English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
inns of court کانون چهار انجمن قانونی درلندن که حق دارندمردم رااجازه وکالت بدهند
Other Matches
inns منزل
inns مسکن دادن
inns درمسافرخانه جادادن
inns مهمانخانه کاروانسرا
inns مسافرخانه
inns of chancery عمارتی در لندن که بیشترشاگردانش حقوق در ان زندگی می کردند
It is for the Court to fix the terms. [ The terms are a matter for the Court to fix.] این مربوط به دادگاه می شود که شرایط را تعیین کند.
court دادگاه افهار عشق
court دربار
court حیاط
court بارگاه
to appear before the court در دادگاه ظاهر شدن
court محکمه
court خواستگاری
court دادگاه
court عشق بازی کردن
the court above محکمه بالاتر
court زمین ورزشهای محوطهای
right court زمین سرویس سمت راست
to take somebody to court کسی را محاکمه کردن
out of court داد باخته
out of court محکوم علیه
court of a محکمه استیناف
ad court زمین سرویس سمت چپ تنیس
tennis court زمین تنیس
summary court دادگاه اولیه دادگاه پادگانی
summary court دادگاه بدوی
squash court زمین بازی اسکواش
service court محل فرود سرویس اسکواش
service court محل فرود سرویس
mid court وسط زمین
religious court محکمه شرع
to put out of court از دستور خارج کردن
to put out of court شایسته مطرح کردن ندانستن
to pay court عرض بندی کردن
supreme court دیوان تمیز
supreme court دیوان عالی کشور
superior court دادگاه تمیز
tennis court 07/32 در59/01 متر
martial court دادگاه نظامی
the superme court دیوانعالی کشور
to court favour توجه و التفات کسی را طلب کردن
superior court دادگاه عالی
rear court انتهای زمین
provost court دادگاه فرمانداری نظامی یا نیروی اشغالی
provost court دادگاه پادگانی
open court دادگاهی که همه مردم حق مراجعه به ان را دارند
president of the court رئیس دادگاه
practice court دادگاه مخصوص رسیدگی به کفالت
police court محکمه خلاف
police court دادگاه خلاف
out door court زمین هوای ازاد
peace court دادگاه بخش
police court ضابطین شهربانی
open court محکمه عمومی
peace court صلحیه
municipal court دادگاه داخلی
probate court محکمه امور حسبی
probate court دادگاه وصایا و ارث
prize court شعبهای از دادگاه اداره نیروی دریایی که باامور....کاردارد
military court دادگاه نظامی
moot court دادگاه تمرینی دانشجویان حقوق
motor court متل
municipal court دادگاه شهرداری
police court کلانتری
playing court زمین بازی
ball is in your court <idiom> [نوبت تو هست که قدم بعدی را برداری یا تصمیم بگیری]
to bring somebody before the court [s] کسی را دادگاه بردن
The ball is in your court. <idiom> حالا نشان بده که چند مرد حلاجی!
court rug فرش تالاری یا درباری [این نوع فرش از نفیس ترین و گران ترین فرش ها می باشد و دارای نقش ها و طرح های عالی با نخ ممتاز بوده و فقط بصورت سفارشی برای محل های خاص بافته می شود.]
to have recourse to a court به دادگاه رجوع کردن [حقوق]
to apply to a court به دادگاه رجوع کردن [حقوق]
ante-court [اولین صحن در خانه های بزرگ]
base-court حیات بیرونی
contempt of court اهانت به دادگاه [جرم جنایی]
The ball is in your court. <idiom> حالا نوبت تو است.
