English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (14 milliseconds)
English Persian
in order that تا اینکه
in order that برای اینکه
Search result with all words
money order حواله پستی وتلگرافی
money order حواله پول
money order حواله پولی
money order حواله
money order دستور پرداخت
order ن
order منظم کردن
order سفارش دادن تنظیم کردن
order نظم
order سفارش
order دستور
order دستورالعمل
order دستورعملیاتی
order دستور دادن
order ترتیب
order ترتیب انجام کار
order فرمان نظم
order نظم دادن
order سفارش دادن کالا یا جنس
order سبک معماری
order شیوه
order نظام معماری
order دستورالعمل دستور
order سفارش دادن دستور دادن
order مرتب کردن
order حکم
order حواله
order حواله کرد حواله کردن دستور
order خرید سفارش خرید
order سفارش دادن
order دستور دادن سفارش
order امر
order مرتبه
order راسته
order کد عمل
order پردازندهای که عملیات ریاضی و منط قی را کدگشایی کند و انجام میدهد مط ابق کد برنامه
order رتبه
order دستور سفارش
mail order سفارش کالا بوسیله پست
mail order سفارش از طریق پست فروش مکاتبهای
standing order دستور جاری
standing order امریه نظامی
standing order دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
standing order اوامر ویژه
standing order دستور پرداخت دائمی سفارش دائمی
pecking order سلسله مراتب
pecking order سلسله مراتب دانه چینی
acknowledgement of order تصدیق سفارش
acknowledgement of order تایید سفارش
administrative order دستور اداری
alphabetical order ترتیب رکوردها
alphabetical order به ترتیب حروف الفبا
appointed by an official order حکمی
ascending order ترتیب صعودی
ascii sort order نظم ترتیبی اسکی
assembly order دستور مونتاژ وسایل
assembly order دستورتعمیر دستور جمع شدن درنقطه تجمع
assembly order control number شماره کنترل دستور کارتعمیر
assembly order control number شماره کنترل تعمیراتی
back order اماد غیر موجود
back order سفارش معوق
back order قسمتی از کالای مشتری که به علتی تحویل نشده
back order release حواله الف
batting order ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
birth order ترتیب ولادت
blanket order دستور کلی
blanket order سفارش کلی
bond order مرتبه پیوند
by order of فرمان
by order of حسب الامر
call to order به حفظ انتظام دعوت کردن نظم مجلسی را برقرار کردن
cancel an order سفارشی را لغو کردن
cancellation order دستور لغو
cancellation order دستور فسخ
cash with order پول نقد همراه سفارش پرداخت به موقع
cheque to a person's order چکی که گیرنده وجه باید پشت انرا امضا کند
chronological order ترتیب رکوردها و فایل ها با توجه به تاریخ آنها
close order drill مشق صف جمع
collection order دستور وصول
column major order بترتیب ستونی
component change order دستور تغییر قطعات یک وسیله
component change order دستورالعمل تغییر یک نیروی شرکت کننده در عملیات
conditional order سفارش مشروط
court martial order رای دادگاه نظامی
court order قرار صادره از دادگاه
daily order دستور روز
decreasing order ترتیب کاهنده
delivery order دستور تحویل کالا
delivery order دستورحمل
delivery order حواله تحویل
descending order ترتیب نزولی
development order دستور ساخت اماد
development order دستوربهبود اماد
disassembly order دستور باز کردن و پیاده کردن قطعات یک وسیله
disassembly order روش پیاده کردن وسیله
dispatch order سفارش حمل سریع
economic order quantity کمیت سفارش اقتصادی اقتصادی ترین مقدار سفارش
economic order quantity حد مطلوب سفارش
embarkation order دستورالعمل بارگیری یا سوارشدن دستور بارگیری
embarkation order ترتیب سوار شدن یا بارگیری
Other Matches
marching order [travel order] دستور پیشروی [ارتش]
in order صحیح
in order to ... برای [اینکه]
