Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 32 (4 milliseconds)
English
Persian
holiday at the seaside
[British]
مسافرت کنار دریا
holiday at the seaside
[British]
تعطیلات در کنار دریا
Search result with all words
holiday by the seaside
[British]
مسافرت کنار دریا
holiday by the seaside
[British]
تعطیلات در کنار دریا
Other Matches
seaside
دریا کنار
We stayed at the seaside for one week .
یک هفته کنا ردریا ماندیم
We wI'll go to the seaside this coming ( next ) summer .
امسال تابستان می رویم کنار دریا
I am here on holiday.
من برای تعطیلات به اینجا آمدم.
holiday
تعطیلات
So much for our holiday.
این هم از تعطیلاتمان.
[یک چیزی یا موقعیتی نگذاشت تعطیلات داشته باشند.]
holiday
روزبیکاری
holiday
تولید رخنه در عکاسی هوایی محوطه پوشیده نشده درعکاسی هوایی
holiday
تعطیل مذهبی
holiday
روزتعطیل
holiday
تعطیل
drug holiday
ترک موقت دارو
That's the end of our holiday.
این هم از تعطیلاتمان.
[یک چیزی یا موقعیتی نگذاشت تعطیلات داشته باشند.]
holiday routine
برنامه روز تعطیل
package holiday
مسافرت بسته بندی
package holiday
گشت بسته ای
bank holiday
ایامی که به دستور دولت بانکها بستهاند
bank holiday
هر یک از تعطیلات رسمی که در آن مدارس و بانکها و غیره تعطیل هستند
busman's holiday
تعطیلی و مرخصی که طی آن انسان همان کارهایی را میکند که در سر کار میکرده
holiday camp
تفریحگاهتعطیلی
package holiday
تعطیلیکهتوسطیکشرکتمسافربریکنترلونظارتشود
public holiday
تعطیلیعمومیورسمی
Did you get much ( any ) benefit from your holiday ?
تعطیلات برایت فایده ای داشت ؟
legal holiday
تعطیلات رسمی وقانونی
holiday cottage
ویلای اجاره ای برای تعطیلات
bank holiday
روزهای هفته که بانکها تعطیل هستند
My holiday did me a world of good.
درتعطیلات یک دنیا به من خوش گذشت
Can I rent a holiday cottage?
آیا میتوانم یک ویلا اجاره کنم؟
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com