English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English Persian
input frequency فرکانس اولیه
input frequency فرکانس ورودی
Search result with all words
maximum input frequency فرکانس ورودی حداکثر
Other Matches
input مصرفی
input توان اولیه
input توان ورودی ورودی
input سیگنال اولیه
input دادن ورودی
input ورودی
input در رونده
input سیگنالهای الکتریکی که به مدارهای مربوطه اعمال می شوند تا عملیات را انجام دهند
input درداده
input داده ها اطلاعات ورودی
input انرژی وارده به دستگاه قدرت ورودی
input درون داد
input سردستهای که وسیله ورودی را به کامپیوتر وصل میکند
input انتقال داده یا اطلاع از خارج کامپیوتر به حافظه اصلی اش
input عمل وارد کردن اطلاعات
input داده یا اطلاعی که به کامپیوتر منتقل شده است
input فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود
input لیست دستورات که به صورت ورود انجام می شوند.
input وسیله ورودی
input دستور زبان برنامه نویسی که منتظر ورود داده می ماند از پورت یا صفحه کلید
input 1-تابع ورودی . 2-فضای ورودی
input مجموعه دستوراتی که وسیله ورودی /خروجی را کنترل میکند و داده دریافتی را به محل اصلی ذخیره سازی انتقال میدهد
input کامپیوتری که داده دریافت میکند
input ای که خلی سریع نیست به علت محدودیت نرخ ورودی از رسانه جانبی کندتر
input فضای ذخیره سازی موقت داده از رسانه ورودی پیش از ارسال آن به حافظه یا پشتیبان
input کامپیوتر یا وسیلهای که کندترین بخش آن ارسال داده است
input بلاک داده ارسالی به فضای ورودی
input مدار یا اتصالی که به کامپیوتر امکان دریافت داده از وسیله خارجی میدهد
input توان ورودی
input نیروی مصرف شده
input خرج
input وسیلهای مثل صفحه کلید یا خواننده بار کد که عملیات یا اطلاعات را به صورتی که قابل فهم برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند و داده را به پردازنده ارسال میکند
input بخشی از حافظه اصلی که داده ارسالی از حافظه پشتیبان را می گیرد تا پردازش شود یا در بخشهای دیگر توزیع شود
input درونداد
input پول بمیان نهاده
input درون گذاشت
input resistance مقاومت موثر اولیه
two input adder افزایشگر با دو ورودی
two input firm بنگاه تولیدی باد و عامل تولید
input terminal ترمینال اولیه
variable input داده متغیر
filament input ورودی فیلامان
input output ورودی خروجی
variable input نهاده متغیر
input of current تغذیه و هدایت جریان
effective input فرفیت موثر ورودی
input resistance مقاومت ورودی
input noise پارازیت اولیه
data input داده ها
input signal سیگنال ورودی
data input اطلاعات ورودی
input of current ورود جریان
three input adder افزایشگر با سه ورودی
input gap فاصله اولیه
input reactor سلف ورودی پیچک ماقبل
input reactor پیچک ورودی
input reactance مقاومت کور اولیه
input queue صف ورودی
input pulse پالس ورودی
input reactance راکتانس اولیه
input pulse ایمپولز ورودی
input programme برنامه ورودی
input preamplifier پری امپلی فایر ورودی تقویت کننده ورودی
input power قدرت ورودی
manual input ورودی دستی
input power توان ورودی
noninverting input ورودی غیروارونگر
input parameter پارامتراولیه
input parameter پارامتر ورودی
input register ثبات ورودی
input signal سیگنال اولیه
input socket ساکت ورودی
input/output فضای ذخیره سازی موقت برای داده دریافتی از حافظه اصلی پیش از ارسال به وسیله ورودی /خروجی یا دادهای که از وسیله ورودی /خروجی پردازش میشود یا در حافظه اصلی ذخیره میشود
input/output داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
input/output آدرس فعلی آن در حین اجرا وارد میشود
input/output استفاده از برچسب برای مراجعه به وسیله ورودی /خروجی خاص
input/output مدار یا اتصالی که حاوی کانال ورودی /خروجی برای وسیله دیگر است
input/output وسیله جانبی
input/output مدیریت و کنترل میکند
input/output بررسی
input/output وسیله هوشمند که جریان داده را بین CPU و وسایل ورودی /خروجی
input/output اتصال بین پردازنده و وسیله جانبی که امکان ارسال داده را فراهم میکند
input/output فضای ذخیره سازی موقت برای داده که ورودی یا خروجی باشد
input/output سیگنال قضعه از رسانه جانبی یا برای بیان اینکه نیاز به یک عمل ورودی یا خروجی است
input translator مترجم اولیه
input winding سیم پیچی اولیه
input waveform شکل موج ورودی
input voltage ولتاژ اولیه
input unit واحد ورودی
input/output اتصالاتی که به داده و سیگنالهای کنترلی امکان انتقال بین CPU و حافظه یا وسیله جانبی میدهد
input/output سیگنال تقاضا از CPU برای داده ورودی یا خروجی
input spectrum طیف ورودی
input stage طبقه ورودی
input/output پردازندهای که ارسال ورودی /خروجی را برای CPU انجام میدهد شامل DMA و امکانات تصحیح خطا
input spectrum بیناب یا طیف اولیه
input stage طبقه اولیه
input stream جریان سیر ورودی
input stream مسیل ورودی
input tape نوار اولیه
input terminal ترمینال ورودی
input time زمان اولیه
input transformer ترانسفورماتور اولیه
instrumental input داده سودمند
input translator مترجم ورودی
input/output ارسال و دریافت داده بین کامپیوتر و رسانه جانبی و نقاط دیگر خارج سیستم
input/output دستور برنامه که داده را از حافظه به پورت ورودی /خروجی منتقل میکند
input/output کلمهای که بیتهایش وضعیت رسانه جانبی را شرح میدهد.
