English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
input admittance of the tube مقدار هدایت اولیه لامپ
Other Matches
input admittance مقدار هدایت طاهری اولیه
input admittance ادمیتانس اولیه
effective input admittance گذرایی موثر ورودی
admittance ورود دخول
admittance پذیرش
admittance ادمیتانس
admittance گذرایی
admittance هدایت فاهری
cyclic admittance گذرایی حلقهای
synchronous admittance گذرایی همزمان
complex admittance گذرایی مختلط
asynchronous admittance گذرایی ناهمزمان
to refuse somebody admittance to something پذیرش کسی را برای چیزی رد کردن
admittance ticket بلیطورودی
electrode admittance گذرایی الکترد
effective output admittance گذرایی موثر خروجی
Y-tube مجرایدوشاخه
tr tube کلید فرگیر
tube well چاه لولهای
inner tube لاستیک تویی اتومبیل و غیره
down tube تیوپپائینی
tube قسمت خاندار لوله
tube لامپ
tube لوله
tube تونل
tube مجرا
tube دودکش نای
tube نی
tube لوله خمیرریش وغیره
tube ناودان
tube لامپ لاستیک تویی اتومبیل ودوچرخه وغیره
tube لوله دارکردن
tube لامپ بی سیم
tube لامپ الکترونی
tube از لوله رد کردن
input وسیلهای مثل صفحه کلید یا خواننده بار کد که عملیات یا اطلاعات را به صورتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند و داده را به پردازنده ارسال میکند
input لیست دستورات که به صورت ورود انجام می شوند.
input وسیله ورودی
input دستور زبان برنامه نویسی که منتظر ورود داده می ماند از پورت یا صفحه کلید
input 1-تابع ورودی . 2-فضای ورودی
input مجموعه دستوراتی که وسیله ورودی /خروجی را کنترل میکند و داده دریافتی را به محل اصلی ذخیره سازی انتقال میدهد
input فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود
input داده یا اطلاعی که به کامپیوتر منتقل شده است
input عمل وارد کردن اطلاعات
input سیگنالهای الکتریکی که به مدارهای مربوطه اعمال می شوند تا عملیات را انجام دهند
input انتقال داده یا اطلاع از خارج کامپیوتر به حافظه اصلی اش
input دادن ورودی
input کامپیوتری که داده دریافت میکند
input ای که خلی سریع نیست به علت محدودیت نرخ ورودی از رسانه جانبی کندتر
input ورودی
input در رونده
input درداده
input داده ها اطلاعات ورودی
input انرژی وارده به دستگاه قدرت ورودی
input توان ورودی
input درون گذاشت
input درون داد
input نیروی مصرف شده
input خرج
input مصرفی
input درونداد
input فضای ذخیره سازی موقت داده از رسانه ورودی پیش از ارسال آن به حافظه یا پشتیبان
input کامپیوتر یا وسیلهای که کندترین بخش آن ارسال داده است
input بلاک داده ارسالی به فضای ورودی
input بخشی از حافظه اصلی که داده ارسالی از حافظه پشتیبان را می گیرد تا پردازش شود یا در بخشهای دیگر توزیع شود
input مدار یا اتصالی که به کامپیوتر امکان دریافت داده از وسیله خارجی میدهد
input سردستهای که وسیله ورودی را به کامپیوتر وصل میکند
input پول بمیان نهاده
input توان اولیه
input توان ورودی ورودی
input سیگنال اولیه
stuffing tube لولههای کانال کشی ناو
stroboscopic tube لامپ استروبوسکپی
thermionic tube لامپ گرمیونایی
shaft tube خروجی محور
stern tube لوله اژدر پاشنه ناو
shoot the tube موج سواری در حفره موج
sheppard tube لامپ شپرد- پیرس
speaking tube لوله مخصوص مکالمه بین دواتاق
thermionic tube لوله الکترونی که دران الکترون بوسیله حرارت دادن به الکترود منتشر میشود لوله گرمایونی
thermionic tube لوله ترمویونیک
indicator tube لامپ سیگنال
tube cutter لوله بر
tube amplifier تقویت کننده لامپی
trigger tube لامپ رها ساز
industrial tube لامپ تجارتی
torpedo tube سکوی پرتاب اژدر
