English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 18 (2 milliseconds)
English Persian
ill-treated بد رفتاری کردن به
Other Matches
treated رفتار کردن
treated تحت عمل قرار دادن بحث کردن در
treated رفتار کردن با
treated چیزلذت بخش
treated خوراک رایگان
treated درمان شدن
treated درمان کردن
treated عمل اوردن
treated تلقی کردن
treated موردعمل قرار دادن
treated بحث کردن سروکار داشتن با
treated مربوط بودن به
treated مهمان کردن
he has been wrongly treated نسبت باو بیعدالتی شده باوفلم شده است
he treated me as a child بامن مانند بچه رفتارکرد
i treated both alike هر دو را به یک چشم دیدم
alloy treated steel فولاد کم الیاژ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com