Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 86 (6 milliseconds)
English
Persian
ideal paralleling
مدار موازی ایده ال
Other Matches
paralleling
مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
paralleling
که همزمان ارسال می شوند
paralleling
ارسال داده بین دو وسیله چندبیتی
paralleling
وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
paralleling
بافر کردن و... را هنگام ارسال داده موازی ز و به هم انجام میدهد
paralleling
مدار مجتمع مخصوص که تمام تصدیق ها
paralleling
داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
paralleling
ارسال بیتهای داده همزمان در امتداد تعدادی خط وط داده
paralleling
خط ارسال که داده موازی را کنترل میکند
paralleling
کامپیوتر با یک یا چند واحد محاسبه و منط قی که امکان پردازش موازی را فراهم میکند
paralleling
داده ارسالی روی تعدادی خط داده که تمام بیتهای کلمه داده را همزمان منتقل میکند
paralleling
بازیابی داده از فضای ذخیره سازی که از بخشی از داده و نه آدرس محل داده استفاده میکند
paralleling
که دو یا چند پردازنده همزمان یک یا چند موضوع داده کار می کنند. 2-دو یا چند بیت کلمه ارسالی روی خط جداگانه در یک زمان
paralleling
1-
paralleling
تعداد پردازنده ها انجام شده همزمان روی تعدادی ورودی
paralleling
آدرس و سیگنال وقفه را ارسال میکند که پس طبق ارجحیت وسیله توسط کامپیوتر قابل پردازش است
paralleling
اگر به توجه نیاز داشته باشند
paralleling
تعداد وسایل جانبی که به صورت موازی به یک باس وصل هستند
paralleling
چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
paralleling
کامپیوتری که روی چندین کاز همزمان کار میکند
paralleling
اجرای کامپیوتر قدیمی و جید با هم که امکان بررسی سیستم قدیمی را میدهد تا پیش از آنکه تنها سیستم مورد استفاده شود
paralleling
که همزمان ارسال شود
paralleling
داده ارسالی بین دو وسیله چندبیتی .
paralleling
که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
paralleling
همتا
paralleling
شنت
paralleling
همزمان
paralleling
موازی کردن برابر کردن
paralleling
برابر خط موازی
paralleling
متوازی
paralleling
موازی
paralleling
همگام قرینه
paralleling
انشعاب
paralleling
تعداد آدرسهای متصل به هم
paralleling
وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و داده سریال ارسال میکند
paralleling
برابر بودن مانند کردن تشبیه کردن پارالل
paralleling
نظیر مطابق بودن با
paralleling
همسو
paralleling
موازی کردن اسکیها
ideal
نمونه کامل فرضی
ideal
مطابق نمونه واقعی
ideal self
خود ارمانی
ideal
ارمان
ideal
ارمانی
ideal
هدف زندگی ارمان
ideal
کمال مطلوب
ideal
ارزو
ideal
ایده ال
ideal
دلخواه
ideal gas
گاز ایده ال
ideal index
شاخص کمال مطلوب شاخص ایده ال
ideal solution
محلول ایده ال
ideal solenoid
سولنوئید ایده ال
ideal position
پوزیسیون ایده ال
ideal position
پوزیسیون ارمانی شطرنج
ideal position
وضعیت ایده ال
ideal radiator
تابشگر کامل
ideal solenoid
پیچک ایده ال
ideal rectifier
یکسوکننده ایده ال
ideal rocket
راکت ایده ال
Ideal City
[شهر موجود در نمونه اولیه و نقشه اولیه]
ideal solenoid
سولنئید ایده ال
ideal fluid
سیال ایده ال
beau ideal
خوشگل
beau ideal
زیبای تمام عیار کمال مطلوب
ego ideal
خود ارمانی
ideal capacitor
خازن ایده ال
ideal conductivity
قابلیت هدایت ایده ال
ideal conductor
هادی ایده ال
ideal crystal
کریستال ایده ال
ideal dielectric
دی الکتریک ایده ال
ideal dielectric
عایق کامل
ideal efficiency
بازده ایده ال
ideal efficiency
راندمان ایده ال
ideal rectangular pulse
پالس مربعی ایده ال
This is an ideal spot for picnics .
اینجا برای پیک نیک ماه است
ideal galvanic cell
سلول گالوانیکی ایده ال
It was an enjoyable performance, if less than ideal.
این نمایشی لذت بخشی بود اگرچه کاملا ایده آل نبود.
ideal no load voltage
ولتاژ بی باری ایده ال
ideal no load d.c. voltage
ولتاژ "دی .سی " بی باری ایده ال
ideal magnetization curve
منحنی مغناطیس کنندگی ایده ال
ideal irrigation interval
فاصله مطلوب ابیاری
ideal energy radiator
رادیاتور بدنه سیاه
ideal galvanic cell
باطری ایده ال
ideal electron gas
گاز االکترون ایده ال
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com