Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 168 (8 milliseconds)
English
Persian
ingot gold
شمش طلا
Search result with all words
ingot of gold
شمش طلا
Other Matches
ingot
فلز قیمتی
ingot
بصورت شمش در اوردن
ingot
شمش
ingot
قالب
ingot iron
فولاد خیلی نرم
ingot iron
اهن شمش
ingot mould
قالب شمش
ingot production
تولید شمش
ingot pusher
هل دهنده شمش
ingot pusher
فشرنده شمش
ingot stick
شمشه
o.h. ingot steel
فولاد شمش زیمنس مارتین
round ingot
شمش گرد
slab ingot
برامه
slab ingot
شمش لوحه
ingot bar
میله شمش
ingot furnace
کوره گرمایش مجدد شمش
ingot breaker
شمش شکن
ingot buggy
واگن شمش
ingot car
واگن شمش
ingot chariot
واگن شمش
ingot butt
لبه شمش
ingot butt
سرشمش
ingot casting
ریخته گری شمش
ingot copper
مس شمش
ingot crane
جراثقال شمش
ingot crusher
دستگاه خردکننده شمش شمش شکن
ingot dog
انبر شمش
ingot dog
گیره شمش
ingot retractor
دستگاه کشش مجدد شمش
cogged ingot
شمشه فولادی
cogged ingot
شمش فولادی
ingot chill
مبرد شمش
ingot iron o.steel
فولاد کربن گیری شده
ingot drawing crane
جراثقال کشش شمش
big end up ingot
شمش دوسر گرد
ingot slicing lathe
دستگاه جداکننده شمش
ingot conveying device
تجهیزات انتقال شمش
ingot dressing shop
پرعیار کردن شمش
ingot feeder head
مخزن کمکی تغذیه شمش
ingot peeling machine
دستگاه جداسازی شمش
ingot mould glazing
لعابدهی قالب شمش
ingot iron o.steel
فولادبسمر فولاد زیمنس مارتین
cast iron ingot
شمش چدن
ingot corner segregation
انفکاک گوشههای شمش
top end of an ingot
سر و ته یک شمش
ingot boring lathe
دستگاه مته شمش
ingot casting car
واگن ریخته گری شمش
ingot charging crane
جراثقال بارگیری شمش
mild steel ingot block
قالب شمش فولاد نرم
gold
سکه زر
gold
زر
gold
Au :symb
gold
ثروت رنگ زرد طلایی
gold
اندود زرد نخ زری
gold
طلا
gold
چشم گاومیش
gold
جامه زری
gold
دایره مرکزی هدف
Gold
<adv.>
<noun>
رنگ طلائی
gold
پول
best gold
تیری که نزدیک به نشان اصابت کرده تیری که نزدیک به مرکزهدف اصابت کرده باشد
gold washing
شستن طلائی
[نوعی سفیدگری مرسوم در افغانستان که با رنگزدائی فرش های قرمز، آنرا بصورت ترکیبی اتفاقی از رنگ های زرد و نارنجی در می آورد. این نوع زمینه رنگی، مورد علاقه بعضی از خریداران اروپایی می باشد.]
to dig gold
زرکندن
gold fish
ماهی طلایی
to dig gold
زردراوردن
white gold
الیاژی از طلا شبیه به پلاتین که از ترکیب نیکل یا سایرفلزات و طلا بدست می اید
gold dust
گرد طلا
gold dust
خاک طلادار
to prospect for gold
جستجوی زردر محلی کردن برای جستجوی زر در جایی پی کردن
gold-plated
آبطلا دادهشده - طلااندودشده
heart of gold
<idiom>
شخصیت بخشنده داشتن
the name of the unit of gold
دینار
All that glitters is not gold .
<proverb>
هر چیزى که مى درخشد طلا نیست.
gold field
ناحیه زرخیز
as good as gold
<idiom>
مثل یک تکه جواهر
gold-rimmed
آنچهلبهوقالبطلاداشتهباشد
All is not gold that glitters.
