English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 20 (1 milliseconds)
English Persian
idled بیکار
idled تنبل
idled بیهوده
idled بیخود
idled بی اساس
idled بی پروپا
idled وقت گذراندن
idled وقت تلف کردن
idled تنبل شدن
idled هرزگردی
idled استراحت
idled ازاد گشتن
idled بیکار شدن
idled بی بار شدن در حال سکون ساکن
idled بی بار
idled درجاکار
idled نشانه یا کدی که به معنای انجام هیچ عمل است یا کدی که وقتی ارسال میشود که هیچ دادهای برای ارسال در آن زمان آماده نیست
idled مدت زمانی که وسیله روشن شده ولی کاری انجام نمیدهد
idled ماشین یا خط تلفن یا وسیلهای
idled که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com