Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
injurious to good order
مخل نظم
Other Matches
in good order
<adj.>
تروتمیز
in good order
<adj.>
منظم
in good order
<adj.>
مرتب
good order
خوش ترتیب
[فلسفه]
in good working order
دایر
external good order
اصطلاحی در حمل و نقل که دال بر وضعیت فاهری مناسب کالای مورد حمل میباشد
it is in good working order
خوب کار میکند
it is in good working order
دایر است
Orderly . In good order . Tidy . Ship - shape .
مرتب ومنظم
injurious
مضر
injurious
اسیب رسان
What is good for the goose is good for the gander . One cant apply double standards .
یک بام ودو هوانمی شود
marching order
[travel order]
دستور پیشروی
[ارتش]
HE is good at math. He has a good head for figures.
حسابش ( ریاضیات ) خوب است
Good gracious ! Good heaven ! My god !
پناه برخدا
in order
درست
in order
صحیح
in order
دایر
out of order
از کار افتاده
in order to ...
تا
[اینکه ]
in order that
تا اینکه
in order that
برای اینکه
in order to ...
برای
[اینکه]
in order that he may go
برای اینکه برود
in order that i may go
برای اینکه بروم
order
[placed with somebody]
دستور
[ازطرف کسی]
to the order of
بحواله کرد
to the order of
به حواله کرد
to the order of
در وجه
first order
مرتبه اول
In this order. In this way.
باین ترتیب
out of order
<idiom>
کارنکردن
out of order
<idiom>
برخلاف قانون ،نامناسب
well-order
خوش ترتیب
[ریاضی]
second order
مرتبه دوم
re order
سفارش دوم باره
order
[placed with somebody]
سفارش
[ازطرف کسی]
order about
پیوسته پی فرمان فرستادن
to order
<idiom>
به ترتیب
order off
حکم خروج
out of order
درهم برهم
out of order
نادرست
out of order
خراب
by order of
فرمان
by order of
حسب الامر
in order to
<idiom>
اعتماد شخص را بدست آوردن
order
دستورالعمل
order
سفارش دادن کالا یا جنس
order
ن
order
سبک معماری
order
نظام معماری
order
دستورالعمل دستور
order
سفارش دادن دستور دادن
order
مرتب کردن
order
حکم
order
منظم کردن
order
سفارش دادن تنظیم کردن
order
نظم
order
دستورعملیاتی
order
دستور
order
ترتیب
order
ترتیب انجام کار
order
فرمان نظم
order
نظم دادن
order
دستور دادن
order
سفارش
order
حواله
order
حواله کرد حواله کردن دستور
order
خرید سفارش خرید
order
کد عمل
order
راسته
order
مرتبه
order
پردازندهای که عملیات ریاضی و منط قی را کدگشایی کند و انجام میدهد مط ابق کد برنامه
order
دستور سفارش
order
شیوه
order
امر
order
دستور دادن سفارش
order
سفارش دادن
order
رتبه
second order factor
عامل مرتبه دوم
second order conditions
شرایط مرتبه دوم
lever of the second order
اهرم نوع دوم
short order
خوراکی که زود مهیا میشود
landing order
دستورتخلیه بار
stop order
دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
superior order
امر مافوق
second order reaction
واکنش مرتبه دوم
superior order
دستور مافوق
the line is out of order
سیم خراب است
third order reaction
واکنش مرتبه سه
lexicographic order
ترتیب لغت نویسی
low order
پایین رتبه
low order
انفجار کند یا ناقص
purchase order
سفارش خرید
reculaulation order
تنظیم محاسبه مجدد
referral order
درخواست برای اماد غیرموجود یا جایگزین در انبار
review order
لباس وتحملات سان
word order
ترتیب وقوع کلمه در عبارت یا جمله
review order
لباس وتجهیزات و وسائل کامل
route order
ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
pecking order
<idiom>
راه ارتباط بایکدیگر
sort order
نظم ترتیب
route order
فرمان ستون راه رو
low order
کم اثر کم انرژی ضعیف
second order conditions
شرایط ثانوی
purchase order
دستور خرید
landing order
اجازه تخلیه بار
corinthian order
ساختارقرمتی
doric order
سبکمعمارییونانقدیم
law and order
اطاعتازقانون
postal order
هزینهپستی
lubrication order
دستور روغنکاری
social order
سازمانوساختاراجتماعی
job order
دستور کار
In chronological order.
