English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 73 (5 milliseconds)
English Persian
implied terms شرایط ضمنی
implied terms شرایط تلویحی
Other Matches
implied مفهوم ضمنی
implied تلویحی
implied رضایت ضمنی
implied مقدر
implied ضمنی
implied ضمنا" مفهوم
implied trust امانت فرضی حالتی است که کسی به حکم مندرج در قانون و یاجمع شدن شرایطی که قانون پیش بینی کردن عنوان امین می یابد و یا در موردی مسئول تلقی میشود بدون انکه شخصا" به این امرتمایل داشته باشد
implied assumpist تعهد غیر رسمی که از نحوه عمل متعهد ناشی و استنباط میشود
implied malice سوء نیت فرضی
implied malice سوء نیتی است که به موجب نشانههای موجود در قانون درصورت سرزدن اعمال خاص از فرد و یا به وجود امدن شرایط خاص در موضوع موجود فرض میشود
implied mission ماموریت استنتاجی
implied task ماموریت استنتاجی
implied task وفایف استنتاجی
implied term شرط ضمنی
implied trust مسئولیت فرضی
implied assumpist تعهد ضمنی
implied addressing دستور اسمبلی که فقط روی یک ثبات کار میکند.
implied acceptance قبول ضمنی
It is for the Court to fix the terms. [ The terms are a matter for the Court to fix.] این مربوط به دادگاه می شود که شرایط را تعیین کند.
terms شرایط
to come to terms سازش یا موافقت پیداکردن
terms ضوابط
it is a in terms پرازاصطلاحات است اصطلاعات فراوان دارد
in terms of برحسب
To come to terms with someone . با کسی کنا رآمدن
come to terms سازش کردن
come to terms <idiom> به موافقت رسیدن
perturbation [terms] آشفته [در نظریه اختلال] [فیزیک]
terms and conditions ضوابط و شرایط
terms of payment شرایط پرداخت
terms of trade رابطه مبادله
terms of trade شرایط معامله
terms of trade شرایط مبادله
usual terms شرایطمعمولی
we are not on speaking terms با هم حرف نمیزنیم با هم قهر هستیم
popular terms شرایطتودهای
scientific terms شرایطعلمی
We are not on speaking terms . با هم قهر هستیم
technical terms شرایطدگرگونی
We are on very friendly terms . میانه ماخیلی گرم است
terms of shipment شرایط حمل
shipping terms شرایط حمل
settlement terms شرایط تسویه
architectural terms اصطلاحات معماری
botanical terms اصطلاحات گیاه شناسی
conference terms شرایط کنفرانس
contradiction in terms تناقص لفظی
credit terms شرایط اعتبار
delivery terms شرایط تحویل
delivery terms نحوه تحویل
landed terms قیمت کالا به شرط تخلیه درمقصد
liner terms شرایط خط کشتیرانی
nautical terms اصطلاحات دریایی
mutual terms شرایطی که بموجب ان دو تن بجای اینکه پول بدهند کارمیکند
mutual terms شرایط متقابل
payment terms شرایط پرداخت
settlement terms شرایط پرداخت
terms and conditions of the credit ضوابط و شرایط اعتبار
the difference between the consecutive terms اختلاف هر دو جمله متوالی [ریاضی]
She is on familiar (intimate) terms with me. با من رویش باز است
reasonableness of terms in contract معقول بودن شرایط قرارداد
She is not well disposed towards me . She is not on particularly . fricndly terms with me . با من میانه یی ( میانه خوبی ؟ میانه چندانی ) ندارد
I am on intimate terms with one of the ministers . با یکی از وزراء نزدیک هستم
ink hard terms اصطلاحات غلنبه که حاکی ازعلم فروشی باشد
international commercial terms (incoterm قراردادهای تجارت بین الملل که بوسیله اتاق بازرگانی بین الملل تهیه شده است
international commercial terms (incoterm اینکوترمز
sum of the terms of an infinite sequence مجموع یک دنباله [ریاضی]
sum of the terms of an infinite sequence سری [ریاضی]
To talk in contradictory terms. To contradict one self . ضد ونقیض با من حرف زدن
To talk in measured terms . To talk slowly. شمرده صحبت کردن
to buy something on a deferred payment plan [on a time payment plan] [on deferred terms] چیزی را قسطی خریدن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com