Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 61 (5 milliseconds)
English
Persian
i humbly request that
خواهش عاجزانه دارم که ...
Other Matches
humbly
از روی افتادگی
humbly
به پستی
humbly
از روی فروتنی یا خضوع و خشوع
at the request of
تقاضای
d. of a request
در درخواست
d. of a request
عدم قبول خواهش
on request of which
[at his request]
به درخواست او
at my request
مطابق با تقاضای من
by request
بنا بر خواسته
[میل]
on request
وقتی که درخواست بشود
at the request of
به خواهش
[به درخواست]
to g. any one's request
درخواست کسیراپذیرفتن
at the request of
برحسب
at the request of
بخواهش
request
خواهش
request
درخواست می کنم
request
درخواست اماد کردن درخواست کردن
request
تقاضا
request
تقاضا کردن درخواست کردن
request
تمناکردن
request
خواستار شدن
request
تقاضا خواسته
request
درخواست
request
سیگنال ارسالی توسط فرستنده به گیرنده وپرسش اینکه آیا گیرنده آماده دریافت داده است یا خیر.
request
چیزی که کسی تقاضایش را دارد
request
تقاضا برای چیزی
request
متنی که حاوی اطلاعاتی درباره استاندارد جدیداست واز کاربرمی خواهد که متن را بررسی کندوتوضیحات اضافی را ایجاد کند
REQUEST STOP
ایستگاه درخواستی
My money request to him
طلب من از او
[مرد]
I
[O]
request
[IORQ]
درخواست داده ورودی
[خروجی]
[رایانه شناسی]
Thank you for the confirmation of your request!
از تایید درخواستتان خیلی متشکرم.
to grant a request
درخواستی را اعطا کردن
request stop
ایستگاهیکهدرآناتوبوستنهازمانیمیایستدکهمسافرانخبردهند
work request
برگ درخواست انجام کار برگ کار
to request the company of:
حضور کسی را خواستن
request mast
از طریق سلسله مراتب
request mast
گزارش از طریق سلسله مراتب
request for quotation
تقاضا برای اعلام قیمت
request for quotation
استعلام بها
request for proposal
تقاضا برای پیشنهاد
request for discharge
عرضحال اعاده اعتبار دادن عرضحال اعاده اعتبار
purchase request
درخواست خرید جنس تقاضای عقد پیمان خرید
mission request
درخواست اجرای ماموریت هوایی
letters of request
rogatory
request modify
درخواست تصحیح دارم درخواست تغییر میکنم
request signal
علامت درخواست
to request issuance
تقاضای صدور کردن
to be in great request
زیادمورد احتیاج بودن
to be in great request
مورد احتیاج زیاد بودن
supervisor request
درخواست نافر
request to send
تقاضای ارسال
request time out
تقاضای تایم اوت یک دقیقهای
request substitution
تقاضای تعویض
by popular
[demand]
request
درخواست توده پسند
initial fire request
درخواست ابتدایی اتش
His request was in the nature of a command.
خواهش اوحالت حکم ودستور را داشت
To swallow ones pride and request someone (to do something).
نزد کسی رو انداختن ( تقاضایی کردن )
input
[output]
request
درخواست داده ورودی
[خروجی]
[رایانه شناسی]
request for price quotation
درخواست مظنه قیمت
divorce granted at the a woman's request
طلاق خلع
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com