input unit واحد اولیه
voice input ورودی صوتی
input impedance مقاومت فاهری اولیه
input device دستگاه ورودی
input data داده ورودی
input data دادههای اولیه
input data معلومات یا دادههای ورودی
input current جریان اولیه
input current جریان ورودی
input coupling تزویج اولیه
input coupling پیوست ورودی
input coordinate مختصات اولیه
input diode دیود ورودی
input diode دیود اولیه
input drift رانش اولیه
input impedance امپدانس ورودی
input function تابع سیگنال ورودی
input speed سرعت اولیه
input function تابع اولیه
average input نهاده متوسط
input field میدان ورودی
input electrode الکترود اولیه
input electrode الکترود ورودی
input drift رانش ورودی
input control کنترل ورودی
input conductance مقدار هدایت موثر اولیه کندوکتانس ورودی
input block بلاک ورودی
input block واحد ورودی
input attenuation دمفونگ اولیه
input attenuation میرائی ورودی
input attenuation میرائی اولیه
input area ناحیه ورودی
input amplifier تقویت کننده ورودی
input amplifier تقویت کننده اولیه
input admittance مقدار هدایت طاهری اولیه
input bound وسیلهای که عمل به خارج فرستادن داده ها را با نرخی سریعتر از ورود داده هاانجام بدهد
input bound کران ورودی
input capacitance فرفیت ورودی
input circuit مدار اولیه
input circuit مدار ورودی
input circuit مدار ورودی لامپ الکترونی
input characteristic منحنی مشخصه ورودی
input card کارت ورودی
input capacitor خازن اولیه
input capacitor خازن ورودی
input capacitance فرفیت اولیه
input admittance ادمیتانس اولیه
input information اطلاعات اولیه
input resonator همنواگر جعبهای ورودی
input selector انتخابگرورودی
input mode حالت ورودی
input level سطح ورودی
input media رسانه ورودی
two input subtractor کاهشگر با دو ورودی
clocked input ورودی با سنجش زمان
input limiter محدود کننده ورودی
input limited ای که خیلی سریع نیست به علت محدودیت نرخ ورودی از رسانه جانبی کندتر
input monitors صفحهنمایشداخلی
input level سطح دریافتی
input mode وضعیت ورودی
input noise پارازیت ورودی
input data معطیات ورودی
input information اطلاعات ورودی
input wire سیمداخلی
input devices ابزارخروجی
input output controller کنترل کننده ورودی- خروجی
graphic input device دستگاه ورودی گرافیکی
input output control کنترل ورودی- خروجی
input output channel کانال ورودی- خروجی
input noise voltage ولتاژ پارازیت اولیه
graphics input hardware سخت افزار ورودی گرافیکی
input output bus گذرگاه ورودی- خروجی
input admittance of the tube مقدار هدایت اولیه لامپ
input output bound شرایطی که در ان سرعت واحدپردازش مرکزی به دلیل عملیات ورودی و خروجی کم میشود
input output bandwidth پهنای باند ورودی- خروجی
input output analysis تحلیل داده ها ستاده ها مطالعه تجربی روابط متقابل بخشهای مختلف اقتصاد
input bias current جریان ارام اولیه
input energizing quantity اندازه تحریک ورودی
input bias current جریان بایاس ورودی
input output device دستگاه ورودی و خروجی
input output redirection تعیین مسیر ورودی- خروجی
input selector switch سوئیچ سلکتور ورودی
input output relation رابطه ورودی- خروجی
input output symbol علامت ورودی- خروجی
input output system سیستم ورودی- خروجی
input output table جدول داده ها ستاده ها
input output table این جدول جریان عوامل تولید
input output table و محصولات
input output table بین بخشهای گوناگون اقتصادی را مشخص و اندازه گیری میکند
input pair of terminals زوج ترمینالهای اولیه
input job stream مسیل برنامه ورودی
input output processor پردازنده ورودی- خروجی پردازشگر ورودی- خروجی
input output unit واحد ورودی- خروجی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com