court division بخش دادگاه
court style سبک کورت [دوره جدیدتری از سبک گوتیک شعاع ساز و گوتیک در فرانسه]
contempt of court توهین به دادگاه [جرم جنایی]
to settle out of court به توافق رسیدن خارج از دادگاه
out of court settlement توافق بدون محکمه [حقوق]
kangaroo court دادگاه پوشالی
court shoes رجوع شود به pump
court shoe رجوع شود به pump
volleyball court 9 در 81 متر
volleyball court زمین والیبال
trial court دادگاه رسیدگی به امورموضوعی
trailer court محل استقرار ترایلر بااتاقهای چرخدار متصل به وسائط نقلیه
traffic court دادگاه ویژه رسیدگی به تخلفات رانندگی
traffic court دادگاه عبور و مرور
kangaroo court دادگاه غیرقانونی
kangaroo court دادگاه مندرآوردی
law court دادگاه قضایی
kangaroo court <idiom>
hold court <idiom> همانند شاه وملکه دربین موضوع مورد بحث عمل کردن
High Court دادگاهویژهجرائممهم
crown court دادگاهیدر انگلستانو ولز
court of law دادگاه
right service court داورسرویسراست
court division دادگاه
court referee داورزمینبازیسرپوشیده
centre court حیاطمیانی
traffic court دادگاه تخلفات رانندگی
magistrates court دادگاه جنحه
court of appeal دادگاه استیناف
court of record در CL فقط اینگونه محاکم حق صدور حکم جریمه و زندان را دارند
court of record دادگاهی که پرونده و سوابق دعاوی مطروحه را حفظ میکند
court of province دادگاه استان
assize court محاکم سیار جنایی
assize court دادگاه جنایی
base court حیاط بیرونی یاعقبی
court of justice دادگاه
court of iquiry دادگاه رسیدگی
court of grievances دادگاه مظالم
court of review دادگاه تجدید نظر
court order قرار صادره از دادگاه
court of appeal دادگاه پژوهش
criminal court عشق بازی کردن
criminal court محکمه جنائی
court yard حیاط
court of appeal دادگاه عالی محکمه استیناف
court tennis تنیس داخل سالن
court session جلسه دادگاه
court procedure محاکمه
court plume پرهای شتر مرغ که برای ارایش درموی سر بکار برند
change court تعویض زمین
court martial دادگاه نظامی
court martial محاکمه نظامی محاکمه نظامی کردن
court games بازیهای محوطهای
court card سرباز
court card بی بی
court card صورت :شاه
country court دادگاه بخش
contempt og court اهانت به دادگاه
court martial در دادگاه نظامی محاکمه کردن
clerk of the court کاتب
court of first instance محکمه بدایت
court of first instance دادگاه شهرستان
court of appeals دادگاه استیناف
master of the court مدیر دفتر دادگاه
court material دادگاه نظامی
court martiall شورای نظامی
court martiall دادگاه نظامی
circuit court دادگاه منطقهای
circuit court دادگاه استیناف
commercial court دادگاههای صنفی
criminal court راز و نیاز کردن
lower court محکمه تالی
court-martial دردیوان حرب محاکمه کردن
international court دادگاه بین المللی
court-martialled دردیوان حرب محاکمه کردن
court-martialling دردیوان حرب محاکمه کردن
court-martials دردیوان حرب محاکمه کردن
court of first instance دادگاه بدوی
court of inquiry دادگاه تفتیش
court of inquiry کمیسیون تحقیق
judicial court محاکم عدلیه
odd court زمین سرویس سمت چپ
left court زمین سرویس سمت چپ
kangoroo court دادگاه محلی
kangoroo court دادگاه پوشالی و پرهرج ومرج
juvenile court دادگاه نوجوانان
jurisdiction of the court صلاحیت دادگاه
juvenile court دادگاه اطفال
judicial court دادگاههای دادگستری
high court of دیوانعالی کشور
high court of دیوانعالی تمیز
half court قسمت سرویس زمین تنیس
dut of court ممنوع از اینکه دادگاه بافهارارتش رسیدگی می نماید
court of inquiry بازپرسی
court of appeal دادگاه استان
district court صلحیه
court of appeal محکمه استیناف دادگاه پژوهشی
district court دادگاه بخش
disciplinary court دادگاه انتظامی محکمه اداری
disciplinary court محمکه انتظامی
deuce court زمین سرویس سمت راست تنیس
cross court بسمت مخالف زمین در قطر
criminal court دادگاه جنایی
front court نیمهای که به ان حمله میشود
front court محوطه جلو خط سرویس اسکواش
half court زمین سرویس
grenade court میدان تیر یا میدان اموزش پرتاب نارنجک
civil court division بخش دادگاه مدنی
chief clerk of the court مدیر دفتر دادگاه
to give evidence before the court در دادگاه گواهی دادن
appeal to the supreme court فرجام خواستن
criminal court division بخش دادگاه جنایی
to apply to the court of arbitration به دادگاه حکمیت رجوع کردن [حقوق]
justice of supreme court مستشار دیوان عالی کشور
drumhead court martial محاکمه صحرایی
respondent in court of cassation فرجام خوانده
purging a contempt of court جریمه اهانت به دادگاه غرامت توهین به دادگاه
general court martial دادگاه عالی نظامی
high court of cassation دیوان عالی کشور
high court of cassation دیوان عالی تمیز
hight court of cassetion دیوان عالی تمیز
hight court of cassetion دیوان عالی کشور
ping pong court محوطه بازی پینگ پنگ
petition to court of first instance عرضحال بدوی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com