزه چه صد نیزه .
rate of rise of water level روند بالاامدن اب
The rise in prices in the European markets. ترقی قیمتها دربازارهای اروپا
maximum permissible temperature rise حداکثر مقدار افزایش درجه حرارت مجاز
HE that lies down with dogs must expect to rise with fleas.. <proverb> کسى که با سگها بخوابد بایستى انتظار آن را هم داشته باشد که با یشرات برخیزد.(پسر نوی با بدان بنشست ,خاندان نبوتش گم شد).
block دفاع
block سد کردن خطا
block وقفه
block بلوک سیمانی
block سدکردن غیرمجاز حریف
block قرقره طناب خور
block یک دستگاه ساختمان
block توده
block قطعه زمین
block قرقره
block پارازیت
block سد قالب
block سد کردن
block مانع شدن
block پخش پارازیت سدکردن مسیر پیشروی
block مانع
block دفاع در مقابل ابشار
block یک دوره مسابقه بیلیارد برای رسیدن به امتیاز معین
block بلوک ساختن
self block خودبندی
the block مردن بوسیله گردن زنی
block قالب ریختن
block مجموعهای از موضوعات در یک گروه
block تعدادی رکورد ذخیره شده به عنوان یک واحد
block توقف رویدادن چیزی
block بلاک
block مسدودکردن
block توده قلنبه
block انسداد
block بنداوردن
block کنده
on the block <idiom> فروخته شده
block out جاسازی
block فراکسیون
v block گونیای جناقی
block سد
block جعبه قرقره
block اتحاد دو یاچند دسته بمنظور خاصی
block قالب کردن
block مانع شدن از بازداشتن
block بستن مسدود کردن
block بندال
block قطعه
block کنده مانع ورادع
block بلوک
block منطقه
control block کنده کنترل
cross block سد کردن خط دفاعی از کنار
chain block قرقره
cable block قسمت کابل
control block بلوک کنترل
block time زمان سپری شده ا لحظه شروع حرکت هواپیما تالحظه توقف
block transfer انتقال کندهای
hat block قالب کلاه
block transfer انتقال بلوک
clearing block قطعه بازدارنده
concrete block سنگ بتنی
leg block and under over فن تندر با گرفتن بازوهای حریف از بیخ شانه و از تو وپیچاندن او
keel block تیر حمالی که به کشش کارمیکند
common block قرقره چوبی
clearing block قطعه ممانعت از بسته شدن کولاس
block structured با ساخت کندهای
block the plate موضع گرفتن در خط پایگاه برای بیرون کردن و سوزاندن دونده با تماس توپ
chip of the old block بچهای که نشانی ازپدرداردcontribute
input block بلاک ورودی
input block واحد ورودی
clump block قرقره دهان گشاد
common block قرقره عادی
fuse block خانه فیوز
breech block کولاس
cylinder block بلوک سیلندر
demolition block خرج منفجره
demolition block مجموعه خرج منفجره قوطی خرج
nerve block وقفه عصبی
breech block گلنگدن
cable block مجموعه کابل
burster block مجموعه منفجر کننده مجموعه خرج تلاش
brush block سد کردن سبک برای ایجادتاخیر در حرکت رقیب
ego block سد خود
end of block پایان یک بلوک
engine block بلوک موتور
entry block کنده مدخل
cylinder block بلوک واحدی که سیلندرهای یک موتور پیستونی خطی که با مایع خنک مشوند رادربرمیگیرد
cut block سدکردن دریافت کننده توپ باپشت پا
breech block گاوه کولاس
fuse block قالب فیوز
fuse block بلوک فیوز
cupola block اجر طاقی
fuse block چینی فیوز
form block بلوک فرمکاری
foot block بالشتک ستون
cutoff block سد کردن راه مدافع به وسیله مهاجم
foot block زیر سری ستون
foot block قژعه چوبی یا فلزی کوچکی که در زیر ستون و روی خاک کار گذاشته میشود.
erratic block بلوک نامنظم
erratic block بلوک جابجا شونده
engine block قالب یا بدنه موتور
nested block بلوک تو در تو
tension block کششقرقره
pulley block کلیدسایهروشن
pin block بخشسوزنی
hoisting block گیرهجرثقیل
earth block پلاکزمینی
crown block قرقرهراس
anchorage block بستلنگرگاه
chock-a-block به هم چپیده
chock-a-block مملو
chock-a-block کیپ
chock-a-block پر
chock-a-block بالا کشیده
chock-a-block کاملا افراشته
chock-a-block کاملا کشیده
block and tackle قرقره و زنجیر
travelling block بستانتقال
block capitals حروفبزرگسادهوبدونهیچگونهنشانوتزئینی
to walk around the block دور بلوک خیابان راه رفتن
key-block سنگ تاج
cluster-block چندین طبقه آپارتمان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com