English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 82 (1 milliseconds)
English Persian
ice cream container مخزن
ice cream container بستنیساز
Other Matches
container کانتینر
container لفاف
container صندوقهای فلزی بزرگ بااندازههای استانداردکه جهت حمل کالا با کامیون
container قطار و کشتی بکاربرده میشود
container محفظه
container جعبه حاوی وسایل جعبه اماد جعبه محفظه فرف
container محتوی
container فرف
cream سرشیر
cream کرم
with cream با خامه
cream کرم، خامه، سرشیر
cream هر چیزی شبیه سرشیر
cream زبده
cream کرم رنگ سرشیر بستن
cream ضربه محکم به توپ
cream میله پرش
Cream <adj.> <noun> رنگ کرم
petrol container فرف بنزین
oil container فرف روغن
less than container load زیر فرفیت کانتینر
less than container load کمتر از فرفیت کانتینر
gas container مخزنگاز
water container فرف اب
container hold گنجایشانبارکشتی
container ship انبارکشتی
container terminal پایانهبستهها
container truck کامیونکانتینردار
freight container اطاقک حمل بار یکپارچه
freight container کانتینر حمل بار
airdrop container جعبه حامل بار دربارریزی هوایی
container traffic تراکم حمل و نقل کانتینرها
container transport حمل و نقل بوسیله کانتینر
consolidation container کانتینر کالاهای عمومی جعبه حمل کالاهای مشترک
accumulator container فرف اکومولاتور
food container فرف غذا
airdrop container جعبه مخصوص بارریزی هوایی
food container فرف غذای قابل حمل
sour cream خامه ترش
cold cream یکجور مرهم
clotted cream نوعیخامهکهدرجنوبغربیانگلیستولیدمیشود
cream cracker نوعیبیسکوئیت
cream tea نوعیعصرانهمتشکلازچای
cream tea مرباو...
double cream خامهزیاد
face cream کرم صورت
single cream خامهپرچرب
cream cheese پنیری که با شیر خامه دارتهیه شود
cream caramel کرم کارامل
with double cream با کرم یا خامه زیاد
with single cream با کرم یا خامه کم
ice cream بستنی
cream of the crop <idiom> انتخاب عانی
vanishing cream کرم یا روغنی که چون بصورت بمالندزودخوردبرودیاپوست صورت انرا جذب کند
cream separator خامه گیر
cream coloured خامهای رنگ شکری
cream of tarter طرطیر
raw cream خامه
scalded cream سر شیری که بوسیله گرم کردن شیر بگیرند
cream of tartar کرم تارتر
cream of lime دوغاب اهک غلیظ
whipping cream خامهی پر چربی
cream jug جایخامه
cream coloured خامهای
full container load فرفیت پر کانتینر
to tip something into a container [British E] چیزی را در محفظه ای ریختن
container/pallet loader کانتینر
container/pallet loader لودرسکویبار
OLE container object شی ای که حاوی مرجع به شی متصل است یا یک کپی از شی توکار
liquid air container مخزن هوای مایع
container-loading bridge پلورودبستههابهکشتی
air delivery container جعبههای مخصوص حمل بارهای هوایی جعبه حامل بار در نقل و انتقال هوایی
ice cream bar بستنی چوبی [غذا و آشپزخانه]
ice cream freezer فرف بستنی سازی
ice cream maker بستنیساز
cream-colored wool پشم شکری [این نوع پشم مخلوطی از پشم سفید درجه یک با پشم های رنگی نیز بوده و جداسازی آن یا غیرممکن و یا دشوار می باشد. این اصطلاح به پشم زرد رنگ نیز اطلاق می شود.]
The cream wont keep tI'll tomorrow . خامه تا فردا خراب می شود
ice-cream soda یکنوعدسر
ice cream scoop ملاقهبستنی
The ice-cream has not set yet. بستنی هنوز سفت نشده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com