Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 98 (6 milliseconds)
English
Persian
his opening remarks
نخستین گفتههای وی
Other Matches
are there any remarks?
ایا کسی نظریهای
are there any remarks?
دارد
remarks
نکته
remarks
توضیح
remarks
عبارتی در برنامه BASICکه توسط مفر نادیده گرفته میشود و به برنامه نویس امکان نوشتن یادداشتهای اضافی میدهد
remarks
افهار نظر کردن
remarks
تفسیر
remarks
تذکر
remarks
تبصره ملاحظه کردن
remarks
افهار داشتن افهار نظریه دادن
remarks
افهار بیان
remarks
توجه
remarks
ملاحظه
Profound remarks .
بیانات وگفته های پرمغز
His remarks are unfounded.
حرفهایش پایه واساسی ندارد
personal remarks
اشارات وسخنانی که به شخصیت کسی برخورد
personal remarks
انتقادات شخصی
Notes . Comments . Remarks.
ملاحظات
I take exception to the tone of your remarks.
من به لحن سخنان شما اعتراض می کنم.
I dont like such remarks one bit .
از این حرفها هیچ خوشم نمی آید
Tendentious articles and remarks .
مطالب واظهارات غرض آمیز ( غرض آلود )
To bully . To make unreasonable remarks.
زور گفتن ( حرف زور زدن )
What kind of talk is that ? I object to your remarks (state ments)
این چه فرمایش است می فرمایید ! ( در مقام اعتراض )
the opening
الفاتحه
for opening
برایبازکردن
opening
شکافتن دفاع
opening
دهانه
opening
چشمه
opening
جای خالی سوراخ
opening
سراغاز
opening
افتتاح گشایش
opening
شروع
opening
گشایش
opening
سوراخ
ponziani's opening
گشایش پونتسیانی
reti opening
گشایش رتی شطرنج
polish opening
لهستانی
saragossa opening
گشایش ساراگوسا
polish opening
گشایش
scotch opening
گشایش اسکاتلندی
sokolsky opening
گشایش سوکولسکی
opening time
زمانشروعبکارمغازهبانککتابخانهو...
sokolsky opening
گشایش لهستانی
the opening chapter
نخستین فصل
the opening chapter
فاتحه
excretory opening
مجرایدفع
opening of negotiations
افتتاح مذاکرات
[معاملات]
genital opening
دهانهیدستگاهتناسلی
pulmonary opening
دهانهدیوی
opening hours
ساعاتی که بانک، کتابخانه و سایر مراکز باز می شود.
opening night
شباولیناجراییکقطعههنری
wall opening
روزنه دیوار
alapin's opening
گشایش الاپین
joint opening
دهانه یک درز
bishops opening
گشایش فیل شطرنج
inverted opening
گشایش معکوس
opening capital
سرمایه اولیه
english opening
گشایش انگلیسی
discharge opening
مجرای تخلیه
discharge opening
راهگاه تخلیه
delayed opening
سیستم پرتاب چتر با باز شدن تاخیری سیستم تاخیر در بازشدن چتر
circuit opening
حالت مدارباز
circuit opening
حالت قطع مدار
blocked opening
درگاه بسته
blocked opening
در مسدود
bird's opening
گشایش برد
benko opening
گشایش بنکو
anderssen opening
گشایش اندرسن
joke opening
گشایش مضحک
opening leaf
لنگه واشو
opening bank
بانک باز کننده اعتبار
opening joints
درز گشایی
normal opening
گشایش نرمال یا فرانسوی
larsen's opening
حمله نیمزوویچ
larsen's opening
گشایش لارسن
outward opening
دهانه خارجی
joke opening
دفاع مدرن شطرنج
paris opening
گشایش پاریس شطرنج
orang utan opening
گشایش سوکولسکی
orang utan opening
گشایش لهستانی
elasticized leg opening
کشلبهشورت
queen's pawn opening
گشایش پیاده وزیر شطرنج
ring opening polymerization
بسپارش حلقه گشا
ring opening reaction
واکنش حلقه گشا
ruy lopez opening
گشایش روی لوپس
trimmed opening in a floor
قیف زغالرو
trimmed opening in a floor
قیف اشغالرو
orang utan opening
گشایش اورانگوتان
fire place opening
اتشخان اجاق
lock filling opening
قفلبازکنندهمکش
the opening chapter of the quran
فاتحه الکتاب
gates opening indicator
شاخص باز شدن دریچه ها
bail arm opening mechanism
ماشینبازکنندهبازویمتحرک
casement window opening inwards
پنجرهدودر
lock filling and emptying opening
قفلبازوبستهکردنوتخلیهوپرکردن
We have no vacant position ( opening ) in this company .
دراین شرکت محل ( جا و سمت ) خالی نداریم
To talk rot. To talk through ones hat. To make irrelevant remarks.
پرت وپلا( چرت وپرت ) گفتن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com