English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 129 (8 milliseconds)
English Persian
initial acceleration شتاب اولیه
Other Matches
acceleration شتاب
acceleration تعجیل
acceleration سرعت دادن
acceleration گاز دادن
acceleration تندی
acceleration سرعت
acceleration تعجیل افزایش
acceleration تسریع
acceleration جهش تحصیلی
acceleration space فضای شتاب
acceleration time زمان شتاب
angular acceleration شتاب زاویهای
centrifugal acceleration شتاب گریز از مرکز
centripetal acceleration نیروی جانب مرکز
coefficient of acceleration ضریب شتاب
acceleration principle یعنی سرمایه گذاری مساوی است باحاصلضرب ضریب شتاب میزان سرمایه گذاری لازم برای افزایش یک واحد تولید در تغییرات در تولید
acceleration principle براساس این اصل سرمایه گذاری متناسب است با تغییرات تولید که بارابطه زیر بیان می گردد : Y * A = I
acceleration of gravity شتاب گرانش
acceleration of gravity شتاب ثقل
acceleration lane خط شتاب
acceleration lane خط سرعت گیری
acceleration error اشتباه مسیر هواپیما دراثرتغییر سرعت
acceleration of gravity شتاب گرانی
acceleration coefficient ضریب شتاب
acceleration principle اصل شتاب
negative acceleration شتاب منفی
net acceleration شتاب برایند
net acceleration شتاب خالص
resultant acceleration شتاب برایند
resultant acceleration شتاب خالص
normal acceleration شتاب عمودی
normal acceleration شتاب قائم
positive acceleration شتاب مثبت
longitudinal acceleration شتاب طولی
linear acceleration شتاب خطی
instantaneous acceleration شتاب لحظه ای
transverse acceleration شتاب عرضی
coriolis acceleration شتاب یک ذره که دریک دستگاه مختصات شتابدار درحرکت است
educational acceleration جهش آموزشی
centripetal acceleration شتاب مرکزگرا
electron acceleration شتاب الکترون
impact acceleration شتاب ضربه ای
coefficient of acceleration ضریب شتاب اقتصادی
acceleration of free fall شتاب گرانی
post deflection acceleration شتاب ثانوی
acceleration of free fall شتاب ثقل
compass acceleration error خطای شتاب جهت یاب
compass acceleration error اشتباه قطب نما در اثر سرعت گرفتن کشتی یا هواپیما
acceleration due to gravity شتاب ثقل
initial اولین
initial value مقدار اولیه
initial پاراف اصلی
initial اولین امضاء
initial اول
initial اصلی اغازی
initial ابتدایی
initial بدوی
initial واقع در اغاز
initial اولین قسمت
initial پاراف در اغاز قرار دادن
initial نخستین حروف نام و نام خانوادگی رانوشتن
initial اغازکردن
initial اولیه
initial پاراف کردن
initial از حافظه پشتیبان به حافظه اصلی
initial خطای داده که اختلاف بین داده در شورع پردازش و مقدار خط ی آن است
initial توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
initial موقعیتی که باید پیش از انجام یک تابع برقرار باشد
initial آدرسی که در آن اولین دستور برنامه ذخیره شده است
initial اولین یا در ابتدا
initial اولین حرف کلمه به ویژه از یک نام
initial حرف اول کلمه
initial تابع کوتاهی که برنامه را باز میکند
initial نخستین
initial اصلی
initial اغازی
initial ابتدائی
initial خروجی صفر
initial که هنگام مقداردهی اولیه متغیر تنظیم میشود در ابتدای برنامه
initial نقط ه شروع
initial thrust نفوذ اولیه نفوذ اصلی
initial thrust ضربه اصلی
initial strength استحکام اولیه
initial state حالت اغازی
initial stage طبقه نخستین
initial spurt جهش اغازین
initial vector مسیر اصلی یا اولیه هواپیمای رهگیر بعد ازشروع رهگیری
initial velocity سرعت اولیه
initial velocity سرعت ابتدایی توپ
initial velocity سرعت اغازی
initial voltage ولتاژ هاله بنفش
stickup initial حرف درشت اول پاراگراف
initial reserves ذخایر اصلی احتیاط اولیه یا اصلی
initial reserves ذخایر اولیه
initial expenses هزینه ابتدائی
initial level سطح اولیه
initial approach مسیر تقرب اصلی
initial flood پیش سیل
initial approach تقرب اولیه هواپیما
initial expenses هزینه نخستین
initial campaign معرفی کالا به بازار
initial cost هزینه اولیه
initial condition شرط اولیه
initial condition شرایط اولیه
initial mass جرم اولیه
initial movement نخستین اقدام
initial movement نهضت اول پیشقدمی
initial speed سرعت اولیه
initial pressure فشار ابتدایی
initial point نقطه اغاز
initial point نقطه کنترل هوایی
initial adjustment تنظیم صفر
initial point نقطه سرپل هوایی
initial point نقطه شروع
initial point نقطه اولیه
initial point نقطه شروع عملیات
initial capital سرمایه اولیه
initial base font فونت پایه اغازی
initial boiling point نقطه اغاز جوشش
magnetic initial permeability قابلیت نفوذ اولیه
magnetic initial permeability پرمئابیلیته ی مغناطیسی اولیه
initial program load بارگیری برنامه اغازی
initial fire request درخواست ابتدایی اتش
initial inverse voltage ولتاژ معکوس نخستین
initial susceptibility and permeability مغناطیس پذیری و نفوذپذیری اولیه
initial setting time of concrete زمان شروع گرفتن سیمان
I'll put in the initial outlay , you do the work . ما یه اولیه از من کار از تو
initial alternating short circuit curren جریان متناوب اتصال کوتاه ضربهای
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com