order [placed with somebody] دستور [ازطرف کسی]
order [placed with somebody] سفارش [ازطرف کسی]
in order درست
in order دایر
second order مرتبه دوم
in order to ... تا [اینکه ]
first order مرتبه اول
to the order of بحواله کرد
to the order of به حواله کرد
to the order of در وجه
out of order <idiom> کارنکردن
out of order <idiom> برخلاف قانون ،نامناسب
to order <idiom> به ترتیب
in order to <idiom> اعتماد شخص را بدست آوردن
well-order خوش ترتیب [ریاضی]
In this order. In this way. باین ترتیب
out of order از کار افتاده
out of order خراب
out of order نادرست
out of order درهم برهم
order off حکم خروج
re order سفارش دوم باره
in order that i may go برای اینکه بروم
in order that he may go برای اینکه برود
order about پیوسته پی فرمان فرستادن
second order conditions شرایط ثانوی
second order conditions شرایط مرتبه دوم
review order لباس وتحملات سان
processing of the order انجام سفارش
second order factor عامل مرتبه دوم
second order reaction واکنش مرتبه دوم
referral order درخواست برای اماد غیرموجود یا جایگزین در انبار
provisional order دستور موقت اداری
public order نظم عمومی
reculaulation order تنظیم محاسبه مجدد
purchase order سفارش خرید
probation order دستور یا حکم تعلیق مجازات
review order لباس وتجهیزات و وسائل کامل
purchase order دستور خرید
route order ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
route order فرمان ستون راه رو
post order حواله پستی
place an order سفارش دادن
order of discharge حکم برائت ذمه
order of discharge حکم تصفیه
order of council تصمیم هیات مشاورین سلطنتی در غیاب یا بیماری پادشاه یا ملکه
order of battle سازمان نیروهایا یکان
order of battle ترتیب نیرو
order of bankruptcy حکم ورشکستگی
order in council تصویب نامه دولتی
order in council تصمیم هیات مشاورین سلطنتی
order format قالب سفارش
order format قالب دستور
order form نمونه سفارش نامه پر نکرده
order for goods سفارش کالا
order code رمز دستور
order cheque چک در نام فرد خاص
order cheque چک به حواله کرد
order of fire روش تیراندازی
order of fire ترتیب توالی اتش
phantom order قرارداد تولید وسایل نظامی درزمان جنگ قرارداد تبدیل کارخانههای شخصی به کارخانجات نظامی
payable to order قابل پرداخت به حواله کرد
pay order سندپرداخت حقوق
pay order لیست پرداخت حقوق
partial order ترتیب جزئی
partial order پاره ترتیب
order time زمان سفارش کالا
order off the field حکم خروج
order of the day دستور جلسه
order of the day معادل agenda
order of the day برنامه روزانه
order of service سوت داور بمعنای دستورسرویس دادن
order of matrix مرتبه ماتریس
order of magnitude مرتبه بزرگی
order of fire ترتیب احتراق موتور
order book دفتر سفارشات
Order theory ترتیب جزئی [ریاضی]
in order to prevent برای جلوگیری کردن
Ionic Order [معماری یونی یا سبک بالشی از سبک های معماری کلاسیک در یونان و رم]
Gigantic Order [شیوه ستون سازی توسکاری همراه با شیوه غول ستونی] [معماری]
Giant Order شیوه غول ستونی [معماری]
German Order سبک معماری آلمانی [نوعی از سبک معماری کرنتی قرن هجدهم انگلستان]
French Order سبک معماری فرانسوی
Doric Order سبک معماری دوریک
Orinthian Order معماری کلاسیک [در یونان و رم]
Composite Order [شیوه ی ترکیبی ستون سازی رمی با ستون های پیچکی تزئین شده]
Bassae Order [معماری یونی یونان]
balustrade Order ترتیب نرده ستون ها
Attic Order ستون بندی آتنی
assemblage of Order ستون بندی مختلط
arch order [شیوه ی ستون بندی طاق]
American order [سرستونی شبیه ستون کرنتی با برگ های کنگره ای
in good order <adj.> تروتمیز
Lattice [order] شبکه [ریاضی]
Lattice [order] توری [ترتیب] [ریاضی]
structure [first order] ساختار [ریاضی]
