Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 85 (7 milliseconds)
English
Persian
hunting horn
بوق مخصوص علامت دادن به شکارچیان
Other Matches
hunting
صید
to go a hunting
شکار رفتن
hunting
نوسان سرعت
hunting
نوسان دادن انتن رادار درردیابی
hunting
شکار کردن جستجو کردن
hunting
شکار دشمن یا زیردریایی
hunting
حرکت سریع لوله تانک به بالا و پایین دراثر تعقیب خودکار با رادار
hunting
فرآیند جستجوی رکورد داده در یک فایل
hunting
شکار
still hunting
شکار باروش در کمین نشستن
still hunting
روش شکار با تعقیب اهسته بدون کمک سگ
head-hunting
<idiom>
جستجو کردن برای یافتن شخصی شایسته ولایق
witch-hunting
کشفوتنبیهافرادیکهدارایعقایدمضربرایاجتماعهستند
exploratory hunting
عملیات اکتشافی و خنثی کردن مین یا مین روبی
hunting cap
کلاهشکار
hunting dog
سگ شکاری
hunting bow
کمان بلند و سنگین برای شکار
hunting dog
توله
hunting panther
یوزپلنگ
mine hunting
کشف و خنثی کردن مین
stag hunting
شکار اهو با حالت سواره وکمک تازیها
hunting leopard
یوزپلنگ
fox-hunting
شکار روباه بطور گروهی با اسب و تازیها
bow hunting
شکار با تیر و کمان
hunting design
طرح شکارگاهی
[این طرح از زمان صفویه رواج یافته و در آن صحنه های مختلف شکار توسط انسان و یا نزاع حیوانات مختلف نشان داده می شود. منشاء اولیه آن کاشان ذکر شده است.]
hunting district
شکار گاه
hunting ground
شکار گاه
hunting district
صیدگاه
fox hunting
شکار روباه بطور گروهی با اسب و تازیها
cub hunting
شکار بچه روباه
hunting ground
شکارگاه
hunting grounds
شکارگاه
hunting ground
صیدگاه
We are hunting for a vacant flat.
دربدر دنبال آپارتمان خالی می گردیم
hunting box or lodge
خانه کوچک شکارگران
horn in on
<idiom>
horn
آبشکن
horn
شاخ
horn in
فرو کردن
horn
کرنا
horn in
تحمیل کردن
horn
قاچ زین اسب
horn
شاخک مین ارتعاشی شاخک مجاورتی مین
horn
نوک
horn
شیپور پیاله
horn
بوق
Imperial Silk Hunting Carpet
فرش شکارگاهی ابریشمی درباری
[این فرش مربوط به قرن شانزده میلادی بوده و در زمینه حاشیه از صحنه های شکار به همراه گل های شاه عباسی و اسلیمی استفاده شده است.]
basset horn
قره نی دارای صدای تنور
bull horn
بلندگوی دستی
chemical horn
مکانیسم انفجار مین صوتی مکانیسم انفجار شیمیایی
dorset horn
گوسفند شاخ بلندانگلیسی
blow one's own horn
<idiom>
شکست درچیزی
ram's horn
طرح شاخ قوچ
[در طرح های ایلیاتی و قشقایی و گاه در طرح های دیگر از این طرح برای تزئین فرش استفاده می شود.]
ammon's horn
شاخ امون
horn-work
[استحکامات بیرونی با دو سنگر]
French horn
نوعی شیپور
to blow a horn
بوق زدن
Horn loudspeaker
بلند گوی بوقی
english horn
نوعی ساز بادی چوبی انگلیسی که دارای دوزبانه است
horn-rimmed
بهشکلشاخ - بهشکلبوق
ram's horn
تورماهیگیری
ram's horn
قسمتی ازاستحکامات خندق
ram's horn
شاخ قوچ
powder horn
دبه باروت
occipital horn
شاخ پس سری
ram's horn
قلاب جرثقیل
horn of plenty
شاخ نشان وفور نعمت
ink horn
دوات شاخی
horn socket
[وسیله ای که از آن برای صید ماهی استفاده می شود]
horn stone
سنگ اتشزنه سیاه
to lift up one's horn
مغرور بودن
air horn
بوقبادی
to lift up one's horn
جاه طلب بودن
horn gap
شکاف سرنایی
switch horn
سویچ مین شاخک دار
horn mad
شوریده
horn mad
عصبانی
fog horn
بوق مه
horn of pole piece
شاخ قطبک
dual tone horn
بوق با دو صدا
loud tone horn
بوق با صدای زیاد
air operated horn
شیپور بادی
ram's horn hook
قلاب دو شاخه
multi tone horn
بوق با اصوات مختلف
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com