English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 57 (1 milliseconds)
English Persian
implicit declaration کنایه
Other Matches
implicit ضمنی
implicit مطلق
implicit تلویحی
implicit نااشکار
implicit التزامی
implicit مجازی
implicit اشاره شده مفهوم
implicit تلویحا فهمانده شده مطلق
implicit بی شرط
implicit بلا اعتراض
implicit reference مرجعی به شی که محل دقیق صفحه را نمیگوید ولی فرض میکند که شی روی صفحه جاری قرار دارد یا قابل دیدن است
implicit obedience فرمانبرداری بدون اعتراض
implicit function معادله چیزی که حل ان مستلزم حل یک یا چند معادله دیگر باشد
implicit costs هزینههای نامرئی
implicit costs هزینههای ضمنی
implicit agreement موافقت ضمنی
implicit behavior رفتار نااشکار
implicit rent سهم زمین از کل تولید
declaration نوع و اندازه یک عنصر یا عدد ثابت یا متغیر به خصوص را میدهد
declaration بیان
declaration افهارنامه
declaration اعلامیه اعلام
declaration اعلان
declaration افهار
declaration اعلامیه
declaration اعلام
declaration افهار افهارنامه اعلان
declaration اعلامیه دادخواست
declaration عرضحال
declaration نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
declaration عبارتی در برنامه به کاپایلر یا مفسر حالت
declaration بیانیه
joint declaration بیانیه مشترک
macro declaration درشت اعلان
procedure declaration اعلان رویه
tripartite declaration of 0 اعلامیه سه جانبه 0591 اعلامیهای که در ان دولتهای امریکا و انگلستان و فرانسه امامیت ارضی اسرائیل و نیزوضع موجود فلسطین راتضمین کردند
unilateral declaration بیانیه یک جانبه
customs declaration اظهار نامه گمرکی
declaration of intention درخواست تابعیت
declaration statement جمله تعریفی
declaration statement حکم اعلانی
balfour declaration ر شد
custom's declaration قد شده است
custom's declaration باشد
customs declaration افهار نامه گمرکی
declaration of bankruptcy اعلان ورشکستگی
declaration of indulgence اعلام ازادی دینی
declaration of intention افهاریه تمایل به پذیرش تابعیت
declaration of interest اعلام بهره
declaration of neutrality اعلان بیطرفی
declaration of trust افهارنامه تکلیف به قبض افهارنامهای که ناقل به منتقل الیه یا مصالح به متصالح میدهد و در ان به او تکلیف میکند که اداره مورد انتقال یا مال الصلح رابه عهده بگیرد و ان را قبض کند
declaration of war اعلان جنگ دادن
declaration of war اعلان جنگ
array declaration اعلان ارایه
declaration of the rights of man اعلامیه حقوق بشر
universal declaration of human rights اعلامیه جهانی حقوق بشر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com