English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 80 (5 milliseconds)
English Persian
inspired books کتابهای الهام شده
Other Matches
inspired الهام شده
inspired ملهم
an inspired article مقاله رسانده
an inspired article مقاله القاشده
i had many books he had none من کتابهای بسیار داشتم اوهیچ نداشت
he took to books زدبکتاب
i have as many books as you هر چند
i have as many books as you کتاب شما دارید منهم دارم
my other books کتابهای دیگر من
he took to books پرداخت به کتاب خواندن
keep books دفترداری کردن
to keep books دفترداری کردن
those books are yours ان کتابها
these books are their این کتابهامال ایشان است
the two books are a like با هردو یک جور معامله کردم
various books کتابهای گوناگون یا مختلف
our books کتابهامان
our books کتابهای ما
those books are yours مال شما است
many books کتابهای بسیار
many books چندین کتاب
f. of books عاشق کتاب
f. of books مایل به کت اب
books دفتر
books شماره بازیگرخطاکار
books اصول متداول یک ورزش اگاهی در مورد نقاط قوت وضعف حریف
books رزرو کردن توقیف کردن
books درکتاب یادفترثبت کردن
books کتاب
books مجلد دفتر
books فصل یاقسمتی از کتاب
books ثبت کردن
d.'s books ورق
keep books <idiom>
one for the books <idiom> چیز غیر عادی
lodge-books کتاب مقررات معماری
log books دفتر رخدادهای روزانه
comic books کتاب دارای کاریکاتورهایی که داستانی را شرح میدهد
comic books کتاب کاریکاتور
Stackup the books. کتابهارا روی هم بچین
to be in ones good books موردالتفات کسی بودن
To cook the books. حساب بالاآوردن (حساب سازی کردن )
Enter it in the books . آنرا دردفاتر وارد کنید
log books رخداد نگاشت
log books رخداد نامه
We have two books extra. دوتا کتاب اضافه ( زیادی) داریم
My books are all scattered. کتابهایم همه پرت وپلاشده اند
telephone books راهنمای تلفن
telephone books دفتر تلفن
to borrow up to ... books تا... [مدتی] کتاب قرض گرفتن
hit the books <idiom> برای کلاس آماده شدن
phone books کتاب راهنمای تلفن
phone books دفتر حاوی شمارههای تلفن
to be in ones black books مغضوب کسی واقع شدن
cash books دفتر نقدی
leave your books w me پیش
heretical books کتب ضلاله
heretical books کتب ضلال
collecting books وصول مطالبات
books of this type این نوع کتابها
talking books صفحه گرامافون مخصوص تدریش زبان وغیره
prayer books دعانامه
prayer books نماز نامه
prayer books کتاب نماز
leave your books w me برای
leave your books w me درنظر
list of books فهرست یا صورت کتابها
the books that you bought کتابهایی که شما خریدید
the books hereof کتابهای این کتابخانه
sibilline books کتابهای فالگیر رومیان باستان که میگفتندزنهای غیبگو نوشته اند
sacred books کتب مقدسه
sacred books کتابهای مقدس
i owe for all my books پول همه کتابهای خود راقرض کردم
the desk is piled with books میز از کتاب انباشته شده است
in one's good books (graces) <idiom> موردعلاقه شخص قرار گرفتن
coffee-table books کتاب پر تصویر و بزرگ و پر جلایی که روی میزپیشدستی قرار میدهند
the desk is piled with books کتابهادر روی میزانبوه شده اند
the fire books of moses اشعاریا کتابهای پنجگانه توراه
Put the books back on the shelf. کتابها را بگذار توی قفسه سر جایش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com