to order somebody back کسی را احضار کردن
to order somebody back کسی را معزول کردن
to order somebody back کسی را فراخواندن
in good order <adj.> منظم
in good order <adj.> مرتب
Agricultural Order سرستون [سر ستون کرنتی با تومارهای پیچیده شده به شکل سر حیوانات یا آرایش برگ کنگره ای]
call-up order دستور به خدمت [سربازی]
warning order دستور اماده باش اعلام اماده باش
warning order دستور اگهی
trial order سفارش ازمایشی
transfer order دستورالعمل ارائه وفایف اجرایی یا انتقال وفایف اجرایی نیروهای مسلح
transaction in order معامله به قصد فرار از دین
transaction in order liability avoid to
to set in order منظم کردن
to set in order درست کردن
third order reaction واکنش مرتبه سه
the line is out of order سیم خراب است
the goods are on order کالا را سفارش داده ایم
superior order دستور مافوق
superior order امر مافوق
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
sort order نظم ترتیب
word order ترتیب واژه ها
word order ترتیب وقوع کلمه در عبارت یا جمله
good order خوش ترتیب [فلسفه]
pecking order <idiom> راه ارتباط بایکدیگر
My stomach is out of order. مزاجم مرتب کارنمی کند
Is your passport in order ? آیا گذرنامه ات مرتب وآماده است ؟
To order a meal. سفارش غذا دادن ( درهتل ؟رستوران )
In chronological order. بترتیب تاریخ ( بطور مسلسل )
social order سازمانوساختاراجتماعی
postal order هزینهپستی
law and order اطاعتازقانون
doric order سبکمعمارییونانقدیم
corinthian order ساختارقرمتی
points of order اخطار نظامنامهای
point of order اخطار نظامنامهای
work order برگ کار
work order درخواست انجام کار حکم کار
short order خوراکی که زود مهیا میشود
set in order مرتب کردن
enforcement order دستور اجرا
set in order درست کردن
first order transition گداز مرتبه یک
first order reflection انعکاس مرتبه یک
first order reaction واکنش مرتبه یک
firing order ترتیب احتراق
firing order ترتیب احتراق موتور وایرچینی موتور ترتیب تیراندازی سلاح
fire order فرمان اتش دادن
fire order فرمان اتش
field order دستورعملیاتی دستور رزمی
field order دستورالعمل رزمی
factory order سفارش ساخت
expandede order ترتیب مبسوط
executive order اجرائیه
executive order فرمانده دوم ناو
engine order دستور ماشین
fragmentary order دستور جزء بجزء
low order انفجار کند یا ناقص
march order دستورحرکت
march order ترتیب حرکت دستورراهپیمایی
job order حکم کار
march order ترتیب راهپیمایی
job order دستور کار
lubrication order دستور روغنکاری
minor order صفوف روحانی پایین درجه
ionic order سبک بالشی سبک تابخور
ionic order سبک متکائی
job order دستور انجام کارتعمیرات
lexicographic order ترتیب لغت نویسی
lever of the second order اهرم نوع دوم
march order ف__رمان ح__اضر به راه
landing order دستورتخلیه بار
landing order اجازه تخلیه بار
made to order سفارشی
march order حاضر براه کردن
made to order فرمایشی
order arms فرمان بجای خود در حال مسلح بودن با تفنگ
modification order سفارش اصلاحی
low order پایین رتبه
night order دستورات شبانه
low order کم اثر کم انرژی ضعیف
in chronological order به ترتیب تاریخ
in a bad order درهم برهم
operation order دستور عملیاتی
operation order دستورعملیات
high order رتبه بالا
order arm پافنگ
order arms فرمان پافنگ
order arms پافنگ
night order دستور شبانه
in a bad order خراب
movement order دستور حرکت
low order مرتبه پایین
natural order نظم طبیعی
in order to prove برای اثبات
indue order به ترتیب صحیح
mail order of payment دستور پرداخت کتبی
low order digit رقم پایین رتبه
low order bit بیت مرتبه پایین
order processing time مدت انجام سفارش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com