بترتیب تاریخ ( بطور مسلسل )
job order
حکم کار
job order
دستور انجام کارتعمیرات
To order a meal.
سفارش غذا دادن ( درهتل ؟رستوران )
Is your passport in order ?
آیا گذرنامه ات مرتب وآماده است ؟
points of order
اخطار نظامنامهای
point of order
اخطار نظامنامهای
to set in order
درست کردن
to set in order
منظم کردن
work order
برگ کار
transaction in order
liability avoid to
transaction in order
معامله به قصد فرار از دین
transfer order
دستورالعمل ارائه وفایف اجرایی یا انتقال وفایف اجرایی نیروهای مسلح
trial order
سفارش ازمایشی
warning order
دستور اگهی
warning order
دستور اماده باش اعلام اماده باش
word order
ترتیب واژه ها
made to order
سفارشی
order for goods
سفارش کالا
work order
درخواست انجام کار حکم کار
My stomach is out of order.
مزاجم مرتب کارنمی کند
march order
حاضر براه کردن
march order
ف__رمان ح__اضر به راه
high order
رتبه بالا
operation order
دستور عملیاتی
operation order
دستورعملیات
order arm
پافنگ
order arms
فرمان پافنگ
order arms
پافنگ
order arms
فرمان بجای خود در حال مسلح بودن با تفنگ
order book
دفتر سفارشات
order cheque
چک به حواله کرد
order cheque
چک در نام فرد خاص
order code
رمز دستور
the goods are on order
کالا را سفارش داده ایم
order form
نمونه سفارش نامه پر نکرده
night order
دستورات شبانه
night order
دستور شبانه
march order
دستورحرکت
ionic order
سبک بالشی سبک تابخور
ionic order
سبک متکائی
low order
مرتبه پایین
march order
ترتیب حرکت دستورراهپیمایی
indue order
به ترتیب صحیح
in order to prove
برای اثبات
made to order
فرمایشی
minor order
صفوف روحانی پایین درجه
in chronological order
به ترتیب تاریخ
modification order
سفارش اصلاحی
movement order
دستور حرکت
in a bad order
درهم برهم
in a bad order
خراب
order format
قالب دستور
order format
قالب سفارش
order in council
تصمیم هیات مشاورین سلطنتی
order time
زمان سفارش کالا
march order
ترتیب راهپیمایی
partial order
پاره ترتیب
partial order
ترتیب جزئی
pay order
لیست پرداخت حقوق
pay order
سندپرداخت حقوق
payable to order
قابل پرداخت به حواله کرد
phantom order
قرارداد تولید وسایل نظامی درزمان جنگ قرارداد تبدیل کارخانههای شخصی به کارخانجات نظامی
place an order
سفارش دادن
post order
حواله پستی
probation order
دستور یا حکم تعلیق مجازات
processing of the order
انجام سفارش
provisional order
دستور موقت اداری
public order
نظم عمومی
order off the field
حکم خروج
order of the day
دستور جلسه
order of the day
معادل agenda
order in council
تصویب نامه دولتی
order of bankruptcy
حکم ورشکستگی
order of battle
ترتیب نیرو
order of battle
سازمان نیروهایا یکان
order of council
تصمیم هیات مشاورین سلطنتی در غیاب یا بیماری پادشاه یا ملکه
order of discharge
حکم تصفیه
order of discharge
حکم برائت ذمه
order of fire
روش تیراندازی
order of fire
ترتیب توالی اتش
order of fire
ترتیب احتراق موتور
order of magnitude
مرتبه بزرگی
order of matrix
مرتبه ماتریس
order of service
سوت داور بمعنای دستورسرویس دادن
order of the day
برنامه روزانه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com