<proverb>
هر آنچه میدرخشد طلا نیست(هر گردى گردو نیست).
inlaid with gold
زرنشان
inlaid with gold
زرکوب
inlaid with gold
طلا کوب
paper gold
طلای کاغذی
paper gold
منظور حق برداشت مخصوص است
red gold
زر
red gold
پول
gold thread
گلابتون زر
gold medal
مدال طلا
gold beetle
سوسک طلایی
gold bug
سوسک طلایی
gold cloth
زربفت
gold cloth
زری
gold contacts
اتصالات الکتریکی
gold contacts
که با طلا پوشیده شده اند تا مقاومت الکتریکی را افزایش دهند
gold crisis
بحران طلا
gold digger
جوینده طلا
gold digger
زنی که با افسونهای زنانه مردان را تیغ میزند
gold embroidery
زردوزی
gold fever
حرص زرجویی
gold fever
اتش حرص که درجویندگان زرافروخته میشود
gold beating
زرورق سازی
gold beating
زرکوبی
gold beater
زرورق ساز
gold medals
مدال طلا
fool's gold
پیریت
fool's gold
سولفور اهن
dutch gold
زرورق بدل
gold tisane
زر بافت
gold tisane
زربفت
gold washer
خاکشو
gold washer
کسیکه خاک زرداررابرای زرجویی میشوید لاوک خاکشویی
gold fish
ماهی قرمز
gold carats f.
زرهیجده عیار
gold amalgam
جیوه امیخته بازر
gold bar
شمش طلا
gold filled
دارای روکش طلا
gold flow
جریان طلا
gold standard
نظام پولی طلا
gold mining
استخراج طلا
gold standard
پایه طلا
gold or silver
گلابتون
gold palm
نوعی نشان جنگی
gold palm
نشان شرکت در جنگهای ازادی امریکا
gold parity
برابری طلا
gold standard
واحد طلا
gold solder
لحیم طلا
gold reserve
اندوخته طلا
gold refinery
واحد تصفیه طلا
gold parting
تصفیه طلا
gold market
بازار طلا
gold standard
نظام پایه طلا
gold flow
انتقال طلا
gold foil
ورقه زر
gold standards
حالتی که پشتوانه اسکناس یا پول کشوری طلا باشد
gold foil
زرورق کلفت
gold pool
صندوق مشترک طلا
gold standards
سیستم پشتوانه طلا
gold refining
تصفیه طلا
gold leaf
ورقه طلای نازک
gold leaf
زرورق نازک
gold worked steel
فولاد اصلاح شده
to alloy gold with copper
عیارزدن
rolled gold bracelet
دست بند طلایی
[غلتیده ]
gold lace
[braids]
گلابتون
[نخ های تزئینی از طلا یا نقره برای جلوه های ویژه در زمینه قالیچه]
The gold market is booming .
بازار طلااینروزها گرم است
the streets are paved with gold
<idiom>
از در و دیوار شهر پول می بارد
My gold ring is in pawn.
انگشتر طلایم درگرو است
gold and silver plant
حشیشه القمر
gold export point
قیمت کالای خارجی با ارزخریداری شده خودداری میکند
gold exchange standard
پایه ارز طلا
gold import point
حالتی است که کشور خریداری کننده کالابه جای ارز یا پول
gold currency system
نظام پولی طلا
gold import point
طلای خالص به فروشنده میدهد
gold leaf electroscope
الکتروسکپ با برگههای طلا
international gold standard
پایه طلای بین المللی
gold bullion standard
پایه طلای غیر مسکوک
gold bullion standard
پایه شمش طلا
gold oak leaf
برگ خرما
gold backing system
نظام پشتوانه طلا
silver inwrought with gold
سیمینهای که زردر ان کارکرده باشند
gold backing system
نظام پایه طلا
to alloy gold with copper
بارزدن
to alloy gold with copper
امیختن
gold import point
نقطه ورود طلا
the morning hour has gold in its mouth
<proverb>
سحرخیز باش تا کامروا باشی
full bodied gold coin
سکه طلای تمام عیار
Anyone can count the seeds in an apple, but only Gold can count the number of apples in a seed.
هر کسی نمی تواند تعداد دانه های داخل یک سیب را بشمارد اما فقط خدا می تواند تعداد سیب های نهفته در یک دانه را بشمارد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com