English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 47 (6 milliseconds)
English Persian
immediate addressing ادرس دهی بلافصل
immediate addressing نشان دهی بلافصل
immediate addressing ادرس دهی فوری
Search result with all words
addressing نشانی دهی
addressing نشانی یابی
addressing روش آدرس دهی به یک محل چه به صورت ترتیبی یا اندیس یا مستقیم و...
addressing بزرگترین محلی که یک برنامه مشخص یا CPU میتواند مستقیما به آن دستیابی داشته باشد
addressing بدون نیاز به موارد خاص
addressing روشی که بخشی از حافظه مکان دهی میشود
addressing استفاده از کلمه آدرس کوتاهتر از معمول تا عمل کشف آدرس سریع تر انجام شود
addressing مکان دهی به کلمه داده ذخیره شده در حافظه با استفاده از آدرس مطلق آن
addressing روش آدرس دهی به داده که در آن اولین دستورالعمل به آدرس اشاره میکند که حاوی آدرس دوم است
addressing محل دستیابی شده حاوی آدرس عملوندی است که قرار است پردازش شود
addressing روش آدرس دهی که آدرس محل ذخیره سازی در دستورالعمل محلی است که باید استفاده شود
addressing دستیابی سریع به داده به علت وجود آن در فیلد آدرس
addressing حالت آدرس دهی که در آن محل ذخیره سازی از آدرسهای پایه تشکیل شده است
addressing و کلمات افست
addressing . که بعد به آن اضافه میشود تا آدرس مورد نظر بدست آید
addressing انتخاب یک ثبات و بررسی یک بیت از آن
addressing در سطح صفر: عملوندی که بخشی از قسمت آدرس دستورالعمل است . سطح اول : عملوندی که در آدرس دستور ذخیره شده است . سطح دوم : عملوندی که در آدرسی که به دستور داده میشود ذخیره شده است
addressing فرایند دستیابی به یک محل در حافظه
addressing ادرس دهی
abriviated addressing ادرس مختصر شده
addressing mode وضعیت ادرس دهی
addressing mode باب نشان دهی
associative addressing محلی که توسط محتوایش آدرس دهی شده است و نه شماره یا آدرس
associative addressing روش باز یابی داده که از بخش داده و نه از آدرس آن استفاده میکند
associative addressing پردازندهای که از حافظه انجمنی استفاده میکند
associative addressing محلی که توسط محتوایش آدرس دهی شده است و نه آدرسش
content addressable addressing ثباتی که با توجه به محتوای آن ونه یک شماره یا آدرس محل دهی میشود
content addressable addressing روش بازیابی داده که از بخشی از داده ونه آدرس آن استفاده میکند
content addressable addressing پردازندهای که از فضای ذخیره سازی انجمنی استفاده میکند
content addressable addressing محلی که آدرس آن محتوای آن و نه آدرس دیگری باشد
deferred addressing آدرس دهی غیر مستقیم که محلی که دستیابی شده است حاوی آدرس عملوند پردازش شدنی است
direct addressing نشان دهی مستقیم
direct addressing ادرس دهی مستقیم
extended addressing ادرس دهی گسترده
implied addressing دستور اسمبلی که فقط روی یک ثبات کار میکند.
index addressing نشان دهی شاخص دار
indirect addressing نشان دهی غیرمستقیم
inherent addressing دستوری که حاوی تمام داده مورد نیاز برای آدرس ی که باید دستیابی شود است بدون عمل اضافی
memory addressing mode باب ادرس دهی حافظه
multilevel addressing ادرس دهی چند مرحلهای
relative addressing نشانی دهی نسبی
relative addressing ادرس دهی رابطهای
relative addressing نشان دهی نسبی
sector addressing نشانی دهی قطاعی
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com