Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 54 (4 milliseconds)
English
Persian
ice hockey player
بازیکنهاکیروییخ
Other Matches
hockey
چوگان بازی با اصول فوتبال
hockey
هاکی روی یخ
field hockey
زمین هاکی
floor hockey
هاکی روی یخ کودکان بدون اسکیت
hockey stop
نوعی ایست ناگهانی
ice hockey
هاکی روی یخ
hockey skate
کفشهاکی
hockey ball
توپهاکی
street hockey
نوعی هاکی در زمین یا کوچه بدون کفش اسکیت
player
بازیکن
player
نوازنده
player
بازیکن
player
هنرپیشه بازیکن ورزشی
player
بازیگر
player
[American E]
زن دنبال کن
volleyball player
والیبالیست
CD/ROM player
محلقرارگرفتنسیدی
cricket player
بازیکنگریکت
player's stick
چوببازیکنهاکی
tennis player
بازیکنتنیس
to be sidelined
[player]
از بازی یا معرکه خارج شدن
[ورزشکار]
He is an excellent player.
عالی بازی می کند ( ورزش )
player
[American E]
مرد زن پرست
player
[American E]
مشتاق زن
player
[American E]
مردلاس زن
registration of player
نامنویسی بازیگران
protect a player
معاف از انتقال
Media Player
برنامه ویندوز که به کاربر امکان نصب سخت افزار چندرسانهای از قبیل صدا و تصویر متحرک و فایلهای ویدیو
hunch player
شرطبند از روی حدس و گمان
field player
بازیگران جز دروازه بان بازیگر ثابت
exempt player
بازیگر معاف از انجام مراحل مقدماتی به علت سوابق او
defensive player
شطرنج باز دفاعی
combi player
درایو سخت افزاری که دو یا چند فرمت ROM-CD مختلف را می خواند
club player
بازیگر باشگاهی
ball player
بازیگر با توپ
record player
گرامافون
money player
ارائه کننده بهترین بازی درموقعیتهای دشوار
offensive player
شطرنجباز حملهای
player's number
شماره بازیگر
piano player
اسباب پیانو زنی
piano player
پیانوزن
player piano
پیانو خودکار
player coach
مربی
back line player
بازیگر خط عقب والیبال
wireless record player
گرام پخش کننده
american football player
بازیکنفوتبالآمریکایی
cassette player controls
کنترلکنندهاینوار
compact disc player
دستگاهدیسکفشرده
compact disc player controls
دکمههایکنترلکنندهدیسک
personal radio cassette player
رادیووضبطصوتشخصی
attacking
[style of play, player]
<adj.>
حمله
attacking
[style of play, player]
<adj.>
مهاجم
attacking
[style of play, player]
<adj.>
تهاجمی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com