Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 89 (1 milliseconds)
English
Persian
initial spurt
جهش اغازین
Other Matches
spurt
فوران
spurt
کوشش ناگهانی وکوتاه جنبش تند وناگهانی
spurt
خروج ناگهانی
spurt
جهش جوانه زدن
spurt
فوران کردن جهش کرد ن
spurt
جهش
spurt
جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
spurt
افزایش ناگهانی
end spurt
جهش پایانی
initial
از حافظه پشتیبان به حافظه اصلی
initial
تابع کوتاهی که برنامه را باز میکند
initial
که هنگام مقداردهی اولیه متغیر تنظیم میشود در ابتدای برنامه
initial value
مقدار اولیه
initial
خطای داده که اختلاف بین داده در شورع پردازش و مقدار خط ی آن است
initial
توابعی که به عنوان بارکننده اصل برنامه کار می کنند
initial
موقعیتی که باید پیش از انجام یک تابع برقرار باشد
initial
آدرسی که در آن اولین دستور برنامه ذخیره شده است
initial
اولین یا در ابتدا
initial
اولین حرف کلمه به ویژه از یک نام
initial
حرف اول کلمه
initial
نقط ه شروع
initial
خروجی صفر
initial
ابتدائی
initial
اغازی
initial
پاراف کردن
initial
نخستین حروف نام و نام خانوادگی رانوشتن
initial
پاراف در اغاز قرار دادن
initial
اولین قسمت
initial
واقع در اغاز
initial
بدوی
initial
ابتدایی
initial
اصلی اغازی
initial
اولین
initial
اول
initial
اغازکردن
initial
اصلی
initial
نخستین
initial
پاراف اصلی
initial
اولین امضاء
initial
اولیه
initial stage
طبقه نخستین
initial velocity
سرعت اولیه
initial reserves
ذخایر اصلی احتیاط اولیه یا اصلی
initial reserves
ذخایر اولیه
initial state
حالت اغازی
initial point
نقطه اغاز
initial point
نقطه کنترل هوایی
initial point
نقطه شروع
initial point
نقطه سرپل هوایی
initial strength
استحکام اولیه
initial thrust
ضربه اصلی
initial voltage
ولتاژ هاله بنفش
initial velocity
سرعت اغازی
initial velocity
سرعت ابتدایی توپ
initial vector
مسیر اصلی یا اولیه هواپیمای رهگیر بعد ازشروع رهگیری
initial pressure
فشار ابتدایی
initial thrust
نفوذ اولیه نفوذ اصلی
stickup initial
حرف درشت اول پاراگراف
initial point
نقطه اولیه
initial point
نقطه شروع عملیات
initial cost
هزینه اولیه
initial condition
شرط اولیه
initial condition
شرایط اولیه
initial capital
سرمایه اولیه
initial campaign
معرفی کالا به بازار
initial approach
تقرب اولیه هواپیما
initial approach
مسیر تقرب اصلی
initial adjustment
تنظیم صفر
initial acceleration
شتاب اولیه
initial speed
سرعت اولیه
initial expenses
هزینه نخستین
initial expenses
هزینه ابتدائی
initial movement
نهضت اول پیشقدمی
initial flood
پیش سیل
initial movement
نخستین اقدام
initial mass
جرم اولیه
initial level
سطح اولیه
magnetic initial permeability
قابلیت نفوذ اولیه
magnetic initial permeability
پرمئابیلیته ی مغناطیسی اولیه
initial inverse voltage
ولتاژ معکوس نخستین
initial base font
فونت پایه اغازی
initial boiling point
نقطه اغاز جوشش
initial program load
بارگیری برنامه اغازی
initial fire request
درخواست ابتدایی اتش
initial susceptibility and permeability
مغناطیس پذیری و نفوذپذیری اولیه
initial setting time of concrete
زمان شروع گرفتن سیمان
I'll put in the initial outlay , you do the work .
ما یه اولیه از من کار از تو
initial alternating short circuit curren
جریان متناوب اتصال کوتاه ضربهای
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com