English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 106 (7 milliseconds)
English Persian
inner transition elements عناصر واسطه داخلی
Other Matches
elements یک شماره ازخانه ماتریس یا آرایه
elements المان
elements جزء
elements اساس
elements رکن اساس جزئی از یک قسمت یایکان
elements عنصر عملیاتی
elements رکن
elements که ازقسمتهای مشابه بسیار تشکیل شده است
elements کوچکترین واحد یا نقط ه روی صفحه نمایش که رنگ یا شدت آن قابل کنترل است
elements کوچکترین واحد پایه برای ارسال داده دیجیتال
elements یک عنصر منحصر به فرد داده در آرایه
elements دروازه یا ترکیبی از دروازه ها
elements عامل اصلی محیط طبیعی
elements عنصر
elements سازه برقی
elements جسم بسیط
elements جوهر فرد
elements عنصر اساس
elements اصل
elements محیط طبیعی اخشیج
elements عامل
essential elements وسایل ضروری
essential elements [پارامترهای اصلی جهت بافت و یا مقدمات بافندگی و رنگرزی]
Euclid's Elements اصول اقلیدس [ریاضی]
elements of expense عوامل هزینهای
elements of expense عوامل تولید هزینه
cantilever elements عناصر کنسولی
combat , elements عناصر رزمی
combat , elements یکانهای رزمی
Euclid's Elements اصول اقلیدس [ریاضی]
elements of weather عناصر موثر در شرایط جوی عوامل جوی
essential elements عناصر ضروری
job elements عناصر شغلی
minor elements عناصر فرعی
minor elements عناصر جزئی
representative elements عناصر نماینده
trace elements عناصر کمیاب
war of the elements انقلابات طبیعی
combat , elements عناصر درگیر در رزم
transition تغییر وضعیت از نوعی به نوع دیگر
transition گذار
transition فراگذاری
transition گذر
transition نقط های در برنامه یا سیستم که تغییری رخ میدهد
transition تحول
transition انتقالی
transition برزخ
transition عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر
transition انتقال
electron microscope elements ارکانمیکروسکوپالکترونی
constituent elements of crime عناصر متشکله جرم
rare earth elements خاکهای نادر
essential elements of information عناصراصلی اطلاعات
essential elements of information عناصر اصلی اخبار
transition moment گشتاور انتقال
transition point نقطه فراگذری
transition period دوره انتقال
transition diagram گذارنما
transition element عنصر واسطه
transition layer منطقه یا حدود انحراف درارتفاع پرواز
transition period دوره گذار
transition moment گشتاورجهش
transition probability احتمال انتقال
transition probability احتمال جهش
energy transition عبور انرژی [ عبور عرضه انرژی ازسوخت سنگواره ای به سوخت پایدار ]
transition fittings اتصالگذرا
transition section مقطع تبدیل
transition time زمان انتقال
transition time زمان تحول
transition temperature دمای تبدیل
transition temperature دمای فراگذری
transition temperature دمای تحول
transition state حالت گذار
transition series گروه عناصر واسطه
transition ranges میدان تیر انتقالی
transition diagram نمودار گذارها
glassy transition تبدیل شیشهای
gamma transition تبدیل شیشهای
galss transition تبدیل شیشهای
forbidden transition جهش الکترونی ممنوع
first order transition گداز مرتبه یک
absorption transition تحول جذب
approach transition تبدیل ورودی
electronic transition جهش الکترونی
electron transition عبور الکترون
electron transition انتقال الکترون
demographic transition گذار جمعیت
gate transition شیر فلکه تبدیل
indirect transition عبور یا انتقال غیرمستقیم
interband transition انتقال باند- باند
transition altitude ارتفاع استاندارد هواپیما ارتفاع هواپیما طبق جداول فنی پرواز
transition level سطح حداکثر انحراف درارتفاع پرواز
phase transition تبدیل فاز
demographic transition انتقال جمعیتی
light transition loss تلف عبور نور
glass transition temperature دمای تبدیل شیشهای
rubbery transition temperature دمای تبدیل لاستیکی
magnetic transition point نقطه کوری
gamma transition temperature دمای تبدیل شیشهای
post transition metals فلزات پس واسطه
light transition loss تلف عبوری بار جزئی
magnetic transition temperature نقطه کوری
magnetic transition point نقطه تبدیل مغناطیسی
magnetic transition temperature درجه حرارت تبدیل مغناطیسی
job to job transition فرایند جستجوی یک برنامه وفایلهای مربوط به ان واماده کردن کامپیوتر جهت اجرای یک کار خاص
Recent search history
Search history is off. Activate
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com