torpedo tube لوله اژدر
stroboscopic tube لامپ چشمک زن
torpedo tube اژدر انداز
tube holder سر پیچ
seamless tube لوله بی درز
peanut tube لامپ بادامی
output tube لامپ خروجی
nixie tube یک لامپ خلاء که برای نمایش اعداد ناخوانا بکار می رود
motor tube استوانه موتور موشک
mixer tube لامپ مخلوط کننده
pool tube لامپ مایع
mcnally tube لامپ مکنلی
kelvin tube لوله کلوین که جهت اندازه گیری عمق اب بکار میرود
jetting tube لوله تزریق در حفاری
inverter tube لامپ واژگونه ساز
pezometer tube لوله فشارسنج
pezometer tube لوله پیزومتری
picture tube لامپ تصویر
rubber tube لوله لاستیکی
roentgen tube لامپ رونتگن
reactance tube لامپ راکتانس
radio tube لامپ رادیو
projection tube لامپ تصویر
polyethylene tube لوله پلی اتیلنی
pneumatic tube لاستیک اتومبیل
pitot tube لولهای در مسیر جریان سیال که فشار داخل ان بافشار کل محیط برابر است
pitot tube لوله پیتو
feed tube مجرایعبورغذا
tube insulator مقره لولهای
head tube لاستیکراس
grain tube لولهحبوبات
flow tube تیوبدرگردش
flexible tube تیوبقابلانعطاف
firing tube لولهاحتراق
feeding tube مخزنریزشتخم
extension tube میلهبازشو
ensiling tube انبارسیلو
draught tube لاستیکجریانهوا
discharge tube مجرایتخلیه
body tube لاستیکبدنه
main tube تیوپاصلی
measuring tube لولهاندازهگیری
discharge tube لامپ تخلیه الکتریکی [فیزیک]
unloading tube مخزنتخلیه
tilt tube مجرایسایهروشن
thermocouple tube لولهترموکویل
steering tube تیوپفرمان
seat tube تیوپصندلی
rigid tube لولهسخت
pressure tube لولهفشار
overflow tube لولهآبهایاضافی
adjusting tube لولهمحرک
x ray tube لامپ پرتو ایکس
tungar tube لامپ تانگار
tube welding جوشکاری لوله
tube voltage ولتاژ لامپ
tube tester دستگاه ازمایش لامپ ازمایش کننده لامپ
tube tester لامپ سنج
tube set رادیوی لامپی
tube rolling نورد کاری لوله
tube resistance مقاومت لامپ
tube receiver گیرنده لامپی
tube outlet لوله زیر اب
tube of force لوله قوا
unit tube لوله واحد
vaccum tube لامپ خلاء
x ray tube لامپ رونتگن
williams tube لامپ ویلیام
vortex tube وسیلهای فاقد هرگونه قطعه متحرک که دران اختلاف فشارسبب ورود جریان سیال ازطریق شکافهای مماسی میگردد
voice tube لولههای صدارسان
vinyl tube لوله وینیلی
vacuum tube لوله خلاء
vacuum tube لامپ خلاء
vacumm tube لامپ خلاء
tube of force لوله میدان
burster tube لوله خرج تلاش
casing tube لوله زره دار
casing tube لوله جدار
damper tube لامپ کاهنده
hard tube لامپ سخت
connecting tube لوله رابط
coolidge tube لامپ کولیج
copper tube لوله مسی
glow tube لامپ کنتاکتی
glow tube لامپ مشتعل
corrugated tube لوله موجدار
counting tube لامپ شمارشگر
air tube لوله هوا
capillary tube لوله مویین
capillary tube لوله موئین
pickup tube دوربین تلویزیونی
burster tube لوله منفجر کننده
bronchial tube نای
bronchial tube قصبه الریه
breather tube لوله تهویه یا هواگیری
braun tube لامپ براون
bourdon tube لوله بوردون
bleeding tube لوله هواگیری
bifurcated tube مانیفولد لوله دوراهه
eustachian tube شیپور استاش
ballast tube تخته مقاومت لامپی
amplifire tube لامپ تقویت کننده
amplifier tube لامپ فزون ساز
burster tube لوله حاوی منفجرکننده
camera tube دوربین تلویزیونی
crookes tube لامپ کروکس
glass tube لوله شیشهای
eustachian tube شیپوراستاخی
display tube لامپ نمایشگر
gage tube لوله پیتو
dropping tube قطره چکان
fluorescent tube لامپ فلورسنت
air tube کلید ضد فرگیر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com